پوستر فیلم داستان عامه‌پسند

تارانتینو پازل تاریخ سینماست؟

داستان عامه‌پسند
Pulp Fiction
محصول ۱۹۹۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

قبل از ورود به هر کدام از آثار کوئنتین تارانتینو باید این را در ذهن داشت که این کارگردان نه از محیطی آکادمیک بلکه از درون کلوب‌های کرایه‌ی نوار ویدیو یا در معنایی بهتر از درون «فیلم دیدن» به سینما پا گذاشته است. تارانتینو در هر کدام از آثار خود مخاطب را به درون تاریخ سینما می‌برد-نه از جنس وس اندرسون- و از این طریق عشق‌بازی خود را با دنیای تصویر کامل می‌کند. فیلم عامه‌پسند قله‌ی فیلمسازی تارانتینو محسوب می‌شود. او در این فیلم از همان ابتدا با معنای فرهنگ لغتی «عامه‌پسند» به مخاطب می‌گوید که قرار است در برابر نسخه‌ی سینمایی این مجلات گاه مصور قرار بگیرد و فقط باید از قصه‌ای که برای‌اش نقل می‌شود لذت ببرد.

این فیلم مملو از زوج‌هایی است که هر کدام در بخشی از این روایت کاملاً خطی داستان را پیش می‌برند؛ از وینسنت و جولز، بوچ و فابین، مارسلوس والاس و میا، لنس و جودی، زد و ماینارد تا وینستون و جیمی و در نهایت کله‌کدو و قند نبات. هر کدام از این گروه‌های دو نفره گاه در برابر یکدیگر و حتی گاه در کنار هم روایت را کامل می‌کنند. تارانتینو داستان خود را به دو بخش تقسیم می‌کند. در بخش اول با همان روایت خطی روبه‌رو هستیم که به‌جای نقطه‌عطف‌ها تصویر برش می‌خورد و حفره‌ای بزرگ را ایجاد می‌کند. این بخش از افتتاحیه‌ای که در آن یک زوج همچون بانی و کلاید قصد سرقت از یک رستوران را دارند آغاز می‌شود، تیتراژ ظاهر می‌شود، با وینسنت و جولز در مأموریت صبحگاهی‌اشان ادامه پیدا می‌کند و در نهایت با فرار به‌سوی خوشبختی (همان شب در تلویزیون متل فابین در حال تماشای فیلم فرار بزرگ است) پایان می‌یابد. در بخش دوم تارانتینو حفره‌ها را پر کرده و قصه‌اش را تمام‌و‌کمال در برابر مخاطب قرار می‌دهد.

فیلم «داستان‌ عامه‌پسند» از آن دست روایت‌هایی است که در پایان نه دچار اضطراب رخدادهایی می‌شویم که ندیده‌ایم و نه حتی به این فکر می‌کنیم که فیلم چند ساعت طول کشیده است. داستان‌های تارانتینو ریشه در دهه‌‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دارد، چون تارانتینو خود را متعلق به سینمای آن دهه و انواع و اقسام زیرژانرهای دلهره و اکشن می‌داند. این خاستگاه سبب شده که تارانتینو در روایت‌های خود از هنرهای رزمی شرق تا اسپلترهای غربی نهایت بهره را ببرد و با توجه به موقعیت قصه‌ها از این درون‌مایه‌ها و زیرژانرها نهایت بهره را ببرد.

اما در مورد سینمای تارنتینو و رابطه‌ی زیبایی که با تاریخ سینما دارد گفتیم. در داستان عامه‌پسند نیز ردپای هیچکاک، گدار تا اکشن-رزمی‌های ژاپنی و اسپلترهای آمریکایی هویدا است. به‌طور حتم زمانی که بوچ در حال راندن ماشین خود به‌سوی متل است و به‌ناگاه والاس را پشت چراغ قرمز در حال رد شدن از خیابان می‌بیند به‌یاد هیچکاک و فیلم روانی می‌افتیم. یا زمانی که وینسنت ماریا را به بیرون می‌برد و در رستوران سکانس معروف رقص رخ می‌دهد ناخودآگاه به‌یاد رقص در کافه‌ی فیلم «دسته‌ی جداافتاده‌ها»ی گدار می‌افتیم و این یعنی تسلط مثال‌زدنی کارگردان روی تاریخ سینما. در طول فیلم انواع مختلفی از این گذرها وجود دارد. به بخشی که والاس و بوچ در مغازه‌ی ماینارد اسیر او و زد شده‌اند توجه کنید. زمانی که بوچ به هر کدام از آن وسایل-چکش، چوب بیسبال، اره برقی و در نهایت کاتانا- دست می‌زند دسته‌ای از آثار اسپلتر به ذهن می‌آیند.

تارانتینو سینمای ساده‌ای دارد و این بر کسی پوشیده نیست. اما او در کنار این سادگی به‌خوبی می‌تواند لحظه‌به‌لحظه‌ی اثر خود را در ذهن مخاطب تبدیل به یک کالت کند. به‌طور مثال یکی از پر مناقشه‌ترین نماهای این فیلم رد گلوله‌های روی دیوار پشت سر جولز است. تارانتینو با اهمالی عمدی باعث شده طی سه دهه مخاطبان در جای‌جای شبکه‌های اجتماعی برای اثبات کردن تئوری‌های ساده‌انگارانه‌ی خود یقه بدرانند. اما زمانی که خاستگاه سینمایی او را بدانیم به‌راحتی از این بازی هوشمندانه‌اش نهایت لذت را می‌بریم. تارانتینو مثالی زیبا از هنر فیلم دیدن است؛ هنری که نه در لابه‌لای صفحات، بلکه از درون قاب‌ها و تجربه‌های زیسته‌ی فرد در مواجهه با زاویه‌دیدهای مختلف در هنر سینما کسب می‌شود. تارانتینو را می‌توان نمونه‌ی اگزیستانسیالیستی یک فیلمساز نامید؛ فیلمسازی که تکه‌های آثار خود را از گام‌های گذشته‌ی دیگران قرض می‌گیرد و کل واحدی متفاوت و مخصوص به خود را روی پرده می‌برد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟