شاید آقای یوکیسادا با همان پالت رنگ و طراحی لباس ارضا شده بود
در سال ۲۰۲۰ عاشقانهای را از آقای «ایسائو یوکیسادا» با نام «تئاتر» مرور کردیم. این کارگردان ژاپنی را با همین عاشقانههای ساده و در عین حال دچار ضربآهنگ ملایم بهیاد میآوریم. این کارگردان باتجربهی ژاپنی طی دو دههی اخیر انبوهی از آثار بلند داستانی را در سینمای ژاپن روی پرده برده است و باید گفت برخی از آنها در همان فرم سینمای مستقل ژاپن آثار قابل اعتنایی هستند. حال این کارگردان قرار است در اثری اکشن و ماجراجویی مخاطب خود را به دههی ۱۹۲۰ و سال ۱۹۲۴ ببرد. او روایت خود را با توضیحاتی در باب اواخر دورهی میجی و تشکیل گروهی از جاسوسان و آدمکشان حرفهای در تایوان آغاز میکند. روایت فیلم در باب یکی از اعضای بر جای مانده از گروه «شیدههارا» با نام «یوری اوزونه» است؛ زنی که طبق همان توضیحات بیش از ۵۷ ترور موفق داشته است. داستان قتلعام یک خانواده توسط نیروهای نیروی زمینی ارتش ژاپن آغاز میشود که در نهایت پسری نوجوان با نام «شینتا» از این مهلکه جان سالم بهدر میبرد. پس از این افتتاحیه بهسراغ زندگی یوری میرویم که در توکیو بههمراه دو زن جوان دیگر زندگی میکند. آقای یوکیسادا در همان افتتاحیه و معرفی کاراکتر یوری کمی باعث دلگرمی میشود. چرا که هم طراحی لباسها و هم قاببندی و پالت رنگی فیلم نشان از اثری دارند که میتواند خود را حداقل اکشنی متوسط ارائه دهد. اما بهمحض وارد شدن به همان نقاط عطف کلیشهی اکشنهای قهرمانی روایت رفتهرفته وا میرود و چیزی جز همان بزکهای آقای کارگردان در طراحی لباس و پالت رنگی باقی نمیماند.
در چنین اکشنهایی که با یک قاتل بازنشسته روبهرو هستیم بیشک اولین نقطهای که قرار است کارگردان او را تحریک به نشان دادن تواناییهایاش کند مهم است. اما این نقطهعطف همهی روایت را لو میدهد و گویی دیگر جانی برای ادامهی این اثر ۱۳۹ دقیقهای ضعیف و وارفته نداریم. آقای یوکیسادا در اثر خود حتی روایتگری را فراموش کرده است. او دائم سعی دارد مخاطب اثر را در برابر بخشی از جمعیت ژاپن قرار دهد که در تصورات او تلاش میکردهاند تا اشغال چین رخ ندهد، اما این کارگردان فراموش میکند که در همان سالها کرهی جنوبی در اشغال بیرحمانهی ژاپن قرار دارد. آقای یوکیسادا در اثر خود توانایی بسط دادن قصه را ندارد و صرفاً شینتا و یوری را درگیر مبارزاتی آبکی میکند که گویی در برابر اثری هندی قرار داریم. این کارگردان ژاپنی تصور کرده که اگر انبوهی از سربازان تفنگبهدست را درون قاب به مصاف کاراکتر یوری بفرستد و او هم با استفاده از کلیشههای زنگزدهی اکشنهای دو دههی پیش در برابر تیرها نامرئی شود یا اصلاً تیرها به او نرسند و مقابل پایاش به زمین بخورند میتواند مخاطب کنونی ژانر اکشن را سرگرم کند. شاید باید گفت تعریف سینمای سرگرمی پس از انبوه آثار ۱۳ ساله و احمقانهی ابرقهرمانی و هالیوودی وارد دور جدیدی از پوستاندازی شده و مخاطب دیگر قرار نیست با هر اثری دست به تخمه و ذرت بوداده ببرد. فیلم آقای یوکیسادا فقط افتتاحیهی خوبی دارد که آن را باید مدیون سکانس خیاطی و رنگبندی اثر باشیم. اثر شیک او جز بازی کودکانهی یک کارگردان در دنیای اکشن نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.