سال ۲۰۲۰ ظاهراً سالیست که کمپانیهای فیلمسازی در سراسر دنیا بدون توجه به موضوع و نامی که در همین سال برای یک فیلم در نظر گرفته شده است، شروع به ساخت همان اثر میکنند. همین چند ماه پیش بود که کمپانی دیزنی تصمیم به بازسازی فیلم «مولان» کرد و با استفاده از بازیگران مطرح چینی و هنگکنگی اثری کودکانه را روی پرده برد. در باب آن فیلم و ضعفهایاش صحبت کردیم. حال چینیها برای آنکه ثابت کنند «مولان» مال آنهاست، «مولان بیهمتا» را ساختهاند. طی چند روز گذشته و در باب آثار تجاری چینی تولید شدهی این چند سال صحبت کردیم. فیلم جدید هم متأسفانه از همان ضعفها رنج میبرد.
تفاوت اصلی بین این دو فیلم در آن است که «مولان» هالیوودی علیرغم ضعفهایی که دارد، اما از حداقل ساختارها روایی برخوردار است و مخاطب در آن طی یک روند با شخصیت مولان همراه میشود. اما اثر چینی گویا برای آنکه متفاوت جلوه کند سعی کرده طور دیگری به ماجرا بپردازد، اما همین باعث پراکنده شدن روایت شده است و فیلم از همان پارهی اول خود دچار ازهمگسیختگی میشود.
مولان فیلم چینی از همان ابتدای فیلم با مخاطب خود فاصله میگیرد. گویا کارگردان این گونه فکر کرده که بیننده داستان مولان را صدها بار شنیده است و نیاز به برخی پرداختها در زندگی مولان نیست و بهتر است تمرکز خود را روی صحنههای نبرد بگذارد. اما گویا عادت بدی که چینیها پیدا کردهاند، عجله در پرداخت فیلم است. در فیلم «مولان بیهمتا» نیز صحنههای متعددی را شاهد هستیم که کارگردان مانند یک کلیپ تصویری ابتدا و انتهای آنها را تعیین کرده و بدون اینکه بدانیم هدف از وجود چنین صحنهای چیست، آن را تمام میکند و به صحنههای بعد میرود. بهطور خلاصه باید گفت انسجام و پیوستگی در صحنههای پشت سر هم وجود ندارد. اگر بخواهیم در این باب مثال بزنیم، باید به آن سه روزی که قرار است مولان و ۶ نفر دیگر سه روز از دروازههای شهر محافظت کنند اشاره کنیم. دلیل قانعکنندهای نمییابیم که چرا وحشیها با اینکه میدانند کسی در آن شهر باقی نمانده، اما همچنان باید تا آخرین روز صبر کنند. آن صحنههای بریده از گذر آن سه روز بین مولان و همرزماناش بیش از آنکه بخواهد بیننده را وادار به بروز احساسات کند، او را از فیلم دورتر و دورتر میکنند.
چینیها باید بدانند که روایت درست اما ساده میتواند به یک اثر قوام ببخشد. صرف داشتن یک پیرنگ اصلی برای داستان و توجه نکردن به پیرنگها و شخصیتهای فرعی، نمیتوان به یک اثر هویت داستانی داد. حال و روز این مولان بیهمتا و دوستاناش نیز همین است.
مشکل بزرگ دیگر این فیلم آن است که کمکم از یک اثر تاریخی و جنگی بهسوی یک ملودرام هندی پیش میرود و قرار است با دستبهدامان مخاطب شدن، کمی به خود اعتبار ببخشد. اما مخاطبان آثار ملودرام هم دیگر سختگیر شدهاند و با هر کنشی مجاب به واکنش احساسی نمیشوند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.