نگاهی هجوگونه به مقولات رابطهی جنسی با مخلفات سیاسی
در بخش سینمای زن که در کانال یوتوب به آن پرداختیم وارد موجهای مختلف جنبش فیمنیستی شدیم. در گذر از موج دوم به موج سوم و اینکه چرا موج دوم به پایان راه خود رسید به این نکته اشاره کردیم که مناظرهها و مجادلههایی که در تاریخ به آنها «جنگ سکس» میگویند شکل گرفت. موضوع این مباحث در باب نگرشهای مختلف جامعهی زنان به رابطهی جنسی، تنفروشی، صنعت پورن یا هرزهنگاری و در نهایت تعریفی دوباره در باب آزار جنسی و تعرض و تجاوز بود. گروهی که نگاه مثبتی به رابطهی جنسی و دور کردن هرگونه محدودیتی از آن داشت به سکس-پازیویستها مشهور شدند و از دل آن فمینیسم افراطی و رادیکال نیز بیرون آمد. این گروه طرف مقابل را به محافظهکاریهای برآمده از سنت و مذهب محکوم میکردند و تا همین لحظه جنگ بین این دو گروه زیاد و زیادتر شده است. آقای «پیتر وودوارد» در اولین اثری که کارگردانی آن را بر عهده دارد سعی کرده با نگاهی بهدور از محدودیت و از طریق دالانهای هجو وارد دنیای مثبتنگری به رابطهی جنسی شود.
داستان فیلم از طریق دختری با نام «ویرجینیا» که برآمده از خانوادهای بهشدت مذهبی-سنتی است وارد جریان اصلی خود میشود. ویرجینیا بعد از تقابل با پسر جوانی با نام «جیک» وارد گروهی میشود که به آزادی رابطهی جنسی در کنار زندگی روتین خانوادگیاشان ایمان دارند. کارگردان سعی دارد ویرجینیا را همچون دختری از میان مردمان عادی وارد این نگرش کاملاً رادیکال و افراطی کند. او در این راه گذری تاریخی به همهی مباحثهها و مجادلههای بین دنیای فمینیسم رادیکال و نگرشهای دیگر نیز میپردازد. اما مشکل کار آنجاست که کارگردان زن نیست و گویی در بین این سرک کشیدنهای تاریخی به موضوعات جدلی در دنیای فمینیسم کمیتاش لنگ است. دنزل واشنگتن در مصاحبهای که پس از اکران فیلم «حصار» داشت اینگونه عنوان میکرد که «اگر من سیاهپوست به ساختن فیلمی در باب دنیای سیاهپوستان میپردازم نه به سبب این است که اسکورسیزی یا اسپیلبرگ نمیتوانند این آثار را بسازند، بلکه به سبب وجود واژهای با نام فرهنگ است. در نتیجه من و امثال من در اولویت ساخت این آثار هستیم». بهنظر میرسد گفتهی واشنگتن را میتوان به دیگر درونمایههای سینمایی نیز ارجاع داد و از همین دالان باید گفت که آقای وودوارد باید تلاشی مضاعف میکرد تا بتواند روایتی چنین شلوغ را تبدیل به اثری در خور در باب دنیای روابط جنسی کند.
آقای وودوارد در اثر خود تأکید زیادی روی همان گزارهی مورد نظر فمینیستهای افراطی در باب رابطهی جنسی و مرز میان تجاوز و رابطهی از سر رضایت دارد؛ اینکه «بله» و «نه» گفتن از طریق زبانی یا زبان بدن است که باعث میشود به یک رابطه اتیکت تجاوز یا رابطهی سالم بزنیم. او در طول اثر خود سعی دارد گذری سیاسی هم به این قضیه بزند و بهنوعی هر کسی که در این فیلم علیه این نگرش دست به دشمنی میزند یا مذهبیست، یا محافظهکار و جمهوریخواه یا مربوط به نسل خاصیست. این دو پاره کردن کاراکترها در روایت با برچسبهای دموکراتیک و جمهوریخواه کمی بیش از حد خود را نشان میدهد و کل گزارهی اثر را زیر سوال میبرد.
شاید انتظار داشتیم که که کارگردان روی فوبیای تعهد جیک بیشتر کار میکرد و تلاش ویرجینیا برای رساندن جیک به مرز پذیرش تعهد را تبدیل به مسیر هموارتر در روایت میکرد که متأسفانه این اتفاق در فیلم رخ نمیدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.