پوستر فیلم گودزیلا منهای یک

یأس یک ملت در کالبد هیولا

گودزیلا منهای یک
Godzilla Minus One
محصول ۲۰۲۳ – ژاپن
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در قسمت پنجم از مرور تاریخ سینمای دلهره در کانال یوتوب به نحوه‌ی خلق هیولاها و زیرژانر «کایجو» در سینمای ژاپن اشاره کردیم. گودزیلا پس از کینگ‌کونگ تبدیل به کاراکتری ماندگار در سینمای داستانی شد. آقای «تاکاشی یامازاکی»‌ در جدیدترین اثر خود قرار است سی و سومین فیلم از فرنچایز گودزیلا را روی پرده ببرد. به‌سبب تعدد آثار در این فرنچایز، دوره‌های تاریخی گوناگونی را بر اساس تغییر امپراتوری‌ها و تغییر قرن برای این فرنچایز در نظر گرفته‌اند و حال در دوره‌ی «ریوا» نوبت به اثر آقای تاکاشی یامازاکی رسیده است. یامازاکی را در طول دو دهه‌ی اخیر با کارگردانی انیمه‌های اقتباسی از روی مانگاها و آثاری چون «همیشه: غروب در خیابان سوم» می‌شناسیم. از سویی دیگر او یکی از متخصصان زبده‌ی جلوه‌های ویژه در سینمای ژاپن محسوب می‌شود. روایت جدید او از گودزیلا به پس از جنگ جهانی دوم تا قبل از اتفاقات فیلم اول باز می‌گردد.

آقای یامازاکی روایت را با «کویچی» آغاز می‌کند که به‌عنوان یک خلبان کامی‌کازه در جزیره‌ی اودو فرود می‌آید. او قصد نداشته خود را از زندگی محروم کند و به بهانه‌ی مشکل فنی هواپیما از این کار سر باز زده است. در شبی که او در کنار مهندسین و مکانیک‌های جت‌های جنگی مشغول استراحت است به‌ناگاه گودزیلا از اقیانوس بیرون می‌آید و همه را جز کویچی و مهندسی با نام «تاچیبانا» می‌کشد. این بار سنگین خیانت در نگاه دیگران به سوی او حس می‌شود.

آقای یامازاکی در اثر خود سعی ندارد صرفاً با همان خط مستقیم روایت داستان را ارائه دهد. او در سطح داستان خود همان رخدادهایی را تصویر می‌کند که از یک اثر با محوریت یک هیولا انتظار داریم؛ هیولا سر بر می‌آورد، مردمان می‌ترسند و در نهایت با تدبیری شر این هیولا از سر مردمان آن شهر یا کشور کم می‌شود. اما در متن اصلی داستان با روایتی کاملاً انسانی مواجه هستیم. کویچی در مهلکه‌ی جنگ با خود گرفتار آمده است. هم‌زمان ژاپن نیز درگیر بازسازی کشور پس از ویرانی‌های جنگ است و همه‌ی مردمان را یأسی هولناک در بر گفته است. گودزیلا در این متن تبدیل به هیولای یأس مردمان این کشور و به‌خصوص کویچی می‌شود. کویچی باید با این هیولای انتزاعی بجنگد و به دل آن بزند تا بتواند بار دیگر طعم زیستن را بچشد. آقای یامازاکی در اثر خود تقابل کویچی با گودزیلا را تبدیل به مبارزه‌ی هر روزه‌ی یک انسان با یأس برآمده از یک تروما می‌کند. باید گفت که شهد شیرین روایت آقای یامازاکی که آن را از دیگر نسخه‌ها پیش می‌اندازد در همین بعد درونی فیلم است.

آقای یامازاکی در اثر خود ما را با روایت ضد جنگی دیگر در تاریخ سینما مواجه می‌کند. زیبایی سینما و روایت‌های‌اش درست در همین‌جاست که یک فیلمساز از سرگرم‌کننده‌ترین خط‌های روایی بهره می‌برد تا درون‌مایه‌ی خود را ارائه دهد. این کارگردان ژاپنی در پرده‌ی سوم و با این که نشان داد به‌راحتی می‌تواند هر کدام از کاراکترها را از داستان حذف کند، اما با صبر آن‌ها را در انتهای داستان بار دیگر در کنار یکدیگر قرار داد تا جا برای ادامه‌ی این تقابل در فیلم‌های بعدی نیز باز باشد؛ ‌چرا که شخصیت‌پردازی‌های این داستان آن‌چنان چفت‌و‌بست پیدا کرده‌اند که نیاز به فیلم دیگری‌ست تا مخاطب آن‌ها را هنگام چشیدن طعم واقعی زندگی نیز مشاهده کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟