سینمای به کمال رسیدهی هونگ سانگسو
«هونگ سانگسو» یکی از معدود فیلمسازان مؤلف معاصر است که میتوان از ابتدای فیلمسازیاش خطی روایی را پیش گرفت و بهاندازهی جغرافیای یک کشور آنها را به یکدیگر وصل کرد. هونگ سانگسو بهسادگی یک زندگی در جریان روایتهایاش را مقابل چشم مخاطب قرار میدهد. کاراکترهای او معمولاً از طبقهی متوسط و هنرمند جامعه هستند، اما زمانی که گرد یک میز جمع میآیند و به نوشیدن مشغول میشوند کل درونمایهی اثر را در برابر مخاطب قرار میدهند. در روایتهای این فیلمساز میتوان بهراحتی صدای محیط را بدون هیچ روتوشی شنید و همین باعث گیراتر شدن بطن روایت میشود. آقای هونگ سانگسو طی یک دههی اخیر بسیار پرکارتر شده و حتی ۲ اثر در طول یک سال را نیز منتشر کرده است. امروز به دو اثر جدید او در سال ۲۰۲۳ خواهیم پرداخت.
هونگ سانگسو در این روایت از همان توضیح صحنههای سینمای صامت کمال بهره را میبرد و روایت را در شش پرده و بهصورت موازی پیش میبرد. کاراکترهای مرکزی او یک زن بازیگر با نام «سانگ وون» است که بهتازگی به کره رجعت کرده و در خانهی دوست صمیمیاش سکنی گزیده است. در مقابل او شاعری با نام «هونگ ای جو» قرار دارد که بهتازگی مورد اقبال جوانان کرهای قرار گرفته است. روایت این دو بهصورتی کاملاً موازی در حال تصویر شدن است و بهنوعی با روزمرگی یک روز از آنها سر و کار داریم. سانگ وون از طریق کاراکتری با نام «جی-سو» در باب گذشته و اکنون خود میگوید. هونگ ای جی نیز در مصاحبه با یک دختر جوان و گفتوگو با پسر جوانی که از طرفداران اوست به سوالاتی در باب زندگی، عشق و حقیقت پاسخ میدهد.
در دنیای آقای هونگ سانگسو با روایتهایی ساده روبهرو هستیم که گویی همچنان جریان دارند. اگر آثار این کارگردان را که نزدیک به ۳۰ اثر بلند داستانی هستند مرور کرده باشید (این آثار را در مرور تاریخ سینمای کرهی جنوبی در کانال یوتوب بهتفصیل شرح دادهایم) و در برابر یک اثر جدید از او قرار بگیرید، گویی آن روایتها نیز در گوشهای دیگر از این جغرافیا ادامه دارند. این خاصیت داستانهای هونگ سانگسو است. او بهراحتی میتواند مخاطب را در یک لوپ گرفتار کند و بدون اعمال کوچکترین حربهای در تصویر باعث شود مخاطب از دیالوگهای روزمرهی ساده بین کاراکترها نهایت لذت را ببرد. میزانسن آثار او گاه یک کافه، گاه یک آپارتمان کوچک که در بیشتر موارد پله میخورد و گاه یک متل یا اتاقی در یک مهمانخانهی ساحلیست. فرم بصری و روایی در این آثار چنان چفت شدهاند که مخاطب در طول یک تا یک ساعت و نیم دچار نوعی آشناییزدایی از مفاهیم روزمرهی زندگی خود و اخت شدن با همان مفاهیم تکراری در تجربهای جدید میشود.
در این روایت اما دردی دیگر در خلال روایت مخاطب آشنا با حواشی موجود در زندگی خانم «کیم مین هی» و آقای «هونگ سانگسو» را دچار قرابت بیشتری با اثر میکند؛ سونگ وون از مردی میگوید که باعث شده همهی زندگیاش را از نو تعریف کند و هونگ ای جو از دختری میگوید که قرار نیست او را ببیند و بهراحتی دختر جوان فیلمساز را دخترخوانده خطاب میکند. آقای هونگ سانگسو برای ارتباط بیشتر این دو زندگی موازی با یکدیگر از ترکیب رامیون و پورهی فلفل قرمز استفاده میکند؛ ترکیب بسیار تندی که فقط این دو کاراکتر از خوردن آن لذت میبرند و دیگران بهآنی دچار سوزش شدید دهان و ضربان قلب میشوند؛ چه شاعرانهی ابزورد و زیبایی در باب این زوج که در یک اثر ۸۰ دقیقهای مخاطب را در برابر رنجهای زندگیاشان قرار میدهد؛ رنجهایی که هیچکس جز این دو تندی آنها را درک نخواهد کرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.