پوستر فیلم بر پهنه‌ی دریای خشمگین

سینمای میدرنج(میانه) چین چه جایگاهی دارد؟

بر پهنه‌ی دریای خشمگین
Across The Furious Sea
محصول ۲۰۲۳ - چین
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سینمای چین در بین نسل پنجمی‌ها و نسل‌ ششمی‌های خود فیلمسازانی را دارد که همه‌اشان سعی بر این دارند که آثار خود را در بازار سینمای این کشور و در گام بعدی در بازارهای جهانی در برابر دیدگان مخاطبان سینما قرار دهند. این سینماگران در حوزه‌ی سینمای میدرنج یا همان سینمای میانه‌ی چین قرار دارند. این فیلمسازان تلاش می‌کنند آثارشان نه در حد آثار سینمای زیرزمینی و مستقل این کشور منزوی و نه در حد فیلمسازانی چون ژانگ ییمو و دیگران بلاک‌باستری باشد و در نهایت در دنیای بین سینمای سرگرمی و مستقل قرار بگیرند. باید گفت انبوهی از فیلمسازان جوان چینی بر بستر این حوزه در حال فعالیت هستند. آقای «چائو بائوپینگ» یکی از همین کارگردان‌هاست. او در فیلم جدید خود سعی دارد از طریق ساختار سینمای جنایی کره‌ی جنوبی روایتی را با تقدم و تأخر زمانی حوادث حول یک قتل یا خودکشی در برابر مخاطب قرار دهد.

افتتاحیه‌ی این روایت کمی ناامیدکننده‌ است و تقریباً منطق روایی خود را زیر سوال می‌برد؛ گشت دریایی به لنج صیادان غیرقانونی حمله می‌کند. ناخدا که از همه‌جا ناامید است و لنج خود را زیر آتش سنگین مأمورین می‌بیند به‌یک‌باره سعی می‌کند تا از این مخمصه رها شود و در درگیری‌هایی کاملاً دور از منطق یک درام به‌همراه لنج کم‌سرعت خود از قایق‌های تندروی مأمورین جدا می‌شود. مخاطب آیا باید این موضوع را بپذیرد که آن مأمورین زمان زیادی را برای از آب بیرون کشیدن همکاران خود صرف کنند و در این زمان این لنج تا جایی که چشم کار می‌کند از آن‌ها دور شود؟ شاید آقای بائوپینگ به‌دنبال روایت دیگری است. در هر حال ناخدای کشتی همان کاراکتر اول داستان یعنی «جین یونشی» است که به‌محض ورود به ساحل به او خبر می‌دهند که دخترش، «نانا»، شش روز است که ناپدید شده است. نانا در ژاپن تحصیل می‌کرده است و حال جین با بی‌میلی تمام به این سفر می‌رود و از طریق دوست صمیمی دخترش متوجه ماجرا می‌شود. در هر حال مشخص می‌شود که نانا دوست‌پسری با نام «میائومیائو» دارد که شاید او آخرین نفری باشد که از مکان این دختر باخبر است. در این بین پلیس جسد نانا را با هفده ضربه‌ی چاقو پیدا می‌کند و این همان محرکی می‌شود که پدر به‌دنبال قاتل یا قاتلان اصلی برود. آقای بائوپینگ از همان ابتدا سعی دارد مخاطب را در برابر نگاه‌های مختلف به رابطه‌ی این پدر و دختر قرار دهد؛ یک نگاه از سوی نانا که به‌عنوان راوی گذشته است و دیگری از طریق واگویه‌های جین که در حین پیدا کردن قاتل گویی قرار است به همه ثابت کند دخترش همه‌چیز و همه‌کس او بوده است. اما آقای بائوپینگ در طول روایت سعی دارد رخدادهایی را که نیاز به چند سکانس داشته‌اند با اطناب سریال‌های تلویزیونی کش‌دار کند و در نهایت اثری با مدت زمان ۱۴۴ دقیقه را مقابل چشم مخاطب قرار دهد. به‌همین سبب است که فیلم در پرده‌ی دوم خود بیش از حد وارد حفره‌های روایی سلبی می‌شود و گویی در برخی از آن‌ها کارگردان به‌عمد در حال فرار از مسیر اصلی روایت است تا به خیال خود مخاطب را دچار هیجان بیشتر کند. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و فیلم کاملاً از نیمه‌ی دوم پرده‌ی دوم ضربآهنگ خود را گم می‌کند.

با این توصیفات اما اثر آقای بائوپینگ نشان می‌دهد که سینمای میدرنج چین در حال تلاش مضاعف برای تنوع ژانری است. این خبر بسیار خوبی برای سینمای دارای پتانسیل این کشور محسوب می‌شود؛ سینمایی که در آن می‌توان برداشت‌های بسیار قابل اعتنایی را در انواع ژانرها شاهد بود. باید دید آیا سینمای انبوه‌ساز چین طی یک دهه‌ی گذشته که به‌طور متوسط سالانه ۸۰۰ فیلم تولید کرده است قادر است خود را در کنار سینمای دیگر کشورها دچار تنوع ژانری و در ادامه امضای جغرافیایی و سبکی کند؟

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟