پوستر فیلم جانوران

توصیفی تصویری از «فن» بودن

جانوران
Animalia
محصول ۲۰۲۳ – فرانسه، مراکش
ژانر درام، فانتزی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

آنچه در عنوان مرور نوشته شده همان واژه‌ی انگلیسی Fan است که طی یک دهه‌ی اخیر و پس از ورود شبکه‌های اجتماعی به افرادی اطلاق می‌شود که بدون درک از زمینه‌ی یک رشته‌ی ورزشی، هنری یا حتی مقولاتی چون فلسفه و ادبیات دائم در شبکه‌های اجتماعی شروع به طرفداری افراطی از یک فرد، تیم یا جنبش فکری و اجتماعی می‌کنند. اگر بخواهیم مثالی واضح در این باب بیاوریم باید به مصاحبه‌ی یک شبکه‌ی زرد اینترنتی فارسی‌زبان با تعدادی نوجوان از دنیا‌ بی‌خبر در باب فردی معلوم‌الحال اشاره کنیم. این دایره سال‌به‌سال در حال عریض‌تر شدن است و حال در اولین فیلم بلند خانم «سوفیا علویی» آن را به وضوح شاهد هستیم. این کارگردان فرانسوی-مراکشی در اثر خود همچون فن فلسفه، علوم ماورایی عمل می‌کند که بدون ذره‌ای شناخت از مقولاتی چون فلسفه، کوانتوم، متافیزیک و حتی ادبیات سعی دارد مخاطب را همچون کاراکتر اصلی خود سردرگم کند.

سال‌هاست که سینمای فرانسه و هر سینمایی که به‌نوعی برگرفته از جنبش‌های نوظهور سینمایی در این کشور است به این درد مبتلا هستند؛ درد بی‌درمان پیچش‌های روایی بی سر و ته و در نهایت ژست بلدم‌بلدم گرفتن مقابل دوربین‌ها و در نهایت امتیازهای کیلویی نویسنده‌هایی که شاید خودشان هم پیرنگ داستان را درک نکرده‌اند. این داستان قرار بوده روایت زنی جوان و حامله با نام «ایتو» باشد که همسر مردی ثروتمند در مراکش است. کارگردان در سکانس‌های ابتدایی سعی دارد از این دختر انسانی تازه‌به‌دوران‌رسیده و نامحبوب میان خانواده‌ی همسر بسازد. اما این تصویرسازی آن‌قدر دم‌بریده است که در ادامه و رسیدن خبر اتفاقی مشکوک در سرتاسر کشور باز هم دست از سر این کاراکتر بر نمی‌دارد. کارگردان قرار است این کاراکتر را دچار نوعی رستگاری از جنس منطق کند؛ منطقی که به او می‌گوید بدان اول خودت کیستی و سپس به‌دنبال پرستش هر آن چیزی که خالق می‌نامی برو. داستان کارگردان جوان این روایت حتی وارد فضایی نمی‌شود که آن را دارای ساختاری شکننده فرض کنیم. داستان ایتو و مرد چوپان و پسرک نوجوان همه‌چیزدان آن‌قدر تهوع‌آور و مضحک است که در جای‌جای آن حس حماقت به مخاطب دست می‌دهد.

خانم کارگردان در این اثر مسیر خود را نمی‌داند. او از هر درون‌مایه‌ای در روایت خود استفاده می‌کند؛ از گوسفند کردن مادر ایتو تا مشاهده‌ی ویدیوهای تئوری توطئه در یوتوب و در نهایت بازی ‌بازی یک زاغ با ایتو. خانم علویی در دنیاهای موازی‌ای که در این فیلم توهم ساخت آن‌ها را دارد قصد داشته از رنج زنی جوان بگوید که قرار است به‌تنهایی علیه نظم مردسالار در جامعه‌ی خود عصیان کند و این عصیان پوششی ماورائی و فانتزی به خود بگیرد. اما زمانی که در برابر اثر این کارگردان قرار می‌گیریم با آشفته‌بازاری مواجه هستیم که در آن او سعی دارد برخی نقاط را با دیالوگ‌هایی به‌زور جا  داده شده در فیلم شفاف کند. کارگردان بی‌جسارت هیچ‌گاه در طول روایت به قاب‌های خود اعتماد ندارد و خیلی سریع پس از موزیک‌ویدیوهای منقطع خود به سراغ دیالوگ‌های توضیحی و مضحک می‌رود. از موسیقی متن هم جز این نباید گفت که کارگردان بازی را در بیشتر سکانس‌های خود به استفاده‌ی نابخردانه از موسیقی متن باخته است. باید دید این کارگردان جوان همچنان قرار است مانند کبک سر خود را زیر برف هندوانه‌ای جشنواره‌های اروپای غربی پنهان کند یا تصمیم به ورود جدی و قابل تأمل به سینما دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟