آروارهها، اینبار بهسبک آقای زاویه ژان
در مورد سینمای آقای زاویه ژان در مرور سینمای دلهره در کانال یوتوب و در فیلم قبلی ایشان با نام «آشوب» گفته و نوشتهایم. پر کار شدن سینماگرانی از این دست در بطن سینمای تجاری میتواند خبر خوبی باشد. آقای زاویه ژان در اثر جدید خود بهسراغ یکی از کاراکترهای کلیشهی دلهرههای طبیعی، یعنی کوسهها، رفته است. او در این اثر سعی دارد مخاطب را هم با چالش تقابل در برابر آروارههای اسپیلبرگ و انبوهی از آثار برگرفته از آن فیلم مواجه کند و هم امضای سینمایی خود را در این بین پررنگتر از قبل به تصویر بکشد.
داستان فیلم از سه سال قبل از رویدادهای زمان حال آغاز میشود؛ جایی که سوفیا بههمراه همسر و دیگر پژوهشگران در جایی بین اقیانوس آرام قرار است از کوسهای که چند ماه پیش به آن ردیاب وصل کردهاند برای تحقیقات خود نمونه بگیرند. اما این کوسه بر اساس یک جهش ناشناختهی ژنتیکی چند متر بزرگتر شده است و در نهایت همه را جز سوفیا به گام مرگ میفرستد. اما ۳ سال بعد از این ماجرا این کوسه به رودخانهی سن وارد شده است و روایت هم قرار است تقابل سوفیا و دیگران را با این کوسه در اعماق رودخانهی سن تصویر کند.
آقای زاویه ژان در اثر خود آنقدر مخاطب را در وسعت روایی رها میکند که گویی با اثری چند ساعته روبهرو هستیم. جذابیت اثر او از طریق برشهای اقتصادی، جامپاسکرهای کاملاً بهجا و در نهایت جلوههای ویژهای که پلهپله از طریق پردههای روایی بیشتر جلوه میکنند به مخاطب منتقل میشود. شاید مخاطب این اثر در پردهی اول و بخشی از پردهی دوم بهسبب اینکه لوگوی نتفلیکس را در ابتدای فیلم مشاهده کرده و پیشینهی تقریباً غیر قابل اعتماد نتفلیکس که باعث دخیل شدن کاراکترهای کلیشهی مد نظر این پلتفرم در اصل روایت میشود کمی به ادامهی ماجرا بیاعتماد شود. او با خود چنین فکر میکند که حتی اگر زاویه ژان هم باشی باید بر اساس محدودیتهای نانوشتهی این پلتفرم گام برداری. اما چند سکانس به پایان پردهی دوم همهی این ناامیدی جای خود را به هیجان یکباره میدهد. آقای ژان در همان لحظاتی که مخاطب دیگر در حال ترک روایت است او را بهناگاه اسیر میکند. این اتفاق زمانی رخ میدهد که میگا نمایندهی همان جوانهای سانتیمانتالیست اروپایی و مدافع محیط زیستی است که با کارشکنیهای احمقانهی خود گویی در همان مسیر سیاستهای پلتفرمها و استودیوهای هالیوودی گام برمیدارد و بهنوعی قرار است قهرمان پر سر و صدای روایت نامیده شود. اما این پلتفرمها در برابر هر کارگردان صاحب امضایی در سینمای ژانری کاملاً خضوع میکنند و این اتفاق هنگام بلعیدهشدن ناگهانی میکا در دخمههای زیر پاریس از طریق یک وری-های-انگل تصویر میشود.
آقای زاویه ژان در بخش دوم روایت تازه قصهاش را آغاز میکند. او طی یک بخش شخصیتپردازی میکند، محیط را با مخاطب از سر میگذراند و در نهایت از طریق همان کاراکترها و این محیط پاریس را در هم میکوبد. کوسهی او طراوتی از جنس سینمای اکستریم فرانسوی را داراست، اما در عین حال سعی کرده محدودیتهای مد نظر طرف آمریکایی را با هوشمندی رعایت کند. بهطور مثال او در برخی از این نماهای خونافشانی اثر را دچار برش میکند اما در نمای بعدی همان قاب را بهصورت فریزشده و از طریق عکسها به مخاطب نشان میدهد. آروارهی فرانسوی به سینمای هالیوود و اسپیلبرگ وابسته نیست و با همان شعار ابتدای قرن بیستویکام مسیر خود را پیش میگیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.