پوستر فیلم مارینت

گزارشی بی‌رمق از یک زندگی

مارینت
Marinette
محصول ۲۰۲۳ – فرانسه
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

چند سال پیش بود که فوتبالیس‌های زن آمریکایی در اعتراض به نابرابری حقوق‌اشان با بازیکنان مرد دست به اعتصاب زدند و در این راه نیز موفق بودند. حال خانم «ویرجینی وریه» در اثر جدید خود به‌سراغ یکی از اولین فوتبالیست‌های زن ملی‌پوش فرانسه با نام «مارینت پیشون» رفته است. او بدون اینکه بداند قرار است با روایت خود چه کند از همان دوران کودکی مارینت شروع می‌کند و تا سال ۲۰۱۷ پیش می‌رود. اینکه یک روایت بتواند از سال ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۱۷ یک زندگی را تصویر کند کاملاً به نقاط عطف زندگی آن کاراکتر و هنر کارگردان در چینش روایت خود بستگی دارد. اما خانم وریه نه‌تنها نقاط عطف خود را بد انتخاب کرده است، بلکه تنها‌وتنها قصد داشته در میان این روایت انبوهی از شعارهای دهان‌پرکن را در میان دیالوگ‌های کوتاه کاراکترها جای دهد.

آنچه در این گزارش بی‌رمق شاهد هستیم تصویر زنی است که از همان کودکی درگیر مشکلات بسیار بوده و با پشتکار توانسته خود را در میان برترین گلزنان زن و مرد فوتبال فرانسه قرار دهد. اما این پشتکار در روایت خانم وریه هیچ جایی ندارد، چرا که او تصمیم گرفته فقط سال‌ها را از سر بگذراند تا به مصاحبه‌ی خداحافظی مارینت برسد. جای خالی دیالوگ‌ها و برآشفتن‌ها در این روایت بسیار خالی است. خانم کارگردان انتظار نداشته که مخاطب بتواند بدون این دیالوگ‌ها و برون‌ریزی کاراکترها به عمق سختی زندگی مارینت برسد. او حتی فرصت شخصیت‌پردازی هم ندارد. به‌طور مثال زمانی که مارینت کودکی بیش نیست و مادر هم برای شیفت کاری باید از خانه بیرون برود، با صدای بسته شدن در مادر از خواهر می‌گوید. ابتدا تصور بر این است که کارگردان سعی دارد روی مارینت و مادر متمرکز باشد و خواهر همین حضور در سایه را تا انتهای فیلم به خود اختصاص دهد. اما به‌آنی و در صحنه‌ی بعدی که چند سال می‌گذرد خواهر با چهره‌ای خندان در تصویر وجود دارد و شاید با دو خط دیالوگ تا انتهای فیلم نیز به‌عنوان تماشاگری خنثی خود را نمایان می‌کند. چنین درام‌های ورزشی‌ای که با زندگی کاراکتر خود پیوند خورده‌اند نیاز به شخصیت‌پردازی دارند، اما روایت خانم وریه از هر شخصیت‌پردازی‌ای خود را رها کرده است. مثال بعدی پدری است که با توجه به آخرین صحنه‌ی حضورش در فیلم یکی از شنیع‌ترین کاراکترهای سینمایی محسوب می‌شود. اما آیا تا زمانی که آن اتفاق رخ می‌دهد روی شخصیت پدر پرداختی صورت گفته است؟ خانم وریه با انبوهی از داده‌ها صرفاً سعی دارد از طریق برخی صحنه‌های کوتاه آن‌ها را در روایت خود جاسازی کند و دیگر به این فکر نکرده که کل واحد فیلم خود را قرار است چگونه هرس کند. در طول روایت با گستره‌ی وسیعی از کاراکترها مواجه هستیم که حضور دارند، اما هیچ نقش پررنگی در پیشبرد روایت ندارند؛‌ حتی شخصیت ماریون. شاید اگر بازی خوب بازیگرانی چون «گارانس ماریه» و «امیل دوکن» نبود تحمل حتی یک قاب از این اثر امکان‌پذیر نبود؛ به‌خصوص با آن متکاهایی که به‌جای شکم زیر لباس «آلبان لنوآر» پنهان شده بود و بیش از پیش تماشای این فیلم را سخت و مشکل می‌کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟