تجربیات تلخ ما را بالغ میکنند
«یامی» دانشجوی هنر است و بهتازگی با «نااویا» وارد رابطهای مجدد شده است. او و نااویا سالها قبل با هم رابطه داشتند و بهنوعی یامی عاشق نااویا بوده، اما بهناگاه نااویا او را رها میکند و یامی تنها میماند. اما بار دیگر نااویا به سمت او آمده و یامی نیز میپذیردش. حال یامی حامله است و این حاملگی چالشی بزرگ در زندگی آنها ایجاد کرده است.
«تاکیویا کاتو» در اولین تجربهی فیلمسازی خود سعی کرده وارد رابطهی یک زوج جوان شود و از زوایای مختلف فراز و نشیبهای این رابطه را به تصویر درآورد. یامی و نااویا هر دو دانشجوی هنر هستند و آرزوها و نقشههای زیادی برای آیندهی خود دارند، اما حاملگی ناخواستهی یامی همهچیز را تغییر میدهد.
آقای کاتو روایت خود را در حالی آغاز میکند که یامی و نااویا برای بار دوم در یک خانه زندگی میکنند. این رابطه زمان حال است. اما کاتو برای درک بهتر رابطهی این دو تنها به زمان حال اکتفا نمیکند و با رفت و برگشتهای متمادی مخاطب را به گذشته برده و چگونگی آشنایی، رابطهی ابتدایی و حتی جدایی این دو را هم تصویر میکند. اتفاقی که بهخوبی میتواند مخاطب را در بطن رابطهی زناشویی این دو نفر وارد کند. یامی نااویا را عشق اول خود میداند، کسی که باکرهگی او را هم گرفته و همین امر باعث شده است همواره به سوی این مرد جوان کشیده شود. آقای کاتو شخصیت یامی را بهخوبی تصویر کرده است. رابطهی او با چهار دوستاش، مسافرتی که با آنها میرود، صحبتها و دردودلهایی که این دوستان از روابط هم دارند و کمک گرفتنهای یامی در زمانهایی که به یک دوست نیاز دارد همگی توانسته شناخت شخصیت یامی را راحتتر هم کند. رابطهی یامی با خانواده، مرگ مادر و تنهایی پدر و عذاب وجدانی که بهنوعی یامی از نبودن در کنار مادرش دارد هم مسیر روایت آقای کاتو را برای درک بهتر او هموار کرده است. بهنظر میرسد این روایت باید از زاویهدید یامی باشد، زیرا کارگردان تازهکار زمان زیادی را صرف شرح این کاراکتر کرده است. اما نااویا نیز سوی دیگر روایت است و چند سکانس به این شخصیت اختصاص داده شده است، چند سکانسی که اگر نبودند مخاطب راحتتر میتوانست روایت را درک کند. اما حالا آقای کاتو محکوم به بیتوجهی به نااویا شده است، زیرا مخاطب به درک درستی از شخصیت نااویا و چرایی اعمالی که انجام میدهد نمیرسد. نااویا خودخواه است و این خودخواهی در تمام مسیر داستان بهخوبی دیده میشود، اما آیا این شخصیت حق نداشت حتی دلیل خودخواهی خود را هم کمی شرح دهد و مخاطب وارد تنهایی او نیز شود تا بتواند کمی راحتتر این شخصیت را پذیرا باشد.
آقای کاتو اما در انتخاب قابها و استفادهی بهجا از حرکات دوربین بهترین عملکرد را داشته است. دوربین او آنجا که نیاز بود با روی دست قرار گرفتن شور و نشاط و زندگی یامی و دوستاناش را به زیبایی تصویر کرده و آنجا که میخواهد دلتنگی و خستگی و تنهایی یامی را تصویر کند با ثابت قرار گرفتن این تنگنا را بهخوبی نشان میدهد. آقای کاتو در خانهی یامی از پن به راست و به چپ و حتی تیلت بیشتر بهره گرفته است تا بتواند راحتتر شرایط سخت و چالش بزرگ روبهروی زندگی او را تصویر کند. آقای کاتو از برشهای زیادی در مسیر روایت خود استفاده کرده و هر اتفاقی را با چندین برش و در فواصل زمانی متفاوت در برابر مخاطب قرار میدهد و مخاطب را مجبور میکند برای درک بهتر رابطهی این دو نفر بیشتر هم به داستان توجه کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.