آلیشیا و جود روایت دمبریده را نجات دادند
«کریم عینوز» برزیلی را بسیاری از سینمادوستان با آثاری چون «زندگی نامریی» و مستندهایی در باب زندگی و ریشههایاش میشناسند. این سینماگر در اولین تجربهی خود در سینمای انگلیسیزبان به قرن شانزدهم در بریتانیا رفته است؛ زمانی که هنری هشتم در میانههای این قرن با زن ششم خود، «کاترین پار»، مشغول زندگی است. روایت با نوشتهای روی صفحهی سیاه در باب تاریخ آغاز میشود و کارگردان از این طریق عنوان میکند که همهی آنچه میبینیم شاید آن چیزهایی نباشد که از درون نوشتهها و اسناد به دست ما رسیده است. پس از این گذر کوتاه واژگانی در باب فیلم الیزابت، دختر یکی از همسران به قتل رسیدهی پادشاه، بهعنوان راوی بسیار کوتاه از جایگاه کنونی کاترین پار و سرنوشت همسران دیگر پادشاه میگوید.
آقای عینوز از همان ابتدا نشان میدهد که مخاطب قرار است در زندگی کاترین پار قرار بگیرد و فیلم نیز حول این کاراکتر تصویر شود. اما او حتی به این تصمیم خود نیز وفادار نیست. آقای عینوز تا میانههای روایت کاترین را همچون کاراکتری محبوب میان فرزندان پادشاه، اصلاحطلبان و در نهایت خدمه تصویر میکند. اما این ورودها کاملاً خلاصه و بدون عمیق شدن شکل میگیرند. آقای عینوز این مسئله را باز نمیکند که اصلاحطلبان صرفاً در تلاش برای اشاعهی ترجمهی انگلیسی کتاب مقدس هستند یا اصلاحات مد نظر آنها شامل همهی ارکان قدرت و رابطهاشان با مردمان است. همین گزینواژهی اصلاحات نیز در پردهی سوم روایت و از طریق بگومگوهای بین بنیادگرایان مذهبی در کلیسا و دیگر همراهان شاه با خانوادهی سیمورها و دیگر اقوام بهدنبال اصلاحات به گوش مخاطب میرسد. روایت آقای عینوز حتی در میانهی خود کاترین را نیز فراموش و او را تبدیل به کاراکتر منفعل و خاموش در پس حضور پادشاه در میان قاب میکند. این تصمیم باعث شده روایت نه در پرداخت کاترین پار به کمال برسد و نه هنری هشتم را از سر بگذراند. آنچه در کل روایت میبینیم پارههایی از زندگی در قصر پادشاه بریتانیاست که مخاطب را چندان درگیر روایت نمیکند. اگر آقای عینوز قرار بوده تلنگری به تاریخ بزند و این را نیز در ابتدای فیلم خود بیان میکند، پس چرا اینقدر کاراکترمحور روایت را پیش برده است؟ این سوال در طول روایت پاسخی نمییابد و صرفاً مخاطب را بهیاد آثاری چون «ژان دو باری» و بخشهایی از فیلم موفق «سه تفنگدار» در قسمت اول میاندازد.
روایت آقای عینوز طراحی لباس، صحنه و چهرهپردازی بالاتر از استاندارد دارد. در کنار اینها باید به بازی رو در روی «آلیشیا ویکندر» و «جود لا» نیز اشاره کنیم که عملاً دمبریدگی خطوط روایی را از طریق بازی خوب خود برای لحظاتی پنهان میکردند. مشکل دیگر در روایت آقای عینوز این است که او نحوهی شکلگیری سلطنت الیزابت اول را نیز در پس ذهن داشته است که با چند خط روایت در ابتدا و انتهای فیلم و چند قاب بسته در میانههای اثر قادر نیست مخاطب را به این مسیر روایی پنهان در اثر خود وارد کند. آقای عینوز در سال ۲۰۲۴ فیلم دیگری نیز روی پرده برده است که باید دید آن اثر در چه تاریخی به دست ما ایرانیها خواهد رسید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.