پوستر فیلم سگ‌های شکاری

همه‌چیز در یک شب

سگ‌های شکاری
Hounds
محصول ۲۰۲۳ – مراکش، فرانسه
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

در سینمای مراکش اکثراً با آثاری جشنواره‌ای مواجه بوده‌ایم که دائم سعی دارند خود را به هر نحوی که شده به درد و ناله‌های یک شمال آفریقایی دچار کنند. از دل این ناله‌ها سانتیمانتالیسمی زرد بیرون می‌آید که دوست دارد همه‌چیز را در بر بگیرد. بیشتر سینماگران مراکشی از خود جامعه و سینمای ژانری‌ای که می‌تواند در دل این جغرافیا مخاطب را درگیر کند دوری کرده‌اند. اما فیلم اول آقای «کمال لزراق» از جنسی دیگر است. این فیلم مانند بسیاری دیگر از آثار سینمای مراکش درون همین جغرافیاست، اما تفاوت عمده‌ی آن با دیگر آثار جشنواره‌ای وابسته به ژانر بودن است و از دل این وابستگی به‌راحتی برخی فاکتورهای اجتماعی و مذهبی را نیز وارد اثر می‌کند.

داستان از صبحی تا صبح دیگر است؛‌ یک روز کامل در زندگی حسام و پدرش، حسن. البته روایت با افتتاحیه‌ای آغاز می‌شود که قرار است مبدأ و مقصد دو کاراکتر اصلی را تعیین کند. پس از مسابقه‌ای زیرزمینی که سگ‌ها در آن به جان یکدیگر می‌افتند، کاراکتری با نام «دیب» سگ‌اش را از دست می‌دهد و به‌همین دلیل از طرف مقابل کینه به دل می‌گیرد. سپس با برشی مستقیم وارد زندگی روزمره‌ی حسام می‌شویم که کارگری ساده در باربری است. دوربین همراه حسن به کافه‌ای می‌رود و درست در همین کافه شخصیت ساده و قانع این پسر جوان پرداخته می‌شود و هر آنچه که پس از این در خلال اتفاقات فیلم شاهد هستیم برآمده از همین شخصیت‌پردازی است. حسام خیره به مکالمات دیگران می‌نگرد، اما هیچ‌گاه خود را درگیر حتی رویایی ساده در باب زندگی‌ دیگری نمی‌کند. پس از این است که حسن وارد می‌شود و پسر را برای انجام مأموریتی با خود همراه می‌کند. این دو قرار است فردی را بربایند و به نزد کارفرما ببرند و پول خوبی به جیب بزنند. همه‌چیز به‌نظر ساده است، اما کارگردان همین سادگی را به درون مسیر سینمای ابزورد و تصادف‌های آن می‌برد. این فرد ربوده‌شده در عقب ماشین این دو خفه شده و می‌میرد. کارفرما که همان دیب در افتتاحیه است این جنازه را قبول نمی‌کند و از آن‌ها می‌خواهد به بیرون شهر رفته و هر چه سریع‌تر از شر این جنازه خلاص شوند.

روایت این فیلم خطی ساده همچون بسیاری از داستان‌های ابزورد را پی می‌گیرد. آنچه در این اثر بسیار به چشم می‌آید تسلط کارگردان روی فرهنگ اجتماعی و مذهبی این مردمان است و در اثر خود نه سعی دارد بخشی از آن را دچار غلوزدگی کند و نه حتی به دنبال شعاری از جنس سینماهای دورافتاده است. او قصه می‌گوید و این قصه بدون آنکه محتاج رخدادی شگفت‌انگیز باشد بالذات هیجان‌آور است. پدر و پسری برای معدوم کردن یک جنازه گام‌به‌گام دچار اشتباه و بدشانسی می‌شوند و در این مسیر تحول شخصیتی هر دو نیز باعث نمی‌شود روایت از پوچی لذت‌بخش خود تهی شود. آنچه که کارگردان مراکشی تصویر می‌کند سیر رخدادهایی است که گویی درون فیلم هم تصادفی هستند؛‌  همین‌قدر زنده و گیرا. سینمای مراکش به سینماگرانی از این دست بسیار نیاز دارد تا بتواند از جغرافیای خود، فولکلورهای مذهبی و اجتماعی نهایت بهره را ببرد تا گستره‌ی وسیع‌تری از مخاطبان سینما را درگیر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟