پوستر فیلم خشم

حیف از این زمان طولانی

خشم
Rage
محصول ۲۰۲۱ - استرالیا
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«نوآه» و «مدی» جداگانه خانه را ترک می‌کنند. مدی قبل از خروج‌اشان از خانه از نوآه می‌خواهد امشب را زودتر به خانه بیاید تا بعد از مدت‌ها با هم شام بخورند. نوآه می‌پذیرد، اما غروب که فرا می‌رسد با یک تماس به مدی می‌گوید که نمی‌تواند زود به خانه بازگردد. مدی هم که ناراحت شده از خواهرش می‌خواهد نزد او بیاید. مدی و خواهرش در خانه هستند که دو متجاوز وارد خانه شده و درگیری‌ میان آنها رخ می‌دهد.

طی مرورهای بسیاری که از فیلم‌های سینمای استرالیا انجام داده‌ایم مشاهده کردیم که این سینما چه پتانسیل و غنایی برای ماندگار شدن در سینمای جهان دارد. فیلم‌های هیجان‌انگیز و جنایی خوبی مانند «غریبه»، «خشکسالی» و «لیمبو» نشان دادند که کارگردان‌های خوبی هم در این جغرافیا زیست می‌کنند و آینده‌ی روشنی را برای این سینما می‌توانند رقم بزنند. کارگردانان نوپا نیز می‌توانند از این فرصت بهره برده و در جغرافیایی که قدر و احترام سینما را خوب می‌دانند رشد کنند. آقای «جان بلیز» به عنوان یک کارگردان نوپا که سابقه‌ی خوبی هم در ساخت چند فیلم کوتاه داشت در سال ۲۰۲۱ سعی کرد اولین فیلم بلند سینمایی خود را در بستر داستانی جنایی و هیجان‌انگیز تصویر کند. او کلیشه‌ی ورود چند غریبه به یک خانه‌ی مدرن و شیک را انتخاب کرده بود که درگیری میان این غریبه‌ها، مرگ و تجاوز به اعضای خانواده قرار بود از یک سو داستانی جنایی برای پیدا کردن این غریبه‌ها را باعث شود و از سوی دیگر بحران ایجاد شده در این خانواده را تصویر کند. اما واقعیت آن است که این کارگردان نوپا علی‌رغم زمان صدوچهل دقیقه‌ی روایت خود نه توانسته پرداخت درستی از روابط میان اعضای خانواده را نشان دهد و نه قسمت جنایی و پیگیری کارآگاه پرونده را شرح داده است.

آقای بلیز شرح نمی‌دهد مدی و نوآه چه مدت است با هم زندگی می‌کنند و چرا از هم خسته شده و نمی‌توانند هم را تحمل کنند. صرف نشان دادن یک سکانس کوتاه و احمقانه مخاطب نمی‌تواند به عمق رابطه‌ی این زوج دست پیدا کند. اینکه مدی از یک عمل نادرست نوآه ایراد می‌گیرد و نوآه با یک حرکت و نگاه چشمی خشم و ناراحتی خود را از مدی نشان می‌دهد نمی‌تواند دلیل خوبی برای نوآه باشد تا به همسر خود با دختری زیبا خیانت کند. رابطه‌ی نوآه و منشی‌ای که با او رابطه‌ی نامشروع دارد هم به درستی تصویر نشده است. مخاطب چیزی از این دختر جوان هم نمی‌داند. از همه مهم‌تر مخاطب هیچ‌چیز از مادر و پدر مدی و فاجعه‌ای که برای دختران آنها رخ داده و احساسی که آنها باید نسبت به این اتفاقات داشته باشند نمی‌بیند. آنها حتی یکبار هم غمگین و ناراحت دیده نمی‌شوند. مخاطب شاید ایراد اصلی این اتفاق و عدم ارتباط‌اش با تمام شخصیت‌های داستان را نابازیگری افرادی باید بداند که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند. هیچ یک از این بازیگران نمی‌توانند نقش‌های خود را به درستی بازی کنند و کمی کاستی روایت ناقص آقای بلیز را کاهش دهند. داستان کارآگاه و تلاشی که برای یافتن متجاوزان انجام می‌دهد هم آنقدر بی‌قدر و بی‌چیز است که مخاطب نمی‌تواند بفهمد کار این کارآگاه در مسیر داستان چه بوده است. او مدام کاغذهایی را نگاه می‌کند و از عدم ناتوانی برای گرفتن متجاوزان حرف می‌زند و مخاطب هم باید از همین نگاه‌ها و حرف‌ها احساس کند کاری در حال انجام است و هرگز شرح درستی از این کارها را نبیند. شاید تنها نکته‌ی مثبت این فیلم را قاب‌های گاه‌وبی‌گاه انتخابی آقای بلیز دانست که نشان می‌دهد چیزهایی از سینما می‌داند، اما هنوز نمی‌تواند از آنچه در اختیار دارد استفاده‌ای بهتر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟