چه اصراری بود برای ساختن قسمت دوم
«ساین» در ادامهی انتقام گرفتن از مرگ مادربزرگ و یافتن سرنخهایی از یک شرکت چند ملیتی که مسئول از بین بردن منابع طبیعی کشورش است وارد مکانی میشود که قرار است لیستی مهم از افرادی که به او و به مردم کشورش، شیلی، خیانت کردهاند بیابد.
در مرور فیلم «ساین»، قسمت اول سهگانهی آقای «الکساندر ویت»، به تفصیل به این کارگردان و دلایلی که باید او روایتی بهتر را در برابر چشمان مخاطب ارائه میداد، پرداختیم. در مرور قسمت اول گفتیم که آقای ویت نه روایتاش منطق روایی داشت، نه بازیگراناش توانایی بازی در یک فیلم اکشن را داشتند و نه توانسته بود از دستیاراناش استفادهی بهتری ببرد. او در فیلم دوم نهتنها بهتر نشده، بلکه آنقدر بدتر شده که مخاطب حتی اگر خود را مجبور کند هم نمیتواند تا پایان در برابر این فیلم بنشیند.
روایت قسمت دوم فیلم «ساین» آنقدر آبکی و بدون منطق است که مخاطب شاید حتی تصمیم بگیرد در برابر یک اکشن هندی بنشیند تا این فیلم. زیرا حداقل در فیلمهای اکشن هندی سکانسهای درگیری تخیلی و اغراقآمیزی وجود دارد، اما در این فیلم مخاطب جز چند حرکت مضحک و تعقیبوگریزهایی مضحکتر چیزی نمیبیند. آقای ویت حتی به خود زحمت نداده سکانسهای اکشن قابل قبولی را در مسیر روایتاش قرار دهد. در تمام مدت ساین در حال فرار کردن و دیدن افرادی است که بدون چشمداشت به او کمک میکنند. ساین در اولین دیدار با دختری آشنا میشود که معلوم نیست از کجا آمده و چه کسی است. این دختر پدری دارد که به ناگاه تصمیم گرفته مدارکی مهم را در اختیار ساین قرار دهد. اینکه چرا خودش از این مدارک تا کنون برای رسوایی آن شرکت استفاده نکرده اهمیتی ندارد و اینکه اصلاً ساین قرار است با این مدارک چه کند هم از اولویتهای روایت آقای ویت نیست. آقای ویت حتی به این هم توجه نمیکند که چه اتفاقی میافتد که این پدر و دختر و ساین بهسرعت به دست افراد شرکت چند ملیتی میافتند و به همان سرعت هم از دست آنها رها میشوند. چرا افراد آن شرکت این پدر و دختر را در ادامه رها میکنند تا راحت و آسان هم ساین به خانهی آنها باز گردد و بار دیگر از آنها کمک بگیرد. هیچ منطق رواییای در این فیلم دیده نمیشود. آقای ویت آنقدر احمقانه داستان خود را پیش میبرد که مخاطب بعد از پردهی دوم شک میکند در برابر روایتی نشسته که فردی عاقل و بالغ آن را ساخته است. کودکان هم بهتر از این کارگردان میتوانند یک داستان تخیلی را سرهم کنند. هیچ شخصیتپردازیای در این داستان مضحک وجود ندارد. افراد همانقدر مسخره میمیرند که ساین و دوستاناش نجات پیدا میکنند. بازیگر نقش ساین حتی توانایی ندارد پای خود را برای مقابله با کاراکتر مقابلاش بالا بیاورد و در یک مبارزه پیروز شود. طرف مقابل هم آنقدر احمقانه و نابلد تیراندازی میکند که هیچ تیری به ساین نمیخورد و او آسانتر از همیشه از دست همه کس فرار میکند.
اینجا برای مخاطب سوال پیش میآید که آقای ویت چه اصراری داشته برای فیلم خود قسمت دومی بسازد در صورتی که حتی سادهترین المانهای فیلمسازی را هم رعایت نکرده است. مخاطب با خود میگوید آقای ویت بعد از این همه سال دستیاری در کنار کارگردانان مهم چه آموخته است؟
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.