در میان هزارتوی تخیلهای کودکی
شاید اکنون که بسیاری از ما در دوران بزرگسالی بهسر میبریم دوستان خیالی دوران کودکی را فراموش کردهایم و بهمحض تماشای کودک یا خردسالی که در حال صحبت با دوست خیالی خود است دچار حسرت شویم. این دوستان خیالی در طول تاریخ سینما بارها و بارها تبدیل به درونمایهی آثار دلهره و فانتزی شدهاند. طی یک سال گذشته با چند اثر در سینمای دلهره روبهرو بودیم که این دوستان خیالی در دنیایی انتزاعی دست به شکار کودکان میزدند؛ دوستانی که ترس فراموش شدن آنها را در بر گرفته بود و سعی در انتقام داشتند. اما بهاندازهی تمام درونمایههای ژانر دلهره میتوان بههمان مقدار آثار فانتزی و کودکانه در دنیایی کاملاً رنگی را تصویر کرد. «جان کرازینسکی» در جدیدترین اثر خود وارد یکی از این دنیاها شده است.
داستان ابتدا با گذر از دنیای کودکی «بی» بههمراه پدر و مادرش تا مرگ مادر مخاطب را در برابر گذری شاد و رویایی و همزمان مملو از رنج فقدان این دختر همراه میکند. سپس با یک برش به اکنون این دختر ۱۲ ساله وارد میشویم که حال پس از مرگ مادر با بیماری پدر روبهروست و دنیای مملو از انزوایی که خودش انتخاب کرده است. آقای کرازینسکی قرار است مخاطب را به درون روایتی ببرد که طی آن انتزاع شیرین «بی» رنگ واقعیت به خود بگیرد و به موازات دنیای واقعی نفس بکشد. همهی کاراکترهای انتزاعی در این روایت همان دوستان دوران کودکی بزرگسالانی هستند که اکنون به دست فراموشی سپرده شدهاند و در دنیای دیجیتال و بهدور از هر گونه تخیل کودکان امروزی تنها ماندهاند.
آقای کرازینسکی برای تصویر کردن تفاوت دنیای کودکان امروزی و کودکان گذشته نیازی به سکانسهای پرطمطراق و شعاری هالیوودی ندارد. او در عوض با وارد کردن یک کاراکتر با نام «بنجامین» این دوری و فاصلهی کودکان امروزی را از آن انتزاع شیرین تصویر میکند. این کارگردان روایتاش را در مدح تخیلات شیرینی تصویر میکند که در دنیای کنونی فراموش شدهاند. از سویی دیگر بی نمایندهی کودکانی است که توسط پدر و مادر به این تخیل شیرین راه پیدا کرده است. گویی در این روایت با انتقادی شیرین و در عین حال گزنده از سوی کارگردان روبهرو هستیم که از طریق آن پدر و مادر بودن را تبدیل به وظیفهای خطیر میکند. پدر و مادر مسئول اول بیداری و پرورش این تخیلات هستند. از «بلو» تا «بلاسم» در صورتی میتوانند ظاهر شوند که ذهن تخیلپرور آن کودک به آنها اجازهی ورود دهد.
روایت آقای کرازینسکی بیش از آنکه برای کودکان باشد، روایتی مخصوص پدر و مادرهاست؛ والدینی که سعی دارند با یک تبلت و اپلیکیشنهای درون آن وظیفهی سنگین خود را به فراموشی بسپارند. آقای کرازینسکی در اثر خود همهچیز را متعادل و در عین حال چشمنواز بهکار برده است؛ از طراحی کاراکترهای فانتزی تا انتخاب بازیگران، صداپیشگان و شخصیتپردازی. همهچیز در این روایت در مسیر تلنگری شیرین به مخاطب است تا پس از تمام شدن اثر برای لحظاتی خود را درون این تخیل رها کند. شاید کرازینسکی که قبل از این اثر با خلق «یک مکان ساکت» توانسته بود مخاطب ژانر دلهره را درگیر انتزاعی دهشتناک از آخرالزمانی انتزاعی کند بهترین گزینه برای پرداخت این روایت در دنیای مقابل بهحساب آید. برای تماشای این اثر همانند انیمیشن زیبای «لئو» فقط کافیست در کنار فرزندان خود بار دیگر ذهن او را آمادهی ورود به دنیای تخیلی شیرین دوستان خیالی کنید؛ شاید بلو تبدیل به دوست جدید او شد!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.