پوستر فیلم سایه‌ی آتش

مردمان سوخته از جنگ در سایه‌ی شعله‌های آتش

سایه‌ی آتش
Shadow of Fire
محصول ۲۰۲۳ – ژاپن
ژانر جنگ، درام
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

برای شناخت فیلسمازی چون «شینیا تسوکاموتو» نیازی نیست از ابتدا تا انتهای سینمای ژاپن را دیده باشید. این فیلمساز ژاپنی از همان شروع دوره‌ی فیلمسازی خود در سینمای دلهره‌ی ژاپنی و به‌خصوص بخشی از اکستریم‌های ژاپنی که سایپرپانک لقب گرفته بودند فعالیت می‌کرد و حاصل آن سری فیلم‌های «تتسوئو» بود. آقای تسوکاموتو حتی مقابل دوربین فیلمسازانی صاحب امضاء چون تاکاشی میکه هم رفته است تا بتواند در نهایت دنیای فیلمسازی خود را بسازد. حال او در جدیدترین اثر خود و در ادامه‌ی آثار متأخر خود با نام‌های «آتش روی دشت» و «کشتن»‌ وارد سومین لت از دنیای ضد جنگ خود شده است. او در آتش روی دشت به خط مقدم نیروهای ژاپنی در فیلیپین رفته بود و در کشتن به پایان دوران سامورایی‌ها نظری انداخته بود. در این اثر اما او قرار است مخاطب را به دوران پس از جنگ جهانی دوم، آوار مصیبت و رنج روی شهرهای ژاپنی ببرد؛ جایی که مردمان ژاپن نمی‌دانستند برای از دست ندادن عزیزان خود در بمباران به سوگ بنشینند یا از گرسنگی بمیرند. دوربین آقای تسوکاموتو مخاطب را در دو بخش با این رنج مواجه می‌کند.

بخش اول روایت با محوریت یک زن جوان در میخانه‌ای رو به ویرانی اجازه‌ی بیرون آمدن را به دوربین نمی‌دهد. همه‌چیز در این بخش درون همین میخانه جریان دارد. آقای تسوکاموتو از همان ابتدا مخاطب را درگیر نماهای خود می‌کند که با ترکیب زیبایی از نورهای ملایم گرم و سرد فضای این آخرالزمان را بدون حتی نشانه‌ای از ویرانی جنگ، قتل و غارت نشان می‌دهد. بسته‌شدن قاب روی ساق عریان زن جوان، بی‌حالی او، رابطه‌ی جنسی‌اش با پیرمرد قواد و در نهایت خیرگی‌های آن زن گویای همه‌چیز است. این زن خیاطی بوده که همسر و فرزندی داشته، اما جنگ هر دوی آن‌ها را از او گرفته است. به‌ همین سبب است که اتاق یادآور زندگی قبل از جنگ او حکم یک معبد را دارد و نه به خود و نه کس دیگری اجازه‌ی ورود به آنجا را می‌دهد. او پس از مواجهه با پسرک یتیم و سرباز لاغر و نحیفی که هر روز برای صرف غذا به میخانه پناه می‌آورد وارد انتزاعی شیرین برای بازگرداندن شیرینی گذشته روی این تل خاکستر می‌شود. کل بخش اول که ۵۴ دقیقه از روایت را به خود اختصاص می‌دهد این رویای شیرین اما در عین حال تلخ را تصویر می‌کند.

اما کارگردان برای ورود به بخش دوم از پسرک یتیم بهره می‌برد و او را همچون روایت‌های بودیستی که پسرکی به‌دنبال یافتن پاسخ از بودایی دارماست عازم سفری کشف‌و‌شهودگونه همراه کهنه‌سربازی مجروح می‌کند. سفر این دو در بخش دوم گویی مهمانی تلخی به میزبانی تروماهای جنگ است. آن‌ها با مردانی روبه‌رو می‌شوند که کودکان یتیم را خرید و فروش می‌کنند یا با سربازی مواجه می‌شوند که توسط مادرش زندانی شده و گویی هر لحظه در حال تماشای دوستان کشته‌شده‌ی خود است. در این بخش مخاطب همراه کاراکترها به سفری مملو از جنون، درد، رنج و انتقام می‌رود. این اثر در هر دو پاره‌ی خود گویی پرفورمنسی از رنج مردمانی را تصویر می‌کند که هیچ آینده‌ای را برای خود متصور نیستند.

اما آقای تسوکاموتو در بخش سوم روایت خود نتیجه‌ی کلی را می‌گیرد. آن پسرک یتیم در طول این کشف‌و‌شهود خشک و دردآور به انتزاع آن زن تنها در میخانه وارد شده است؛ او نیز به‌دنبال یافتن کسی است که با کارکردن برای‌اش دارو خرد، لباس انتخاب کند و در نهایت او را مادر نداشته صدا کند. این پسرک تنها شخصیتی در فیلم آقای تسوکاموتو است که مخاطب حتی به‌صورت غیر مستقیم یا از طریق دیالوگ‌های او با دیگر کاراکترها گذشته‌اش را نمی‌شنود. گویی پسرک در حال آماده شدن برای تجربه‌ای جدید میان همهمه‌ی مردمانی است که قرار است میان هیاهوی بازار از به سوگ نشستن در میان ویرانه‌ها عبور کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟