پوستر فیلم گردن

او هر جا بخواهد برش می‌زند

گردن
Neck
Kubi
محصول ۲۰۲۴ – ژاپن
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

«تاکشی کیتانو» در سینمای ژاپن همه‌کاره است و او را با خیل آثاری که فقط‌و‌فقط سبک فیلمسازی مخصوص به خود را دارا هستند می‌شناسیم؛ از لانگ‌تیک‌هایی که هیچ اتفاقی در آن‌ها رخ نمی‌دهد تا برش‌هایی ناموزون که به‌یک‌باره قبل و بعد یک رخداد را به هم می‌دوزند. این کارگردان نزد مخاطبان سینما با آثاری چون «آتش‌بازی» و «زاتوییچی» معروف است. طنزی که در اکشن‌های خونین او وجود دارد بدون اینکه نیاز به اغراق داشته باشد مخاطب را ناخودآگاه وادار به خنده می‌کند.

اثر جدید آقای کیتانو طی ۲ ساعت مخاطب را درگیر زاویه‌دیدهای مختلف کاراکترهای‌اش می‌کند و از این طریق دنیای فراخ را در برابر مخاطب این اثر قرار می‌دهد. همه‌ی رخدادها در این اثر مملو از سامورایی‌های خشن و خائن حول شورش‌هایی برای رسیدن به تاج‌و‌تخت و فئودالیسم می‌چرخد. روایت با شورش نافرجام «آراکی موارشیگه» در پاییز ۱۵۷۹ در ازاکا آغاز می‌شود. موراشیگه علیه حاکم وقت، «نوبوناگا»، شورش می‌کند و پس از شکست خود را به آغوش معشوق‌اش «میتسوهیده» می‌رساند. از آن‌سو میتسوهیده دل در گرو حاکم دارد و به‌همین راحتی یک مثلث عشقی ابزورد و پوچ بین این سه نفر تشکیل می‌شود. اما روایت آقای کیتانو بسیار وسیع‌تر از این مثلث عشقی ابزورد است و به کاراکترهایی دیگر در اقصی‌نقاط این سرزمین نفوذ می‌کند؛ ‌به‌خصوص کاراکترهایی چون «سوروری» و «موسکه». این دو کاراکتر و به‌خصوص موسکه در پی کسب افتخار از طریق خدمت به سامورایی‌ها هستند. خرده‌روایت موسکه آن‌قدر تمیز روایت می‌شود که مخاطب اگر برای لحظه‌ای کل داستان فیلم را کنار بگذارد و فقط همین خط روایی را پیش بگیرد، گویی با یک داستان مجزا و حتی فیلمی جداگانه روبه‌روست. زیبایی روایت جدید آقای کیتانو در همین خرده‌روایت‌های مجزا، اما در عین حال وابسته به کلیت داستان است.

این فیلم حول کاراکترهایی می‌چرخد که یا در پی شرافت از طریق خیانت هستند یا در پی کسب قدرت از طریق خیانت. گویی خیانت درون‌مایه‌ی شرافت این افراد است و از طریق همین برخوردها و تلاقی رخدادها با یکدیگر است که این داستان را به‌خوبی در بر می‌گیریم. در این داستان آقای کیتانو همچون هم‌نسلان خود مانند آقای تاکاشی میکه وارد نوعی اکستریم از نوع ژاپنی می‌شود. اما این اکستریم مملو از خون‌افشانی در خدمت درون‌مایه و بطن روایت است. در این فیلم سرهای قطع‌شده همچون موتیفی برای رسیدن از خیانت به شرافت و در نهایت تاج‌و‌تخت استفاده می‌شوند. هیچ‌ کاراکتری در این روایت مصون نیست و همین مسئله باعث فراخی بیشتر دنیای فیلم می‌شود. آقای کیتانو با بازی در نقش کاراکتر «هیدیوشی» و تقابل این کاراکتر با موسکه و سوروروی و ملازمان خود طنز زیبای‌اش را در این هیاهو در برابر مخاطب سینما قرار می‌دهد.

سینمای آقای کیتانو وابسته به اصل فیلمنامه‌های کلاسیک و حتی کمدی‌های سینمای مستقل نیست. او، همان‌طور که در بالا اشاره شد، امضای برش‌ها و تدوین خود را دارد. این فیلم در برخی از  سکانس‌های‌اش و در میان آن همهمه‌ی خون و فریاد به‌راحتی مخاطب را در برابر سنت هاراکیری برای رسیدن به افتخار قرار می‌دهد. اما کیتانو در همین زیبایی‌شناسی فرمی و لانگ‌شاتی از یک مراسم هاراکیری به‌یک‌باره و در انتهای سکانس آن‌قدر با ظرافت بار کمدی را به اثر اضافه می‌کند که هارمونی اکت، قاب و نورپردازی به زیبایی در برابر دیدگان ما قرار می‌گیرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟