تجربهای که جان نداشت
«هارمونی کورین» با فیلمنامهای که در ابتدای دههی ۲۰ زندگی خود با نام «بچهها» نگاشت بهسرعت تبدیل به چهرهای شناختهشده در دنیای فیلمسازی مستقل سینمای آمریکا شد. او در اولین اثری که کارگردانی کرد بیش از پیش نگاهها را بهسمت خود خیره کرد. پس از آن بود که کورین روی مسیری در سینما گام برداشت که تلفیقی از موسیقی، سینمای تجربی، ترکیب رنگها و دنیای بداههها بود. بداهه در سینمای کورین همان نقشی را بازی میکند که او در تعریف خود از زندگی آمریکایی دارد؛ «آمریکا در نظر من مانند پارکینگی متروک است که یک کاناپهی دور انداختهشده در آن قرار دارد و نور چراغ شهری روی گوشهای از آن افتاده است.» روایتهای کورین بههمین اندازه آمریکایی و چندبرابر بر اساس بداهههای تصویری و تجربیاتاش از کار با دوربینها و لنزهای مختلف است. فیلمهای کورین ترکیبی از کلاژهای تصویری و موسیقایی هستند. بهطور مثال فیلم «تعطیلات بهاری» گویی اصلاً امضای تصویری کورین را در خود ندارد، اما بداهه و تصادفهای درون روایت است که ما را به سینما کورین میرسانند؛ بهقول خود کارگردان «این فیلم برای من همان تعطیلات بهاری خودم بود». حال آقای کورین در اثر جدید خود قرار است مخاطب را به درون سفر انتزاعی و ذهنی یک آدمکش حرفهای از جهنم تا بهشت، از قتل تا عشق و در نهایت از مرگ تا زندگی برساند.
قابهای آقای کورین در این روایت از پالت رنگی معمول در آثار روایی استفاده نمیکند و در عوض مخاطب را در برابر فضایی قرار میدهد که گویی از طریق یک دوربین مادون قرمز آن را تماشا میکند. تلاقی پر از تضاد رنگهای زرد، بنفش و صورتی و قرمز در این فیلم بیش از پیش مخاطب را درون این فضای مالیخولیایی قرار میدهد. همانقدر که باید از این روایت انتظار داستانی خطی و حتی داستانی معمول را نداشته باشیم، به همان نسبت حق داریم که از موزیکی که دائم در اثر حضور دارد شاکی باشیم. زخمی که روایت آقای کورین میخورد از جانب همین انتخاب است. این روایت با این حجم از موسیقی در کنار این مالیخولیای بصری ما را به درون موزیکویدیوهای فستیوالهای موسیقی الکترونیک میبرد که گویی قرار است مخاطب الاسدیزدهاش را چوپانی کند. آقای کورین در این اثر در نقطهای از تکنیکهای تجربی زیست میکند که دیگر سینما نیست. در این روایت بهخوبی میتوان تلاش کارگردان را در ساخت کلاژها از طریق کاراکترهای مختلف درک کرد، اما همکاری او با تراویس اسکات(که در این فیلم نقش صهیون-کارآموز کاراکتر اول- را بر عهده دارد) نتیجهای جز به دام موزیک ویدیو افتادن ندارد. تراویس اسکات در سال ۲۰۲۳ اثری با نام «بزرگترین سیرک»(Circus Maximus) را تولید کرد که یک موزیکویدیوی آنتالوژی بود. در هر حال از آقای کورین انتظار میرود ما را با همان دنیای خاص خود که ترکیبی از فرم آلتمن، آونگاردیسم گدار و استقلال روایی جان کاساوتیس است روبهرو کند. هارمونی کورین یکی از استعدادهای سینمای مستقل آمریکاست که نشان از گستردگی فرمی و تکنیکی سینما در این کشور قارهمانند دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.