پوستر فیلم حال من خوبه؟

زرد و لوس

حال من خوبه؟
Am I OK?
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

«تیگ نوتارو» را اگر با استند‌آپ کمدی‌های‌اش به‌یاد نیاورید، بدون شک در قامت نقش مکمل در بسیاری از آثار کمدی میانه و مستقل هالیوود به یاد خواهید آورد. او در کارگردانی مشترک با خانم «استفنی آلین» قرار است مخاطب سینما را به درون روایت دختری بدون اعتماد‌به‌نفس که قرار نیست هیچ‌گاه از حاشیه‌ی امن کذایی خود بیرون رود مواجه کند. نام این کاراکتر «لوسی» است.

لوسی و جین از دوران نوجوانی تا کنون با یکدیگر دوست صمیمی هستند و فیلم نیز با قاب‌های عکسی از این دوران آغاز می‌شود و قرار است به‌نوعی مخاطب را ابتدا با صمیمیت بیش‌از‌حد این دو کاراکتر روبه‌رو کند و سپس زمانی که تصویر متحرک می‌شود به درون زندگی زمان حال این دو دوست برود. مشکل این روایت آنجاست که هر دو کارگردان به هر میزان که سعی می‌کنند قاب‌ها، صداگذاری‌ها و در نهایت زاویه‌های دوربین و پالت رنگی را به سوی یکی از کمدی‌های سینمای مستقل آمریکایی سوق دهند، باز هم ناتوان از شکل دادن این فرم بصری هستند، چرا که فرم روایی اثر مشکلات اساسی دارد. قرار است در این اثر با زندگی دختری روبه‌رو شویم که دچار آشفتگی در گرایش جنسی خود شده است و قصد دارد با کمک دوست صمیمی خود وارد فاز تازه‌ی زندگی جنسی خود شود. اما این تقابل‌ها بدون شخصیت‌پردازی شکل نخواهند گرفت. هر دو کارگردان گویی از شخصیت‌پردازی لوسی و جین عاجز هستند. آن‌ها قاب‌های خود را با عجله می‌بندند، روایت را پاره‌پاره و ایجازگونه پیش می‌برند و در نهایت انتظار دارند از طریق دو یا سه لوکیشن داخلی مخاطب مجاب به پذیرش این روایت و چالش‌های روایی آن شود.

گویا «داکوتا جانسن» دیگر قادر به ارائه‌ی بازی قابل قبولی در کارنامه‌ی بازیگری خود نیست. شاید آخرین خاطره‌ای که از بازی خوب او در ذهن داریم فیلم «سوسپیریا» باشد و پس از آن حداقل در بیشتر موارد یا انتخاب‌های بد داشته یا به‌سبب حضور عجیب‌اش در فیلم وارفته‌ای چون «پنجاه طیف خاکستری» پیشنهادهای دست دوم به او شده است. هر بار که نام داکوتا جانسن به ذهن خطور می‌کند لاجرم مخاطب را به‌یاد فیلم اروتیک او می‌اندازد. این بازیگر طی این سال‌ها بارها سعی کرده از طریق شوها و مصاحبه‌های مختلف به‌طور غیر مستقیم خود را از این اثر مبری کند، اما انتخاب بد اثر خود را همیشه روی یک بازیگر خواهد داشت؛ مخصوصاً اگر این انتخاب بد هیچ‌گاه از ذهن مخاطب عام سینما نرود. در این اثر نیز داکوتا جانسن توانایی جاگیری در کالبد کاراکتر لوسی را ندارد. ا او برای نمایش کاراکتری که هیچ‌گاه سعی ندارد در زندگی خود ریسک کند، دچار ترومایی از گذشته است و در نهایت هنرمندی عزلت‌نشین است فقط از طریق شل‌گویی جملات و نیش باز تلاش می‌کند. این بازی بد اصلاً به شخصیت‌پردازی افتضاح دو کارگردان ارتباطی ندارد. در اینجا خود بازیگر است که قادر نیست حتی این شخصیت نیم‌بند را نیز پرداخت کند و باید گفت بازی‌خوانی خانم جانسن در این اثر یکی از ضعیف‌ترین نمونه‌های شناخت بازیگر از کاراکتر است.

هر دو کارگردان سابقه‌ای قابل قبول در کمدی دارند، اما در اثری که خودشان روی پرده برده‌اند حتی برای لحظه‌ای هم به یک کمدی حتی میانه نزدیک نشده‌اند. باید دید این کمدین‌های در ادامه‌ی مسیر خود همچنان قصد دارند همین مسیر ناهموار و کوره‌راه‌مانند را ادامه دهند یا به درک درستی از ساختار یک اثر کمدی خواهند رسید؛‌ اینکه کمدی آن‌ها میانه باشد یا مستقل اولویت نیست، مهم ساختاری روایتی است که قرار است از طریق آن مخاطب سینمای سرگرمی را پای یک اثر نگاه دارند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟