کالتترین گربه
از اواخر دههی ۱۹۷۰ که گربهای نارنجی از نژاد پرشین تبدیل به خطوط متحرک شد تاکنون گارفیلد یکی از محبوبترین کاراکترهای کارتونی بوده است. این گربه با تمام گربههای معروف سینما و کمیکبوکها متفاوت است. گارفیلد واقعاً یک گربه است و همهی خصوصیات منحصربهفردش باعث شده تا هر کودک و بزرگسالی بهراحتی این گربهی تنبل اما بانمک را بپذیرد. از همان دهه تا کنون بارها و بارها گارفیلد را بهصورت انیمیشن یا لایواکشن در آثار سینمایی، تلویزیونی و کارتونی تماشا کردهایم. حال در سال ۲۰۲۴ آقای «مارک دیندال» بار دیگر این گربهی نارنجی را روی پردهی سینما آورده است.
مارک دیندال از ابتدای دههی ۱۹۸۰ در دنیای انیمیشن غوطهور است و او را با کارگردانی آثاری چون «زندگی جدید امپراتور» میشناسیم. دیندال دنیای انیمیشن را بهخوبی میشناسد و در آثار خود با توجه به کاراکترهایی که خلق کرده دنیای پیرامون آنها را شکل میدهد. در دنیای گارفیلد نیز وضع به همین گونه است. مخاطب انتظار دارد با همان گربهی تنبل، چاق، عاشق پپرونی و لازانیا و در نهایت با رفتاری کاملاً گربهمآبانه مواجه شود و آقای دیندال دقیقاً همین را به او هدیه میکند.
اما روایت آقای دیندال قصهمحور است و مخاطب صرفاً با چند سکانسی که کارگردان سعی دارد از طریق نوستالژیبازی با این گربه از مخاطب خنده بگیرد روبهرو نیست. کارگردان بهخوبی کاراکتر اصلی خود را وارد ماجراهای پیش رو میکند و در نهایت همانگونه که مناسب ردهی سنی این آثار است پایان قصه را تصویر میکند. روایت آقای دیندال برعکس بسیاری از آثار پرهزینه و لودهی انیمیشنی در هالیوود هم کاراکترهایاش برای مخاطب جذاب هستند و هم قصهاش باعث کشش مخاطب بزرگسال و کودک خواهد شد.
گارفیلد آقای دیندال همان خصوصیاتی را دارد که جیم دیویس به این کاراکتر کارتونی داده بود و همین خصوصیات باعث جدایی این کاراکتر از همهی گربههای سینمایی شده است. آنچه در این روایت مشخص است تلاش کارگردان برای پررنگ کردن خصوصیات یک گربهی خانگی در این انیمشین است و در این کار کاملاً موفق بوده است. او از طریق کاراکترهای خیابانی این تناقض را بهخوبی تصویر میکند. در طول تاریخ سینما انواع و اقسام حیوانات خانگی را در انیمیشنهای مختلف شاهد بودهایم، اما باید گفت که هیچکدام بهاندازهی گارفیلد نتوانستهاند تبدیل به کاراکتری کالت در نظر مخاطب شوند. گارفیلد آقای دیندال واقعاً یک گربه است و این کارگردان و انیماتور بهخوبی این احساس را به مخاطب خود میدهد.
آنچه باعث میشد این انیمیشن بیشتر و بهتر در ذهن باقی بماند شاید استفادهی بیشتر از طراحیهای دستی بود. در طی سالهای اخیر شاهد بودهایم که برخی از مهمترین انیمیشنها با طراحی دستی بوده که توانستهاند روح دیگری را به کاراکترهای خود هدیه دهند. شاید برای کاراکتری چون گارفیلد نیز همین انتظار میرود که همچون آثار چند سال اخیر کمی بهتر و بیشتر از فضایی که در دنیای انیمیشن جاری است استفاده کند. آقای دیندال در این انیمشین تمام سعی خود را کرده که گارفیلد بهطور کامل مخاطب را درگیر حس نوستالژی با این کاراکتر کند، اما همین حس از طریق برخی جزئینگریها در طراحی و دور کردن همهی اثر از چینشهای کامپیوتری به خوبی قابل انتقال بود و باعث میشد گارفیلد را در دنیای جدیدتری مشاهده کنیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.