پوستر فیلم The Dorm

بی‌پناهان

The Dorm
Obschaga
محصول ۲۰۲۱ - روسیه
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«ایوان» شاعر است و شعرهای‌اش باعث شده است تا «نلی» علی‌رغم اعتیادی که به الکل پیدا کرده، عاشق‌اش شود. «ایگور» از آن دست پسرانی است که مواظب همه است و همواره نسبت به تمام دوستان‌اش احساس مسئولیت می‌کند، همین امر هم باعث شده «استوا» عاشق‌اش شود. در میان این جمع دوستانه‌ی پنج نفره فقط «زبلا» است که خجالتی بوده و همواره با سکوت‌اش توجه دیگران را به خود جلب می‌کند. به نظر می‌رسد همه‌چیز برای این جمع دوستان در خوابگاه دانشگاه به خوبی پیش می‌رود تا اینکه زبلا شاهد خودکشی یکی از دختران خوابگاه می‌شود.

«رومن واسیانوو» ۴۳ساله از سال ۲۰۰۴ به عنوان فیلمبردار کار خود را در سینما آغاز کرد. او از فیلمبرداری فیلم‌های کوتاه شروع کرد تا در ادامه به سراغ فیلمبرداری از ویديوها و فیلم‌های سینمایی بلند برود. این فیلمبردار جوان در سال ۲۰۲۱ به فیلمسازی روی آورد و در اولین تجربه‌ فیلمنامه‌ی نوشته شده توسط خود را به تصویر درآورد. او با فیلم «خوابگاه» تلاش کرد گوشه‌هایی از خفقان و رنج جوانان روسی را در ابتدای دهه‌ی ۱۹۸۰ در زمانی که جماهیر شوروی راه تنفس همه را بسته بود نشان دهد. کاری که برای اولین فیلم یک کارگردان نوپا بسیار قابل تامل و شایسته بود و از پس آن برآمده بود.

آقای واسیانوو در روایت خود به آهستگی وارد زندگی این چند جوان شد. در ابتدای ورودش دو دختر جوان و پرشور و البته زیبارو را، نلی و استوا، تصویر کرد که به نظر می‌رسید آزادی هرگز از آنها روی برنمی‌گرداند. سپس این دو دختر را در کنار سه پسر دیگر در رقص و پایکوبی و خوشحالی نشان داد و باعث شد مخاطب تصور کند قرار است داستان یکی از این دو دختر را مشاهده کند. اما او به همان آرامی آغاز روایت‌اش در یک سکانس کوتاه و با چند جمله‌ی کوتاه‌تر توجه مخاطب را به زبلا جلب می‌کند و بعد از این سکانس است که دوربین از آن دو دختر فاصله گرفته و وارد زندگی زبلا می‌شود. البته که در این میان سعی می‌کند از نلی و استوا، ایگور و ایوان نیز دور نشود، اما تمام اتفاقات حول زبلا و رویدادی که در نقطه عطف ابتدایی داستان رخ می‌دهد می‌گردد. زبلا شاهد اقدام به تجاوز «کیرا»، همسر مسئول خوابگاه، است و در ادامه آن دختری که قربانی کیرا است از پشت بام ساختمان خوابگاه خود را به پایین پرت می‌کند تا زبلا تنها فردی باشد که شاهد این خودکشی است. مسئول خوابگاه که نمی‌خواهد آبروی شوهرش برود با بیرون کردن زبلا و دوستان‌اش سعی می‌کند زبلا را از دادن شهادت برای تجاوز منصرف کند. زبلا و دوستان‌اش آواره‌ی خرابه‌های اطراف خوابگاه می‌شوند و تلاش می‌کنند راهی برای ورود به داخل ساختمان پیدا کنند.

آقای واسیانوو با بهره‌گیری از بازیگران جوان و بااستعداد خود توانسته کمی شخصیت‌های‌اش را دچار معنا کند. رنج، فقدان، تنهایی و بی پناهی کاراکترهای‌اش با بازی خوب بازیگران علی‌رغم پرداخت‌های ناقص آنها می‌تواند مخاطب را درگیر کند، اما هرگز باعث نمی‌شود مخاطب با این افراد دچار هم‌ذات‌پنداری شود یا به درک درستی از موقعیت آنها برسد. مشخص نمی‌شود این افراد در این خوابگاه دقیقاً چه کاری انجام می‌دهند و چرا اینجا هستند. چه درسی می‌خوانند و چرا نمی‌توانند بیرون برای خود سرپناهی پیدا کنند. درست است که اتفاقات در روزهای خفقان شوروی رخ می‌دهد و یافتن کار و مسکن کار راحتی نیست، اما آقای واسیانوو هرگز اشاره‌ای مستقیم به این اتفاقات نمی‌کند و به جز همان سکانس‌های ابتدایی و صحبتی که میان این جمع رخ می‌دهد شاهد ایجاد مکالمه‌ای کامل از آنها نیستیم. در نتیجه درک موقعیت کاراکترها کار سختی است و همه‌چیز تنها به همان تجاوزهایی که کیرا در محیط خوابگاه انجام می‌دهد خلاصه می‌شود. در صورتی که این روایت می‌توانست بسیار بیشتر از این پیرنگ باشد و دوران خفقان و آزادی نداشته‌ی جوانان آن زمان را به‌خوبی تصویر کند. به‌ویژه که آقای واسیانوو دوربین و قاب‌ها را هم به خوبی می‌شناسد و توانسته در اولین تجربه‌ی فیلمسازی خود از آنها بهترین بهره را ببرد. قاب‌های او توانسته بود تاریکی و رنج عمیق کاراکترهای‌اش را با توجه به فضای خوابگاه بهتر و بیشتر نشان دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟