سینمایی که فرزند زمان خود است
همزمان با اوج گرفتن شبکههای اجتماعی و وابستگی بیشازحد مردمان جهان به دنیای تکنولوژی و اینترنت گویی سینما نیز در حال اخت شدن با این دگردیسی در ساختار اجتماعی است. در این میان سینمای کرهی جنوبی تمرکز خود را روی انواع و اقسام کلاهبرداریهای اینترنتی و هر نوع جرم بزرگ و کوچک دیگری که مرتبط با این دنیاست قرار داده است. داستان فیلم جدید آقای «لی یو-سوپ» در دنیایی میگذرد که گویی بخش دیگری از زیست قدرتمندان عرصهی سیاست و تجارت است؛ مرگهایی طبیعی که هیچگاه طبیعی نیستند و فقط توسط گروهی از افراد با ذکاوت برنامهریزی میشوند. شروع روایت نیز با یکی از همین مرگهاست و کارگردان سعی دارد یکبار همهچیز را همچون تصادفهای پیدرپی تصویر کند و در برگشتی خلاصهوار آن عمدی را که پشت این تصادفهاست تصویر میکند. آنچه این شیوهی قتل را به دنیای اینترنت و شبکههای اجتماعی مرتبط میکند همان تئوریهای توطئهی پیچیده در فضای رسانههای اینترنتی است. آقای لی بهخوبی این خردهروایت را بهعنوان حفاظ نگاهدارندهی روایت اصلی پیش میبرد؛ جایی که اگر حتی همهی رخدادها تصادفی بیش نباشد، باز هم گمانهزنیهای افراد در اکس، یوتوب و اینستاگرام همهی معادلات را بر هم میزند.
روایت آقای لی بهراحتی میتوانست این درونمایه را تبدیل به دنیای گستردهای در همان پلاتهای کلیشهی آثار جنایی سینمای کره کند. اما او از ترس پایین آمدن ضربآهنگ و بالا رفتن مدت زمان فیلم گویی خود را در دام برشها و قطع و وصل کردن خردهروایتها میاندازد. داستان فیلم او گویا قرار است ابتدا مخاطب را به درون یک خط مستقیم روایی ببرد، سپس توطئهای را در پس دسیسههای برنامهریزیشده قرار دهد و در نهایت از ترکیب این دو مالیخولیای ذهنی کاراکتر اصلی را به دلیل وسواس بیشازحدش به این شغل تبدیل به هستهی اصلی فیلم کند. اما فاصلهی رسیدن این سه سطح از روایت به یکدیگر بسیار کوتاه است. در این میان نه شخصیتها پرداخت میشوند و نه حتی رخدادها معنایی قابل اعتنا پیدا میکنند. همهچیز در فیلم آقای لی بهسرعت برق و باد رخ میدهد. انتظار میرفت که این اثر مسیری بهمراتب پویاتر از اثر قبلی او با نام «ملکهی جرم» را داشته باشد، اما در نهایت در برخی از نقاط خود حتی ضعیفتر از اثر قبلی است.
فیلم «دسیسه» یکی از آن فیلمهایی است که با درونمایهای که دارد بهراحتی میتوانست تبدیل به یکی از آثار رازآلود مهم سینمای تجاری کره در سال ۲۰۲۴ شود. در این اثر هم میتوان رگههایی از انتقاد تند کارگردان به زردنویسیهای شبکههای اجتماعی و تأثیرگذاری منفی آنها روی ذهن مخاطب را پیدا کرد و هم بازی قدرت و توطئه در مراتب بالای سیاسی و اقتصادی را شاهد بود؛ جایی که سران قدرت برای عوض کردن مسیر تصمیمگیریهای کلان خود با ذکاوت یکی از مهرهها را طی حادثهای غیرمترقبه حذف میکنند. آقای لی فرصتی طلایی را در این روایت از دست داده است و پس از پایان روایت چیزی جز افسوس در ذهن باقی نمیماند. اما چنین درونمایههای جذاب و تأثیرگذاری همچنان آمادهی بهتصویر کشیده شدن توسط فیلمسازان خوشقریحهی دیگریست تا در آینده شاهد آثاری قدرتمندتری باشیم.
واکنش تو به این نقد
بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر میکنی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.