پوستر فیلم وزارت جنگ ناجوانمردانه

گای ریچی متأخر و انبوه‌ساز

وزارت جنگ ناجوانمردانه
The Ministry of Ungentlemanly Warfare
محصول ۲۰۲۴ - ایالات متحده، بریتانیا
ژانر اکشن، کمدی
رده‌ی سنی R
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

گای ریچی پس از ورود به دنیای اکشن‌ها و هیجان‌انگیزهای هالیوودی وارد مرحله‌ای از فیلمسازی خود شد که او را بیشتر شبیه یک انبوه‌ساز مشاهده می‌کنیم تا آن فیلمسازی که در دهه‌ی ۲۰۰۰ به‌یاد می‌آوردیم. در سال‌های اخیر انتشار یک یا حتی دو فیلم در یک سال از گای ریچی تبدیل به یک عادت شده است. از سال ۲۰۲۰ که با فیلم «جنتلمن» مرور آثار جدید آقای ریچی را آغاز کردیم با روندی سینوسی مواجه بودیم که در آن ترکیبی از کمدی-ابزورد بریتانیایی و اکشن‌های تجاری هالیوود را می‌دیدیم. شاید «خشم مرد» بود که کمی با دنیای دهه‌ی ۲۰۰۰ گای ریچی همخوانی داشت. حال آقای ریچی دست به اقتباسی سینمایی از یک رمان با نام «وزارت جنگ ناجوانمردانه» زده است و سعی دارد مخاطب خود را به بحبوحه‌‌ی جنگ جهانی دوم ببرد.

آقای ریچی افتتاحیه‌ی فیلم را از میان سکانس‌های پایانی پرده‌ی سوم انتخاب کرده است و کل روایت را تبدیل به تقدم و تأخرهای زمانی از ۲۵ روز قبل از آغاز این عملیات می‌کند. در این عملیات قرار است عده‌ای از طردشدگان ارتش بریتانیا و دیگر افرادی که نفرتی شخصی از نازی‌ها دارند گرد هم جمع شوند و در عملیاتی موسوم به «پست‌مستر» کشتی‌های تأمین‌کننده‌ی تسلیحات زیردریایی‌های نازی را غرق کنند تا راه برای ورود نظامی ایالات متحده به جنگ جهانی دوم باز شود. همان‌طور که از چنین کارگردانی برمی‌آید با روایتی که ضربآهنگ بالایی دارد مواجه هستیم. آقای ریچی نسبت به اثر قبلی خود با نام «عملیات فورچون» روایتی قابل تحمل‌تر را ارائه می‌دهد، اما استحکام این روایت نسبت به فیلمی که درست در همان سال روی پرده رفت و «تعهد» نام داشت یک گام عقب‌تر است. سینمای آقای ریچی بر پایه‌ی سرگرمی استوار است و در طول دهه‌ی اول فعالیت خود این را در ساختار سینمای اکشن و کمدی-ابزورد بروز داد. باید گفت که گای ریچی در سینمای متأخر بیشتر شبیه یک انبوه‌ساز آمریکایی جلوه کرده است تا همان کارگردان ساختارمند دهه‌ی ۲۰۰۰.

گای ریچی در پرده‌ی اول این فیلم شخصیت‌پردازی‌ها را در همان ضربآهنگ بالا و از طریق تقدم و تأخر زمانی انجام می‌دهد و باعث می‌شود مخاطب کمی امیدوار شود. راه ارتباط مخاطب با این کاراکترها در این پرده به خوبی هموار و همین باعث شکل گرفتن روایت در نیمه‌ی ابتدایی پرده‌ی دوم می‌شود. اما مشکل آنجاست که گویی روایت آقای ریچی برای ساختار ۱۲۰ دقیقه‌ای ساخته نشده است و با حذف‌و‌اضافه‌های بسیار زیادی در نهایت طی دو ساعت به انتها می‌رسد. این فیلم در نیمه‌ی دوم پرده‌ی دوم همچون کلاف سردرگمی می‌ماند که قرار است با قیچی به جان آن بیفتند تا سر ریسمان مشخص شود. آن همه کاراکتری که با توجه به استاندارد فیلمسازی گای ریچی خوب شخصیت‌پردازی شده بودند به‌یک‌باره در نیمه‌ی دوم داستان جایی برای بروز خود پیدا نمی‌کنند. در نیمه‌ی دوم گویی با ترکیبی از اکشن‌های کلاسیک مواجه هستیم که کارگردان فقط از طریق آن‌ها سعی دارد مخاطب سینمای گروه ب را سرگرم کند. داستان آقای ریچی در این فیلم بسیار جذاب شروع می‌شود و ادامه پیدا می‌کند، اما درست در زمانی که باید برداشت این کاشته‌ها صورت بگیرد روایت تبدیل به خلاصه‌ای از درگیری‌ها می‌شود و در نهایت به پایان برسد. باید دید آقای ریچی در ادامه‌ی مسیر شلوغ خود آیا باز هم به دنیای متقدم خود باز خواهد گشت یا خیر.

واکنش سریع

واکنش تو به این نقد

بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر می‌کنی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟