آقای فوجی در سینما به دنبال چه هستید؟!
«یوجی کودا» در حال رانندگی در جادهای خارج از شهر و هوایی بارانی است. همسرش بهتازگی با او تماس گرفته و از حال بد مادرش گفته است. یوجی تلاش میکند خود را به آخرین لحظات زندگی مادر برساند، اما باران امان نمیدهد. برای بار چندم که همسرش تماس میگیرد از مرگ مادر میگوید. یوجی که در ناراحتی بهسر میبرد ناگاه با پسری جوان تصادف میکند. پسر در همان لحظهی ابتدایی میمیرد و یوجی نمیداند با مرگ مادرش، پلیسهای گشتی که از دور میآیند، آیندهی شغلیاش در پلیس و قتلی که انجام داده چه کند.
نام «میچیهیتو فوجی» دیگر برای مخاطبان کانال بسیار آشنا است. با توجه به تعدد فیلمهایی که آقای فوجی در چند سال اخیر ساخته شنیدن نام او برای بار چندم عجیب نیست. آقای فوجی در سال ۲۰۲۳ و بعد از ساخت فیلم «روستا» دست به ساخت فیلمی دیگر زده است. فیلمی که مانند فیلمهای قبلیاش سعی کرده هم رازآلودگی داشته باشد و هم روایتی دومینووار و هیجانانگیز. اگرچه او در این فیلم بیش از دیگر فیلمهایاش تلاش کرده رمز و راز وارد کند، اما مهم آن است که توانایی پرداخت به آنچه در ذهن دارد را ندارد. آقای فوجی اینبار دست به بازسازی یک فیلم کرهای محصول ۲۰۱۴ زده و سعی کرده است علاوه بر شخصیتهایی که در روایت اصلی دیده میشوند کاراکترهای جدیدی را هم وارد آن کند تا داستاناش هم جذابیت بیشتری پیدا کند و هم وسیعتر شود. او اما انگار نمیداند ورود کاراکترهای متعدد پرداخت نشده و عدم ایجاد منطق روایی بین روابط آنها نهتنها به فیلماش کمک نمیکند، بلکه جان آن را هم میگیرد.
فیلم «جدا افتاده»ی آقای اسکورسیزی که خود برگرفته از فیلمی هنگکنگی است شاید کموبیش به فیلم جدید آقای فوجی شباهت داشته باشد. اگر چه قیاس فیلم جدا افتاده با فیلم روزهای سخت شوخیای بیش نیست، اما برای درک بهتر فضای این داستان میتوان اشارهای چند هم به فیلم آقای اسکورسیزی داشته باشیم. در فیلم آقای اسکورسیزی ما با بازیگرانی روبهرو بودیم که هر کدام از آنها در دنیای سینما غولی برای خود محسوب میشدند و دیدن بازی آنها در هر سکانس هیجان و وجد را به مخاطب ارمغان میداد، زیرا این بازیگران میدانستند در برابر چه چیزی قرار گرفتهاند. شاید هم اینطور میتوان گفت که آقای اسکورسیزی بهخوبی توانسته بود روایت خود را چفت و بست دهد و بازیگران را به بازی بگیرد. اما آقای فوجی در فیلم جدید خود چه کرده است؟ اصلاً باید از آقای فوجی پرسید در سینما به دنبال چه چیزی است؟! آیا فقط میخواهد فیلم پشت فیلم بسازد و هرگز تلاش نکند از موقعیتهایی که در دست دارد بهره ببرد، روایتهایاش را عمق بخشد، از بازیگران بهتر بازی بگیرد و مخاطب را به نوعی به سخره نگیرد؟
روایت فیلم «روزهای سخت» به خودی خود جذاب و سرشار از خلاقیت است. جسدی که یوجی تلاش میکند پنهان کند و رابطهای که میان پلیسهای شهر یا بهتر بگوییم پلیسهای فاسد شهر با سیاستمداران فاسدتر، یاکوزاهای قدیمی و سرسخت و مکانی که از پول پر شده ایجاد شده به خوبی بستری وسیع و پر از موقعیتهای هیجانانگیز ایجاد کرده است که آقای فوجی حتی از یکی از آنها هم به خوبی بهره نبرده است. بازیگران بسیار بد بازی میکنند و دلیلی که نیمهی ابتدایی داستان نمیتواند مخاطب را درگیر خودش کند همین بازیهای اغراقآمیز و فاقد احساسات واقعی است، اگرچه در این نیمه روایت منطق خود را حفظ کرده است. نیمهی دوم اما همین منطق را هم ندارد. کاراکترها میآیند و میروند و هرگز پرداخت نمیشوند. سکانسهای پایانی فیلم هم که با کاراکترهایی که انگار قرار نیست هرگز بمیرند، مخاطب را به سخره میگیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.