خصومتی زنانه در دهههای تلاش برای هویت دادن به جنس زن
خانم «تئا شاروک» از زمانی که کار خود را در سینما بهصورت جدی آغاز کرده نشان داده که کارگردان کمکاری نیست. او را با مرور فیلم «آیوِن بینظیر» در سال ۲۰۲۰ میشناسیم. اما خانم شاروک از سال ۲۰۱۶ و با فیلم «من قبل از تو» بهصورت جدی از تئاتر به سینما ورود کرد. او در طی یک سال گذشته با دو اثر دیگر مسیر خود را در سینما ادامه داده است. در این مرور به فیلم کمدی جدید او با نام «نامههای کوچک شرورانه» میپردازیم و در هفتهی آینده بهسراغ اثر جدید دیگر این کارگردان خواهیم رفت.
این اثر برگرفته از یک حادثهی نادر در شهر کوچک لیتلهمپتون در انگلستان طی دههی ۱۹۲۰ است. روایت خانم شاروک با نامهی نوزدهم به آدرس منزل خانوادهی سوان آغاز میشود؛ نامهای که در آن دختر خانواده، ایدث، با رکیکترین الفاظ خطاب شده است. از بد حادثه همسایهی این خانوادهی سه نفره زنی جوان و مادری مجرد با نام «رز گودینگ» است که همراه دختر خود «نانسی» از ایرلند به انگلستان مهاجرت کرده است. او در حال حاضر با دوستپسر خود زندگی میکند. در همان قابهای ابتدایی شاهد هستیم که رز زنی جوان و دشنامفروش است که هم پدر و هم مادر ایدث مطمئن هستند که همهی این نامهها کار رز است. بههمین سبب پدر ایدث او را مجبور میکند تا شکایتی را در دادگاه علیه رز پر کند تا پاسبانها بتوانند دلیلی برای دستگیر کردن این زن پیدا کنند. روایت از همین نقطه بال و پر میگیرد و همین نامههای کوتاه و بسیار منزجرکننده بهلحاظ کلامی و گفتاری کل این شهر کوچک را در بر میگیرند.
روایت خانم شاروک یک کمدی ملیح بریتانیایی است که کل موقعیتهای کمدی را الفاظ رکیک هدایت میکنند. مخاطب در فضای شهری کوچک در انگلستان دههی ۱۹۲۰ قرار میگیرد که از طریق تیتر روزنامهها متوجه میشود زنان بریتانیایی تلاشهای ابتدایی خود را برای گرفتن حق رأی آغاز کردهاند. در فضای شهری هم شاهد هستیم که زن جز ماشین جوجهکشی و کلفتی بدون مواجب خاصیتی دیگر برای مردان ندارد. زن در این شهر نباید شرافت و حرمت خود را با الفاظ رکیک خدشهدار کند. رز و همهی خصوصیات اخلاقی او تقریباً با همهی آن چیزی که عرف این شهر پسندیده میپندارد منافات دارد. پس جای تعجب نیست که مأمورین قانون نیز چندان میلی به حضور این زن در شهر ندارند. اما خانم شاروک صرفاً قرار نیست از طریق این قیاسها و ترس نهادینه در وجود ایدث از پدر مخاطب را صرفاً با یک اثر کاملاً زردِ فمینیستی(از جنس فمینیسم موجود در میان مقالات ابررسانههای آمریکایی و پستهای سلبریتیهای هالیوود) مواجه کند. او در عوض نهایت بهره را از بازی زیبای اولیویا کولمن و جسی باکلی، که پس از «دختر گمشده» بار دیگر در یک اثر همبازی شدهاند، برده است تا بیش از هر چیزی به ساختار ابزورد و کمدی روایت پایبند باشد تا فرامتن. آنچه کارگردان در ساختار تعاملات اجتماعی در این شهرستان کوچک به تصویر میکشد ناخودآگاه مخاطب را دچار قیاسی بین آن دهه و زمان معاصر و وضعیت زیست جامعه میکند. خانم شاروک بدون شعارهای زرد همهی این قیاسها را بر عهدهی مخاطب میگذارد و تمرکز خود را روی ساختار کمدی اثر میگذارد.
این فیلم تقابل زندگی بدون محدودیت و آزاد در برابر زندگی درگیر سنتها و در نهایت ترس از قضاوتشدنهای لحظهای است که منجر به عقدهای از جنس آن چیزی که در ایدث شاهد هستیم میشود. فیلم خانم شاروک روایتی ساده، کمدی ملیح و در نهایت گذری کاملاً هوشمندانه به برههای از تاریخ است که در آن زن برای زن بودن باید طبق قاعدهی پدرسالاری و مردسالاری رفتار کند و هرگونه هنجارشکنی در این ساختار وجههی شرافت و حیا را از آن زن میگرفت و در نهایت کل مردمان آن جامعه تمرکز خود را روی طرد کردن آن زن از درون اجتماعات خود میگذاشتند. در این روایت ساده همهی این تقابلهای اجتماعی را بهراحتی میتوان شاهد بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.