پوستر فیلم بوفه‌ی خوراکی

از یک کمدی خوب چه انتظاری داریم؟

بوفه‌ی خوراکی
Snack Shack
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده‌ی آمریکا
ژانر کمدی
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور فیلم «شام در آمریکا» با دنیای سینمایی آقای «آدام ریمیِر» آشنا شدیم. حال این کارگردان خوش‌قریحه وارد روایت کمدی دیگری شده است و قرار است دنیای یک نوجوان ۱۴ ساله با نام «ای.جی» را در برابر مخاطب قرار دهد.

روایت با ضربآهنگ بسیار بالایی مخاطب را وارد دنیای ای‌.جی و دوست صمیمی‌اش «موس» می‌کند؛ دو نوجوان ۱۴ ساله در سال ۱۹۹۱ که در آخرین اردوی مدرسه به‌جای همراهی با دیگر دانش‌آموزان به یک قمارخانه رفته‌اند و دائم در حال سیگار کشیدن هستند. از همان دیالوگ‌های ابتدایی شاهد هستیم که این دو از طریق موس دوست دارند بیشتر و بیشتر پول به‌دست بیاورند تا بتوانند آینده‌ی خود را در دوران نوجوانی راحت و بی‌دغدغه سیر کنند. آقای ریمیر پس از این ضربآهنگ بالا روایت را با ورود به درون خانواده‌‌ی ای.جی دچار کمی سکون می‌کند. مادر و پدر ای.جی یکی از آن والدین بسیار مراقبی هستند که به زندگی فرزندان نوجوان خود نگاهی کاملاً سنتی دارند و حس می‌کنند فرزندان‌اشان تا انتها یک بچه باقی می‌مانند و نیاز به مراقبت دائمی دارند. پدر ای.جی قاضی شهر کوچک نبراسکاسیتی است و مادر نیز زنی خانه‌دار است که کسب‌و‌کار حراجی خود را اداره می‌کند. آن‌ها به ای‌.جی وقت می‌دهند که اگر تا دو هفته‌ی دیگر سرگرمی و کار سالمی برای خود در تابستان رقم نزند، مجبور است طبق برنامه‌ی سخت و تنبیهی خانواده این سه ماه را از سر بگذراند. آقای ریمیر از همین ابتدا تکلیف خود را با روایت مشخص می‌کند. او دنیای فیلم خود را از زاویه‌دید ای.جی پیش می‌برد و به‌همین سبب است که حتی موس به‌عنوان صمیمی‌ترین دوست او هم قرار نیست بخشی هر چند کوتاه را به خود اختصاص دهد. به‌نوعی همه‌ی کاراکترهای پیرامون ای.جی از طریق اوست که معنا پیدا می‌کنند. این تصمیم کارگردان باعث می‌شود تا مخاطب درون فضای فیلم گم نشود.

آقای ریمیر در اثر خود سعی دارد تابستان یک نوجوان ۱۴ ساله را تصویر کند که در آن با برخی از اولین چالش‌های مهم زندگی خود مواجه می‌شود. او از دختری مرموز در همسایگی ای.جی رونمایی می‌کند که تا نیمه‌ی اول نه مخاطب و نه حتی ای.جی و موس نام او را نمی‌دانند. «بروک» دختر یک افسر ارتش ایالات متحده است که تابستان را به‌سبب مأموریت پدر در این شهر کوچک می‌گذراند و قرار است نقش پررنگی را در زندگی موس و ای.جی به‌عنوان اولین برخورد با جنس مؤنث رقم بزند. از آن‌سو کاراکتر «شین» به‌عنوان جوانی که والدین ای.جی او را همچون الگو می‌پندارند در نقش مرشد ای.جی سکانس‌به‌سکانس در اثر پررنگ می‌شود. همین شخصیت‌پردازی‌های ظریف است که باعث می‌شود روایت آقای ریمیر تبدیل به یکی از کمدی‌های قابل اعتنایی شود که موقعیت‌های‌اش درون اثر جا افتاده‌اند و نیازی به اغراق از سوی کارگردان ندارد.

اما بوفه‌ی خوراکی در استخر عمومی شهر است که تبدیل به مفصل همه‌ی موقعیت‌های روایت می‌شود. آقای ریمیر از این بوفه‌ای که ای.جی و موس با مزایده آن را به‌دست آورده‌اند نهایت بهره را می‌برد تا کاراکترهای‌اش را در انواع موقعیت‌های دشوار یک نوجوان ۱۴ ساله قرار دهد. روایت ای.جی داستان ملموس و مملو از رخدادهای ابزورد یک نوجوان ۱۴ ساله است که با ظرافت کارگردان و جزئی‌نگری او مخاطب را به سال ۱۹۹۱ می‌برد. در این اثر صرفاً ماشین‌ها، طراحی لباس و واژه‌های به‌کار رفته در دیالوگ‌ها نیستند که باعث هم‌ذات‌پنداری مخاطب با زمان داستان فیلم می‌شوند، بلکه کارگردان از طریق تک‌نماهایی که در اثر خود تصویر می‌کند این دوران را به رخ می‌کشد؛‌ به‌خصوص زمانی که در اتاق خواب ای.جی قرار داریم و او هر بار یا در حال تماشای یک اسپلتر است یا رزمی‌های هنگ‌کنگی (این علاقه را با توجه به رخدادهای دهه ی ۱۹۸۰ و ابتدای دهه‌ی ۱۹۹۰ و رونق گرفتن تماشای فیلم‌های ویدیوی توسط نوجوان‌های ایالات متحده و بریتانیا باید در نظر گرفت که در قسمت هشتم مرور تاریخ سینمای دلهره به آن‌ها پرداخته‌ایم). آقای ریمیر در اثر دوم خود هم نشان می‌دهد که چه تسلط زیبایی روی سینمای کمدی دارد و به‌راحتی می‌تواند مخاطب سینما را با آن روی دیگر کمدی‌های میانه‌ی هالیوودی مواجه کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟