پوستر فیلم من پرتره می‌کشم

کارگردان‌ بی‌ هنر

من پرتره می‌کشم
I, Portrait
محصول ۲۰۲۱ - استرالیا
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«کارمن» نقاشی شناخته شده است که با همسرش، «جولین»، زندگی عاشقانه‌ای دارد. او در کشیدن پرتره تبحر دارد و با کشیدن هر پرتره به‌ گفته‌ی خودش اتفاقاتی عجیب برای‌اش رخ می‌دهد. به‌نظر می‌رسد چهره‌های درون پرتره‌ها زنده می‌شوند و با ورود به زندگی او جهان پیرامون‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

«ناتان هیل» همانقدر که در فیلم‌های سینمای گروه ب بازی کرده، همانقدر هم در همین سینما فیلم ساخته است. او نه نقش‌های مهمی را بازی کرده است و نه بازیگر خوبی است. نه فیلم‌های خوبی را ساخته است و نه اصلاً کارگردان قابل اتکایی است. به همین دلیل هم مرور یکی از انبوه فیلم‌های ساخته شده‌ توسط او کافی است تا نشان دهد تا چه اندازه از سینما دور است و حتی استعدادی ذاتی هم در این عرصه ندارد. او نمونه‌ی یک فرد بی‌هنر است که معلوم نیست چرا این همه سال در سینما کار که نه ادای کار کردن را در آورده است. آقای هیل در سال ۲۰۲۱ فیلمی با نام «من پرتره می‌کشم» را ساخته است که در روایت هشتاد دقیقه‌ای‌اش هیچ چیز جز سه دختر به اصطلاح زیبا وجود ندارد.

روایت آقای هیل بی سرو ته است. در ابتدا بعد از یک سکانس طولانی رانندگی جولین به سمت منزل‌ و خرید دسته‌‌ای گل وارد خانه می‌شود و کارمن را که در حال آرایش کردن است در آغوش می‌کشد. در ادامه‌ی همین سکانس است که به ناگاه کارمن یادش می‌آید که در گذشته نقاشی‌هایی می‌کشیدی که به واقعیت تبدیل می‌شده‌اند. یعنی همین یک سکانس کافی است تا نشان دهد آقای هیل تا چه اندازه سطحی و بدون فکر می‌خواهد داستانی را در مقابل مخاطب قرار دهد. مگر می‌شود موضوعی به این مهمی را یک نقاش فراموش کند به همسر و عشق‌اش بگوید، اگر حتی فرض بر واقعی بودن آن باشد. بعد از گفتن این حرف جولین چشمان همسر خود را می‌بندد تا بار دیگر او نقاشی‌ای که این بار یک پرتره است بکشد. خب که چه؟ بعد از کشیدن این پرتره‌ که در ابتدا هم نشان داده نمی‌شود، قرار است این نقاشی چه ارتباطی با اتفاقات بعدی داشته باشد؟ در ادامه نیز تمام سکانس‌ها بی ‌هدف و مسخره، آشفته و باری به هر جهت طی می‌شوند و مخاطب هیچ معنایی را در آنها نمی‌یابد. دختری که قبلاً دوست کارمن بوده مهمان آنها می‌شود و می‌خواهد جولین را از کارمن بدزدد و عاشق خودش کند. چون اعتقاد دارد بر مبنای پرتره‌ای که خود کارمن سال‌ها پیش برای‌اش کشیده جولین همزاد او است. سکانس سوارکاری کارمن و آن دختر، آمدن دوست دیگر کارمن به خانه، دعوای خنده‌دار پایانی کارمن و آن دختر همگی آنقدر مسخره و مضحک هستند که مخاطب می‌ماند چگونه نام این زباله‌ی تصویری را فیلم گذاشته‌اند.

آقای هیل بازیگرانی بدتر از این چند بازیگر را نمی‌توانست پیدا کند که در فیلم مسخره‌اش بازی کنند. بازی‌های مصنوعی‌ای که در آنها نه عصبانیت، نه شادی و نه حتی ادای دیالوگ‌ها به درستی انجام شده است. او سه دختر و زن زیبا را وارد داستان خود کرده که همیشه آرایش دارند و تا دل‌اش خواسته از آنها کلوزآپ هم گرفته است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟