پوستر فیلم هدیه‌ای از تیفانی

این فیلم‌های بی‌فایده

هدیه‌ای از تیفانی
Something from Tiffany's
محصول ۲۰۲۲ - ایالات متحده
ژانر عاشقانه
رده‌ی سنی ۶+
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«ایتان» به همراه دختر نوجوان‌اش، «دیزی»، برای خرید حلقه‌ی نامزدی زنی که دوست دارد و البته دیزی هم او را دوست دارد یعنی «ونسا» وارد مغازه‌ی جواهرفروشی می‌شوند. از آن سو «گری» نیز که می‌خواهد بی‌مسئولیتی‌های خود را با خریدن یک هدیه‌ی کوچک برای دوست‌دخترش، «ریچل»، جبران کند وارد همان مغازه می‌شود. این سه نفر خریدهای خود را انجام می‌دهند و هنگام خروج با رخ دادن یک اتفاق هدایای آنها به دلیل هم‌شکل بودن جعبه‌هاشان جابه‌جا می‌شود و همین امر مسیر آشنایی ایتان و ریچل را هموار می‌کند.

سینما در تاریخ‌اش انواع‌ و اقسام فیلم‌های عاشقانه را به خود دیده‌ است، اما هنوز هم با گذشت سال‌ها از ساخت فیلم‌های عاشقانه می‌توان روایت‌هایی پرمعنا و زیبا را شاهد بود که بتواند وارد ذهن و روح مخاطب شود و عشق را برای او هم به ارمغان آورد. در این میان اما فیلم‌های عاشقانه‌ی بسیاری نیز جز تکرارهایی بی‌ زحمت و بی هدف و بی فایده کاری انجام نمی‌دهند و مخاطب بعد از دیدن آنها نه تنها چیزی به دست نیاورده بلکه زمان خود را هم از دست داده است. حتی اگر این فیلم‌ها در ظاهر پر از زرق و برق و جذابیت باشند. روایت فیلم «هدیه‌ای از تیفانی» نیز از همین فیلم‌ها است که شاید در ابتدا مخاطب را به خاطر فضای شاد و خنده‌های کاراکترهای‌اش به خود جذب کند، اما چند دقیقه از آن نگذشته که او متوجه می‌شود این فیلم هم جزو فیلم‌های کلیشه‌ای تکرارشونده‌ای است که همه‌چیز از همان ابتدا تا انتها مشخص است و قرار هم نیست کارگردان تلاشی برای تغییر مسیرش انجام دهد.

با آقای «دارین وین» در مرور فیلم «چطوری تموم میشه» آشنا شدیم. او به همراه همسر سابق خود این فیلم را کارگردانی کرده بود. فیلمی که توانسته بود تا حدودی وارد ذهن یک دختر جوان ناامید و بی هدف شود و گوشه‌هایی از آن را برای مخاطب تصویر کند. آقای وین در گذشته هم فیلم‌های چندی را ساخته بود که کم‌وبیش توسط جشنواره‌‌های دست چندم مختلف مورد ستایش واقع شده بودند. او در سال ۲۰۲۲ سعی کرده بود روایتی عاشقانه و پرهیجان را تصویر کند. کاری که به هیچ عنوان از پس آن برنیامده بود.

آقای وین در روایت خود هرگز به طور عمیق شخصیت‌پردازی‌ای انجام نمی‌دهد. کاراکترهای‌اش همان‌ها هستند که او می‌خواهد و او هیچ دلیلی هم برای رفتارهای‌اشان نشان نمی‌دهد. اینکه چرا ریچل با تمام بی‌مسئولیتی‌های گری هنوز او را دوست دارد پرداخت نشده است و دلیل این بی‌مسئولیتی‌های گری هم بیان نمی‌شود. چرا ایتان تصور می‌کند ونسا مادر خوبی برای دیزی است و به همین دلیل هم می‌خواهد با او ازدواج کند؟ دیزی چطور و چگونه توانسته بپذیرد که پدرش با شخصی که مادر او نیست ازدواج کند و چگونه است که این چنین روابط صمیمانه‌ای با پدر دارد؟ حتی دلیل عشق ریچل و ایتان هم آنقدر سطحی و مسخره تصویر شده است که مخاطب در انتها جز همان زندگی شاد و بی هدفی که فقط در این مدل فیلم‌ها دیده می‌شود چیز دیگری ندیده است. زندگی‌هایی تصنعی که هرگز در واقعیت رخ نمی‌دهند و نمی‌توانند مخاطب را ذره‌ای با دنیاهای خودشان همراه کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟