«ابی» در کشتی تحقیقاتی بزرگی درحال جمعآوری نمونه برای آزمودن اکوسیستم دریاست تا موجودات دریا را از نابودیای که انسان باعثاش شده است نجات دهد. تماسی از بیمارستان که از سکتهی مادرش میگوید، اما رشتهی کارهای ابی را پاره میکند و او بیدرنگ به سوی مادر میرود. ابی به زادگاه خود بازمیگردد تا خاطرات گذشته نیز به او هجوم آورند.
آقای «روبرت کانلی» را در کانال یک فیلم، یک زندگی با فیلم «خشکسالی»، محصول ۲۰۲۱، میشناسیم. کارگردان و نویسندهی استرالیاییای که از سال ۲۰۰۱ وارد عرصهی کارگردانی شد و تاکنون هشت اثر بلند سینمایی را روی پرده برده است. خشکسالی ششمین اثر بلند سینمایی او بود که با اقتباس از یک رمان سعی کرده بود وارد زندگی کارآگاهی شود که بعد از سالها به زادگاه خود باز میگردد تا دربارهی قتل یکی از دوستان قدیمی خود تحقیقاتی انجام دهد. آقای کانلی در این اثر با ایجاد فلشبکهای متمادی و قرار دادن مخاطب در خاطرات شخصیت اصلی روایت خود باعث شده بود مخاطب بتواند به خوبی روایت و اتفاقات آن را دنبال کند. او در هفتمین اثر بلندش نیز دقیقاً بر همین اساس عمل کرده است و روایت خود را به صورت موازی در زمان حال و گذشته تصویر میکند.
ابی به بیمارستان میرود و با مادر به خانهی دوران کودکی خود بازمیگردد. خانهای در کنار ساحل که او در گذشته، زمانی که کودک و نوجوان بود هر روز با مادر به درون دریای آن میرفتند و با شنا و غواصی در آن به کشف دنیای زیر آن میپرداختند. اصلاً یکی از دلایلی که ابی تبدیل به پروفسوری شد که برای نجات دریا دست به تحقیقات فراوان میزند همین مادر بود. ابی به خوبی میدانست که هر آنچه در حال حاضر دارد و هر آنچه آموخته است همه از مادر است به همین دلیل هم به راحتی تحقیقات خود را کناری گذاشت و آنها را به دست همکاراناش داد تا بتواند در کنار مادرش برای بهبودی او تلاش کند. مادری که دیگر سخن نمیگوید اما ابی با چهرهای خندان و به یادآوردن خاطرات زیبا و فراموشنشدنی گذشته مدام مادر را به آن دوران طلایی زندگی خود و مادرش میبرد، زمانی که فاصلهی میان او و مادر بسیار کم بود تا بتواند مادر را بار دیگر به زندگی امیدوار کند و بیماریاش هر چه زودتر بهبود یابد.
آقای کانلی در همان فیلم «خشکسالی» هم نشان داده بود که نه تنها بر روایت خود تسلط دارد بلکه بر قابها و تصاویر آن نیز مسلط است. او با همین تسلط این بار وارد دنیای زیر آب میشود و با قابهایی فراموش نشدنی سعی میکند دریا و اقیانوس را هر چه بهتر به تصویر درآورد. او ابی و مادر را وارد دنیای زیر آب میکند و با دنبال کردن آنها سعی میکند مخاطب نیز با آنها دچار همذاتپنداری شده و وجود این منابع مهم را بهتر درک کنند. آقای کانلی با رفت و برگشتهای پیدرپی به گذشته و حال دلیل رابطهی عمیق مادر و دختر را به خوبی تصویر کردهاست، اما چیزی بیشتر را برای ارائه ندارد. او تلاش کرده بهترین بهره را با قابها و دوربین خود از مناظر طبیعی و بکر استرالیا ببرد، برای این کار زمان زیادی از فیلم را هم استفاده کرده است، به همین دلیل تماشای این فیلم در هر صورتی میتواند مخاطب را دچار نوعی فراخی و لذت کند. اما در نهایت داستانی که ارائه میدهد به همان اندازه بکر و خاص نیست و حتی گاهی خستهکننده و ملالانگیز میشود. در هر حال آنچه مخاطب از یک روایت سینمایی میخواهد بیان یک داستان موشکافانه و عمیق است که بتواند او را وارد اعماق درونی خود کند و تصاویر به تنهایی برایاش کافی نیستند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.