به دنبال حقیقت
«آرون» به همراه همکارش، «کارمن»، برای یافتن یکی از خبرچینهای خود که به سفری کوتاه با همکاراناش به جنگل رفته، میروند. آنها وارد مرکزی میشوند که در آن این امکان به گروههای مختلف داده میشود تا امن و امان و بدون خطر به درون جنگل بروند و از مناظر زیبای آن لذت ببرند. «آلیس» به همراه چهار زن و دختر دیگر وارد جنگل میشود و اما هرگز از آن خارج نمیشود. آلیس قرار بوده اطلاعات مهمی از رئیس خود که متهم به پولشویی و اعمال خلافکارانه است را به دست آرون و همکاراناش برساند.
آقای کانلی روایت فیلم اول «خشکسالی» را که در سال ۲۰۲۱ ساخته بود، از یکی از مهمترین و پرفروشترین کتابهای سالهای اخیر استرالیا اقتباس کرده بود. کتابی با همین نام و به نویسندگی «جین هارپر». او در سال جدید نیز به سراغ کتاب دوم خشکسالی خانم هارپر رفته و سعی کرده است روایت رازآلود دیگری را تصویر کند. در این فیلم نیز شخصیت اول داستان او «آرون فالک»، کارآگاه استرالیایی است که این بار زنی میانسال با نام «آلیس» را مجبور میکند تا برایاش خبرچینی کند. آرون که از دزدی آلیس آگاه شده از او میخواهد برای تبرئهی خود رئیساش را لو دهد و اطلاعات محرمانهی آنها را به دست او برساند. اما به ناگاه آلیس در جنگل گم میشود و این اطلاعات هم با او گم میشوند. آرون و کارمن تلاش میکنند با جمعآوری اطلاعات و صحبت با چهار دختر و زنی که زودتر از آلیس از جنگل خلاص شدهاند دلیل گم شدن او را پیدا کنند.
آقای کانلی در این فیلم نیز درست به مانند دو فیلم قبلی خود روایتاش را در دو زمان حال و گذشته بیان میکند و سعی دارد با رفتوبرگشتهای پیاپی هم مخاطب را از کسالت دور کند، هم تزریق اطلاعات را آهسته انجام دهد و هم رازآلودگی روایتاش را بیشتر کند و در سوی دیگر مخاطب را با گذشته و حال کاراکترش بهتر و بیشتر آشنا کند. آرون در این فیلم اما هیچ نشانی از کاراکتر فیلم اول را در خود ندارد. آقای کانلی در فیلم اول خود هیچ حرفی از مادر آرون و چگونگی و چرایی مرگاش نمیزند. اما در فیلم دوم به ناگاه دربارهی مرگ او صحبت میشود و این مرگ و چگونگی آن بستری را برای رفتن به گذشته در اختیار آقای کانلی قرار میدهد. بستری که شاید بهتر بود آقای کانلی از آن استفاده نمیکرد و به گذشتهی آرون نمیرفت و به کاراکترهای زمان حالاش بیشتر میپرداخت. به همین دلیل هم مخاطبی که فیلم اول خشکسالی را ندیده باشد به راحتی میتواند فیلم دوم آن را ببیند. آرون در آن فیلم فقط از نظر ظاهری با آرون این فیلم شباهت دارد.
فیلم آقای کانلی دارای منطق روایی است. شخصیتهای اضافی و بی خود و بیجهتی در خود ندارد و دارای پیرنگ بسیار محکمی است، اما مشکل اصلی آن درست به مانند دو فیلم قبلیاش عدم تسلط کافی او بر روایتاش است. او مناظر بکر و زیبایی را برای روایتهایاش برمیگزیند، قابهای خوبی را هم میبندد، حتی بازیگران کاربلد و متخصصی را برای شخصیتهایاش انتخاب میکند، اما در آخر داستانی که ارائه میدهد پخته نیست و کاراکترهایاش پرداختهای کاملی ندارند. اگرچه خود پیرنگ اصلی و مسیر داستان دارای پستی و بلندیهای منطقی و اتفاقات هیجانانگیزی که مخاطب را مشتاق به تماشای اثر کند است اما درنهایت نمیتواند احساسات مخاطب را ارضا کند و همواره روایتاش چیزی کم دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.