پوستر فیلم پرسه(گامی بلند) میان باد

از روزگار رفته حکایت

پرسه(گامی بلند) میان باد
Striding Into the Wind
محصول ۲۰۲۰ – چین
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

فیلمسازان مستقل در نسل نوی سینمای چین نوید این را می‌دهند تا مخاطب کم‌کم پا را از سینمای نسل پنجم نیز فراتر بگذارد. در مرور فیلم «برج بی‌‌سایه»ی آقای «ژانگ لو» اشاره کردیم که این دست از فیلمسازان چگونه به درون روابط بینافردی در دنیای  آثار خود می‌روند. «وی شوجون» شاید جوان‌ترین فیلمساز نسل نوی چین است. چندی پیش اثر جدید او منتشر شد، اما به‌سبب اینکه از سال ۲۰۲۰ تا کنون ۲ اثر دیگر نیز از او منتشر شده بود تصمیم گرفتیم پس از یافتن اولین فیلم بلند داستانی او در سال ۲۰۲۰ دنیای سینمایی این کارگردان را بهتر و بیشتر غور کنیم. آقای شوجون در فیلم اول خود نشان می‌دهد که چگونه دلداده‌ی سینمای «وونگ کاروای» و «هونگ سانگو»ست.

روایت فیلم درباره‌ی پسری جوان با نام «کن» است. او در دانشکده‌ی فیلمسازی مشغول تحصیل در رشته‌ی صدابرداری است. اما روایت از این زاویه آغاز نمی‌شود. آقای شوجون درست از زاویه‌ای وارد روایت می‌شود که کن را پسری رها از همه‌چیز و بی‌هدف نشان می‌دهد؛ از زمانی که آزمون گواهینامه‌ی رانندگی را با غضب رها می‌کند تا لحظه‌ای که برای دیدن دوست‌دختر خود وارد مرکز خرید می‌شود. اما آقای شوجون باز هم برنامه‌ی دیگری برای کاراکتر اصلی خود دارد. کن به محل فروش ماشین‌های کارکرده می‌رود و با پولی که دارد یک جیپ مدل ۹۷ را خریداری می‌کند. آنچه باعث نزدیکی او و این ماشین می‌شود ویدیویی‌ است که فروشنده از راندن این ماشین میان دشت‌های مغولستان داخلی نشان می‌دهد. گویی این تبدیل به هدف نهایی کن در این برهه از زندگی‌اش می‌شود. کل رخدادهای بعدی در داستان واکنشی به این خواسته‌ی کن است. مغولستان داخلی یکی از نقاط هم‌مرز چین با کشور مغولستان و روسیه است و به‌سبب داشتن دشت‌های وسیع و وزش باد معروف است.

کن در این روایت همه‌چیز را، حتی آبروی مادر معلم و پدر پلیس‌اش، را فدای این سفر می‌کند. کن جوانی با استعداد است که حتی استاد نیز به این استعداد واقف است، اما دغدغه‌ی او چیزی جز رهایی نیست. کن به‌دنبال کمی سکون است و لذت بردن، اما راه رسیدن به این سکون را گویی یاد نگرفته است. او از ۱۰ سالگی ساز «کر» یا همان «فرنچ هورن» را می‌نوازد، اما دلبسته‌ی هیچ‌کدام از این توانایی‌ها نیست. فیلم آقای شوجون نیز درست روی این خصوصیت کاراکتر کن تمرکز دارد که چگونه از طریق یک جیپ، ویدیویی از یک دشت و در نهایت ناتوانی از تصمیم گرفتن وارد برهه‌ی زندگی خود می‌شود که ترکه‌ی نازک و دردناک تجربه برنامه‌ی دیگری را برای او ریخته است.

روایت آقای شوجون در این فیلم هم ادای دینی است به تمام فیلمسازانی که او را به اینجا رسانده‌اند و هم وام گرفتن از قاب‌ها و تکنیک‌های وونگ کاروای و هونگ سانگسو برای ورودی خالصانه به ارتباط صدای محیط و تصویر و انتزاع یک تعامل دوسویه بین کاراکترها. اما این فیلم خبر خوبی دیگر برای سینمای چین دارد و آن چیزی جز پررنگ‌تر شدن «شهر» در این سینماست. آنچه طی سال‌ها از سینمای چین به‌یاد داریم جز سر زدن‌های اندک برخی فیلمسازان به درون محیط شهری و تنفس در فضای شهر نبوده است. اما فیلمسازانی چون آقای شوجون شهر را تبدیل به کاراکتری اصلی در روایت‌های خود می‌کنند. روایت این فیلم درامی جاده‌ای از زاویه‌دید جوانی بدون هدف اما باقریحه میان جاده‌هاست تا صدای واقعی قدم گذاشتن روی دشتی وسیع را هنگام وزش بد حس کند؛‌ گامی که خود، تجربه‌ی بی‌رحم است تا او را به سکوتی از سر کرنش در برابر زندگی وا دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟