این یک مسابقهی خوب بود تا انیمهی خوب
«ریوتا» علیرغم قد کوتاهی که دارد در تیم بسکتبال دبیرستان شوهوکو بازی میکند. او تمام علاقه و استعدادش را به بسکتبال مدیون برادر بزرگاش است که با او فقط سه سال تفاوت سنی داشت. «سوتا»، برادر ریوتا، اما بعد از یک سفر تفریحی با دوستاناش به دریا هرگز بازنگشت و برای همیشه ریوتا، مادر و خواهرش را در فراقاش باقی گذاشت. حال ریوتا با دوستاناش هانامیچی، تاکنوری، هیساشی و کائده در برابر تیم بسکتبال سانوه قرار گرفتهاند تا در بازی نهایی میان دبیرستانها خودی نشان دهند.
انیمهی «اولین اسلمدانک» مانند بسیاری دیگر از انیمههای بلند سینمایی اقتباسی از یک مانگای طویل و قدیمی و پرطرفدار ژاپنی است. انیمهای که در سالهای ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ سریال تلویزیونی آن نیز ساخته شد و آقای «تاکهیکو اینویه» نویسندهی مانگا در حین پخش سریال مانگای خود را دچار تغییراتی نیز کرد. البته در دههی ۱۹۹۰ سه انیمهی نیمهبلند و کوتاه دیگر نیز از این مانگا ساخته شد که آنها نیز طرفداران خاص خود را پیدا کرده بودند. آقای اینویه طرفدار دوآتشهی ورزش به ویژه بسکتبال است. او آنقدر به این ورزش و مانگایی که نوشته بود علاقه داشت که در سال ۲۰۲۲ تصمیم گرفت از روی مانگای خود یک انیمهی بلند سینمایی بسازد. درنتیجهی انیمهی اولین اسلمدانک توسط نویسندهی مانگا ساخته شد و به عنوان یکی از پنجاه انیمهی پرخرج تاریخ انیمهسازی شناخته شد.
همانطور که بارها در مرورهای گذشته نیز گفتهایم بزرگترین مشکل انیمههای بلند ساخته شده از روی مانگاها عدم تمرکز سازندگان و کارگردانهای آنها بر روی داستان اصلی است. آنها نمیتوانند به درستی تصمیم بگیرند باید کدام قسمت این مانگاهای بلند را برای تصویر کردن انتخاب کنند. در نتیجه آنچه در نهایت در برابر مخاطب قرار میگیرد روایتی آشفته است که هیچ یک از کاراکترهای آن شرح درستی ندارند و مخاطب در میان تعدد شخصیتها و داستانها و خردهروایتهای ناقص گیر میکند و نمیتواند به درک درستی از آنها برسد. حال و روز انیمهی «اولین اسلمدانک» نیز بهتر از آنچه گفتیم نیست.
در این انیمه نیز مخاطب با انبوهی از شخصیتها روبهرو است که نقش مهمی را در مسیر روایت دارند، اما هیچ یک تعریف درستی نشدهاند. آقای اینویه تمرکز اصلی داستان خود را روی ریوتا گذاشته اما او را در وسط مسابقهای قرار داده که کاراکترهای اطراف او بیش از این شخصیت در پیشبرد مسابقه اثرگذار هستند. به همین دلیل نشان دادن داستان ریوتا در میان روایتی که او نقش مهمی را در پیشبردش ندارد میتواند باعث آشفتگی داستان شده و مخاطب را از مسیر اصلی دور کند. مخاطب در میان تلاشهای دوستان ریوتا برای قرار گرفتن در برابر حریف به ناگاه گذشتهی او را میبینند و مدام تصور میکنند قرار است این داستان اثری بر عملکرد ریوتا بگذارد و او را قهرمان داستان کند. اما در نهایت نقشی که ریوتا در برنده شدن این تیم دارد آنقدر که دیگر همتیمیهایاش نقش پررنگی دارند اهمیت ندارد. از سوی دیگر نقش مادر ریوتا به عنوان یکی دیگر از شخصیتهای مهم زندگی او کاملاً نادیده گرفته شده و فقط در زمانهایی خاص مخاطب شاهد او و احساساتاش است.
اما آنچه این داستان را جذاب کرده است تلاش آقای اینویه در به تصویر درآوردن واقعی مسابقهی بسکتبال و حرکات و حتی صداهایی است که در زمین بازی شنیده میشود. بازیکنان بسکتبال در زمین بازی درست به مانند شخصیتهایی واقعی حرکاتی واقعی انجام میدهند و صدای حرکت پاهای آنها بر روی زمین و تمام حرکتهای دست و بدناشان که هنگام مسابقه انجام میدهند هرچه بهتر توانسته مخاطب را در بطن این مسابقهی بسکتبال قرار دهد و لذت دیدن آن را چنان چون یک مسابقهی واقعی کند. اگرچه در این میان نشان دادن بیش از اندازهی احساسات شخصیتها و تعجبهایی که مدام از حرکات هم دارند کمی روایت را خستهکننده کرده است، اما در نهایت مخاطب علاقهمند به این سری انیمهها از دیدن و شنیدن آنچه در برابرشان قرار گرفته لذت خواهد برد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.