پوستر فیلم بازگشت به سیاهی

از ۵۰ طیف تا واینهاوس؛ وقتی امی را بار دیگر می‌کشی

بازگشت به سیاهی
Back to Black
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده، بریتانیا
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

اگر بین سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ تجربه‌ی کافه رفتن در تهران را از سر گذرانده باشید، بی‌شک در کنار ترانه‌هایی از بندهایی مانند «مسیو اتک» و «آرکایو» حتماً یک ترانه با نام «بازگشت به سیاهی» از «امی واینهاوس» نیز به گوش شما خورده است. امی واینهاوس با همین ترانه تبدیل به چهره‌ای جهانی شد و پس از مرگ‌اش که او را در کلاب ۲۷ جای داد بیش از پیش بر شهرت خود افزود. مستند موفق «امی» به سال ۲۰۱۵ یکی از آثاری بود که در سینما مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و این امیدواری را داد که شاید در آینده‌ای نزدیک اثری داستانی از این خواننده‌ی عصیان‌گر و در عین حال دچار انزوا روی پرده برود. حال خانم «سم تیلور جانسن» پس از چند اثر بسیار ناموفق در سینمای داستانی مانند «۵۰ طیف خاکستری» و «پسری از هیچ‌کجا» (در باب بخشی از دوران زیست جان لنن) به‌سراغ این پروژه رفته است. اینکه تولیدکنندگان چه در ذهن می‌گذرانده‌اند که این کارگردان ناموفق در آثار بیوگرافی را برای این پرروژه انتخاب کرده‌اند پاسخی جز زاویه‌دید انتخاب کارگردان در این اثر ندارد.

امی واینهاوس عاشق جز و بلوز بود و این را می‌توان در آثاری که او اجرا کرده شاهد بود. صدای منحصربه‌فرد او باعث می‌شد که هر مخاطبی ناخودآگاه ترانه‌های او را از ابتدا تا انتها گوش دهد و در نهایت جز لذت او را در بر نگیرد. اما برای ورود به زندگی خواننده‌ای که در نهایت بر اثر اوردوز از دنیا رفته و در روابط شخصی خود چیزی جز شکست گریبان او را نگرفته چه انتخابی باید کرد. شاید برای درک بهتر این موضوع باید به فیلم زیبای «موطلایی» آقای «اندرو دومینیک» رجوع کنیم که چگونه یکی از سمبل‌های قرن بیستم را برای مخاطب هزاره‌ی سوم ترسیم کرد. اندرو دومینیک از قریحه‌ی فیلمسازی خود نهایت بهره را برد تا مخاطب را وارد انتزاعی ذهنی از زندگی مونرو کند. اما خانم جانسن حتی جسارت پرداختی گزارش‌گونه را به این زندگی ندارد. ماده‌ی خام او زندگی پر از فراز و نشیب امی بوده است و با همین ماده‌ی خام بدترین اثر ممکن را روی پرده برده است. او در این روایت نه بهره‌‌ای زیبا از ترانه‌های مهم این خواننده را نصیب مخاطب می‌کند و نه حتی اجازه می‌دهد شخصیت‌پردازی کاراکتر اصلی کامل شود. اصرار بیجا و بیش‌ازحد کارگردان روی اکسان‌گذاری و گویش رایج در بخشی از لندن باعث شده بازیگر نقش اصلی این فیلم حتی نتواند امی واینهاوس را در بر بگیرد. این اصرار در نیمه‌ی ابتدایی فیلم آن‌قدر رو و زننده است که اگر ترانه‌های واینهاوس در آن بین نبود باعث دور شدن مخاطب و رها کردن اثر می‌شد. خانم جانسن با اثر خود بار دیگر امی واینهاوس را کشته است و این بدترین ضربه به یاد یکی از خوش‌صداترین خواننده‌های زن دهه‌ی ۲۰۰۰ است؛ جوانی که از بریتانیا و فقط با اتکا به صدای خود توانست در بین مخاطبان موسیقی جا باز کند. خانم جانسن با اثر خود گویی در تلاش است که از امی واینهاوس درس عبرت بسازد و این بدترین نوع ورود به زندگی پر از رنج این خواننده است. شاید انتظار من به‌شخصه این بود که اگر قرار است اثری در باب امی روی پرده برود چیزی جز همکاری نیک کیو (که اتفاقاً ترانه‌ای را در رسای او خوانده است) و اندرو دومینیک نباشد! اما حیف و صد حیف.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟