هر اثر بلند داستانی و لایو-اکشن را در سینمای ژاپن با چشم بسته نمیتوان مستقل از مانگاهای این کشور دانست. مانگا بخشی از امضای فرهنگی نوین ژاپن شده است؛ چه در داخل و چه در خارج از مرزهای کشور ژاپن. آقای «یوییچی ساتو» در جدیدترین اثر خود بهسراغ یکی از مانگاهای معروفی رفته که حتی در فرانسه، هنگکنگ و چین هم سابقهی اقتباس سینمایی از روی آن وجود داشته است؛ مانگای شکارچی شهر و کاراکتر «ریو»ی زنباره و «کائوری». ریو مرد جوان زنبارهای است که دائم در کلابهای توکیو خوش میگذراند. اما او در عین حال یک کاراگاه خصوصی توانمند است که با همکاری دوست صمیمیاش، «هیدیوکی»، از طریق تابلوی اعلانات یکی از ایستگاههای مترو و نوشته شدن رمز «XYZ» درگیر پروندههای جدید میشود.
آقای ساتو روایت را تا حدودی شبیه سایبرپانکهای ژاپنی در اواخر دههی ۱۹۸۰ و ابتدای ۱۹۹۰ آغاز می کند؛ عدهای جوان یا افراد بیخانمان بهیکباره دچار نیرویی عجیبوغریب شدهاند و نظم شهر را مختل میکنند. آنها تبدیل به انسانهایی مجنون شدهاند که روزبهروز تعدادشان زیاد میشود. اما همانطور که میدانیم قرار نیست اثری که از روی این مانگا اقتباس شده وارد فرم سینمایی قابل اعتنایی شود. همینگونه هم میشود و بهجای ورود به آن دنیا، وارد کلابها و رقصها و زنبارگیهای ریو میشویم. کل داستان تا پردهی اول همین است؛ ریو فریاد میزند و تحریک میشود، هیدیوکی بهدنبال پروندهی جدید میرود، او طبق حوادث مانگا کشته میشود و در نهایت خواهرش «کائوری» برای انتقام همراه ریو بهسوی مأموریتی پیچیده میرود. مانگای شکارچی شهر طبق مأموریتهای مختلفی که ریو و کائوری قبول میکنند پیش میرود، اما در این اثر سینمایی قرار است با مأموریتی لایهلایه مواجه شویم که باید گفت کارگردان بهراحتی میتوانست آن را تبدیل به یک سایبرپانک کند. این اتفاق نمیافتد و در کل پردهی دوم شاهد تعقیبوگریزهایی هستیم که میدانیم در نهایت به کجا ختم میشود.
آقای ساتو در اثر خود قرار نیست اکشن-کمدی قابل تأملی و تحت فرم سینمایی همچون «آدمکشهای ظریف» را به مخاطب ارائه دهد. او با خیال راحت از طریق یوری معروف مانگای ژاپنی و دنیای اطرافاش حتی دست به نوآوری هم نزده و سعی دارد در همان مسیر یک اثر ۱۰۰ دقیقهای را تولید کند. زمانی که از یک اثر بزرگ ادبی اقتباس میشود انتظار این است که فیلمساز تا جایی که میتواند به آن وفادار بماند که این هم در سینمای نوی جهان گزارهی قابل اعتنایی نیست و شاید یک کارگردان تجربی در اثری ۸۵ دقیقهای «بینوایان» را به زبان سینمایی خود ارائه دهد. حال آقای ساتو در اقتباسی از یک مانگا احساس وظیفه کرده و سعی دارد به آن وفادار بماند؟ کمی مضحک بهنظر میرسد. در هر حال فیلم جدید آقای ساتو جز ضربآهنگ بالایی که دارد و برخی سکانسهای اکشن جذابیت دیگری برای مخاطب علاقهمند به ژانر اکشن ندارد (این مخاطب حتی در برخی از موارد دچار تعجب میشود که کاراکترها چگونه بدون هیچ پیشینهای سر بر میآورند و مقابل ریو قرار میگیرند). این فیلم یکی از همان آثاری است که سر و صداهای ناموزون و حماقتهای تصنعی کاراکتر اصلی زن در هر سکانس آن بخشی از روایت محسوب میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.