پوستر فیلم تغییر تدریجی

افت محسوس در روایت جدید آقای چن

تغییر تدریجی
Drift
محصول ۲۰۲۳ – یونان، فرانسه، بریتانیا
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«آنتونی چن» را در کانال یک فیلم، یک زندگی با مرور آثاری چون «فصل بارانی» و «شکستن یخ» می‌شناسیم. آنچه در دو اثر یادشده از این کارگردان سنگاپوری شاهد بودیم سکون و سکوت قاب‌هایی بود که کارگردان از طریق آن‌ها اجازه می‌داد مخاطب از طریق مناظر درون قاب و اکت‌های کاراکترها به درون داستان برود. آقای چن راه خود را از سنگاپور به چین ادامه داد و در جدیدترین اثر خود از آسیا خارج شده و در شهری ساحلی در یونان قرار است مخاطب را درگیر کاراکتری سرگردان کند.

قاب دوربین تا قبل از درج شدن نام فیلم به‌صورت ساکن ردپای انسانی که اندکی قبل مقابل ساحل ایستاده و حال جای پای او روی شن‌ها باقی مانده نشان می‌دهد. تا زمانی که موج ساحل آن ردپا را محو نکند وارد روایت نمی‌شویم و این خود تعبیری تصویری و ساکن از عنوان فیلم است. پس از آن به درون زندگی زنی جوان می‌رویم که بعید است با آن چیزی که قبلاً از آقای چن دیده‌ایم حداقل تا انتهای پرده‌ی اول نامی از او بشنویم. این زن جوان و سیاه‌پوست روز خود را میان ساحل و گردشگران می‌گذراند و شب را در کنار ساحل به صبح می‌گذراند. این زن عملاً یک بی‌خانمان است و از زمانی وارد زندگی او می‌شویم که گویی آخرین سنت‌های خود را در حال خرج کردن است. روایت از طریق همین سیکل روزانه‌ی زندگی کاراکتر اصلی هویتی از او را تصویر می‌کند.

کاراکتر اصلی در این فیلم مانند آثار دیگر آقای چن دچار فلش‌بک‌هایی به زندگی گذشته‌اش می‌شود و همین باعث بسط پیدا کردن او می‌شود. در پایان پرده‌ی اول روایت «ژاکلین» تبدیل به کاراکتری دارای نام می‌شود. او دختر یکی از وزرای کشور لیبریا است که در جریان جنگ داخلی این کشور از آنجا گریخته و حال سرگردان در یک جزیره مشغول روزمرگی است. فلش‌بک‌ها سکانس‌به‌سکانس بسط پیدا می‌کنند تا مخاطب عملاً درگیر این ترومای ذهنی ژاکلین شود. آقای چن با وارد کردن کاراکتر «کالی»، که یک تور لیدر آمریکایی در این جزیره است، زندگی عاشقانه‌ی جدیدی را برای ژاکلین رقم می‌زند و در پرده‌ی دوم مخاطب درگیر رفت‌و‌برگشت‌های این دو در برابر یکدیگر می‌شود.

این اثر زیبایی‌های آثار قبلی آقای چن را در خود دارد؛‌ به‌خصوص در باب پرداخت به رنجی که از گذشته در ذهن ژاکلین قرار دارد و استفاده از موتیف‌هایی که ذهن مخاطب را درگیر خود می‌کنند. روایت آرام فیلم هم باعث شده تا مخاطب بیشتر و بیشتر به درون ذهن ژاکلین و در نتیجه رابطه‌های منقطع او با کالی برود. از سوی دیگر آقای چن در اثر خود به‌خوبی رنج وارد بر کاراکتر اصلی را انتقال می‌دهد و برای این کار نیازی به ملودرام ندارد.

اما این را باید قبول کنیم که آقای آنتونی چن کارگردان خشنی نیست. او در این روایت دچار ترک عادت شده و سعی داره ترومای ذهنی کاراکتر خود را درگیر خشونتی بی‌رحمانه طی یورش شورشیان لیبریا به خانه‌ی پدری کند. اما فرارهای آقای چن و برش‌های زیادی که در این فلش‌بک‌ها ایجاد کرده باعث شده روایت دچار افت محسوسی شود. او در آثار قبلی خود این تروماها را صرفاً در زندگی فردی کاراکتر و از طریق ذهنی دچار یأس و در نهایت پوچ تصویر می‌کرد. این تغییر عادت در پیشبرد روایت باعث انفصال در اجزای آن می‌شود و در نتیجه با پرده‌ی سومی مواجه هستیم که نمی‌تواند قدرت پرده‌های قبل را در خود داشته باشد. از سویی دیگر آقای چن در اثر خود بسیار افراطی وارد دنیای روایت‌های مینیمال شده و همین باعث حذف شدن برخی علت‌ها در روابط علت و معلولی می‌شود و در نهایت تصویر برآمده از آن دم‌بریده باقی می‌ماند. در هر حال این اولین تجربه‌ی سینمای انگلیسی‌زبان این کارگردان محسوب می‌شود و باید دید در ادامه‌ی راه خود چه مسیری را در پیش خواهد گرفت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟