پوستر فیلم ساین: شکارچی

بالاخره تمام شد

ساین: شکارچی
Sayen: huntress
Sayen: La cazadora
محصول ۲۰۲۴ – شیلی
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«ساین» بعد از اینکه نتوانست به‌تنهایی اطلاعات موردنظر خود را برای افشای کسانی که قصد تخریب منابع طبیعی کشورش را دارند، «فیسک»، بیابد، وارد گروهی مخفی شد تا این بار به کمک آنها دست این خلافکاران را رو کند. در این گروه زیرزمینی به جز دوست صمیمی و قدیمی‌اش، «جوزه»، دو دختر دیگر با نام‌های «سوفیا» و «ماری»، نیز وجود دارند.

آقای «الکساندر ویت» در سومین قسمت از سه‌گانه‌ی «ساین» خود از فیلم‌های گذشته‌اش هم بدتر است. مشخص نیست عملاً خواسته‌ی این کارگردان چه است و چرا پا به این مسیر گذاشته است. روایت قسمت سوم فیلم ساین آنقدر بی‌منطق، مزخرف و هرجایی است که در تصور هم نمی‌گنجد. هیچ اتفاقی در این فیلم منطق ندارند. هیچ کاراکتری پرداخت نشده است و هیچ بازیگری هم خوب بازی نمی‌کند یا بهتر بگوییم اصلاً بازی نمی‌کند.

آقای ویت بدون پرداختن به کاراکترهای جدید خود توقع دارد با نشان دادن دوربین‌هایی که در راهرو برای کنترل ورود و خروج کار گذاشته شده است، چند عینک‌ واقعیت مجازی، چند مونیتور و صفحه نمایش و کاراکترهایی که مدام پشت این کامپیوترها نشسته‌اند و معلوم هم نیست چه کاری انجام می‌دهند، مخاطب بفهمد که همه‌ی شخصیت‌های جدید افرادی کاربلد و متخصص هستند و با توانایی‌های خارق‌العاده‌ای که دارند می‌توانند ساین را کمک کنند. اما سوفیا و ماری که هستند و چرا و چگونه وارد این گروه شده‌اند؟ چرا در ادامه یکی از آنها به گروه خیانت می‌کند؟ مسیر روایت آنقدر مسخره و باری به هر جهت است که مخاطب هر بار می‌پرسد این اتفاقات چرا رخ می‌دهند و چه‌طور پیش می‌روند. این افراد هر بار به راحتی وارد هر جایی می‌شوند و مهم هم نیست آن کارت‌ها را برای ورود به ساختمان فیسک یا ورود به آن جشن از کجا می‌آورند. آنها اصلاً چرا وارد آن ساختمان فیسک شدند؟ اگر قرار بود آنجا با همسر فیسک ملاقات کنند، چرا این قرار را جور دیگری و در جایی دیگر انجام ندادند؟ اگر مشکل این بود که همسر فیسک اجازه‌ی انجام هیچ کاری را نداشته و مجبور بوده در همان ساختمان قرار ملاقات بگذارد، پس چرا شخصیت‌‌پردازی‌ای برای این فرد صورت گرفته نشده است؟ اگر قرار بوده این گروه زیرزمینی به اصلاح کاردرست به همین راحتی وارد آن ساختمان شوند، چرا نقشه کشیده بودند که آن‌طور سخت از آن خارج شوند؟ این همه مزخرفات را کمتر می‌توان در یک فیلم و روایت دید. آقای ویت کار سختی انجام داده که توانسته این همه‌چیز را به هم ربط ندهد و هیچ منطقی را در مسیر داستان خود ایجاد نکند.

ساختن روایتی که با اکشن‌های مأموریت غیرممکن و امثالهم، با آن همه جلوه‌های ویژه و بدلکاری‌های خارق‌العاده مقابله کند کار راحتی نیست. چه برسد به ساختن روایتی که کشش داستانی و منطق روایی داشته باشد و بتواند مخاطب را با داستانی پخته با خود همراه کند‌. امروزه حتی دیگر دیدن اکشن‌های پر از بدلکاری بی روایت هم مخاطب به دنبال هیجان را جذب نمی‌کند. آقای ویت این کاره نیست و نمی‌تواند در این دنیای پر از هیجان و منطق خودی نشان دهد و بهتر است همان کار گذشته‌ی خود را ادامه دهد و دیگر کارگردانی نکند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟