پوستر فیلم اسکینامارینک (آواز کودکانه)

این گستره‌ی وحشت و تعلیق

اسکینامارینک (آواز کودکانه)
Skinamarink
محصول ۲۰۲۳ – کانادا
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور فیلم «با من حرف بزن» اشاره کردیم که چگونه دو برادر یوتوبر استرالیایی بالاخره توانستند اولین اثر بلند سینمایی خود را روی پرده ببرند. حال در کانادا یوتوبری دیگر در حوزه‌ی دلهره با نام «کایل ادوارد بال» پس از اینکه برای نشر آثار کوتاه خود کانالی در یوتوب احداث می‌کند، بالاخره در سال ۲۰۲۲ اولین اثر بلند سینمایی خود را نه در سینمای تجاری، بلکه در سینمای تجربی روی پرده می‌برد.

ابتدا مثل همیشه بگذارید تکلیف خود را با سینمای تجربی مشخص کنیم. این فیلم اثری دلهره‌آور است. کارگردان از همه‌ی کلیشه‌های تعلیق و جامپ‌اسکر و نورپردازی نهایت بهره را برده، اما همه‌ی آن‌ها را در ظرفی ریخته که هیچ تناسبی با سینمای رایج روایی در سینمای مستقل و تجاری ندارد. روایت او ابتدا با مکالماتی بین مردی و کودکی که ظاهراً پدر و پسر هستند آغاز می‌شود. در چنین آثاری به دقت باید به همین تک‌دیالوگ‌ها دقت کرد، چرا که فیلمساز سعی دارد گستره‌ی روایت را حول همین مکالمات وسعت دهد و پس از آن‌ها شاید فقط این تصویر باشد که جای دیالوگ‌ها را می‌گیرد. در حین همین مکالمه‌ی ضعیف و خش‌دار بین پدر و پسر که با زیرنویس همراه هستند یک اتفاق به‌ظاهر ساده رخ می‌دهند؛ ‌پسر با سر روی زمین سقوط می‌کند و پدر احوال او را می‌پرسد. پس از این مدام شاهد تصاویری هستیم که با نورهای موضعی اتاق و خاموش و روشن شدن‌اشان به‌همراه صدای پس‌زمینه مخاطب را وارد تعلیق می‌کنند. گام بعدی کارگردان سکوت در پس این نورهاست و درست در همین سکون است که مخاطب کم‌کم آن ترس انتزاعی را تجربه می‌کند. در حین این نماهای ثابت که گاه لو-انگل و گاه های-انگل‌های نامنظم هستند شاهد محو شدن درها، توالت فرنگی، دیوارها و حضور صدایی غریبه هستیم که از ته گلو «کوین» و «کیلی»‌ را فرامی‌خواند.

آقای بال در اثر خود مرزهای محدودکننده‌ی روایت را برداشته است و گویی مخاطب را در دنیای تودرتوی ذهنی کوین رها می‌کند. مخاطب دائم در طول اثر از خود می‌پرسد که آیا در کابوس شبانه‌ی این کودک قرار دارد و قرار است با لولوخورخوره‌ی بچه‌ها که در تاریکی پنهان است مواجه شود؟ آیا در پی آن زمین خوردن در کمای ۵۷۲ روزه‌ی کوین به سر می‌بریم؟ یا این صرفاً همان مکالمه‌های کودکانه‌ی کوین با دیگری انتزاعی هر کودک است؟ آقای بال روایت را بی‌مرز قرار داده تا هر مخاطبی از زاویه‌دید خود وارد داستان و در این تعلیق مملو از ترس غرق شود. روایت آقای بال بی‌نهایت است و این را شاید بتوان بهترین توصیف در باب آن دانست. مخاطب دلهره باید در این اثر ابتدا کمی صبر کند و خود را با خاموش و روشن شدن نورهای مصنوعی و زاویه‌های دوربین هماهنگ کند و سپس در اولین دوره‌ی سکوت روایت اجازه دهد به‌مرور این ترس باشد که تا انتهای روایت او را در بر بگیرد. این داستان بیش از هر اثر تجاری‌ پر سر و صدایی ترس را معنا می‌کند و در انتزاعی‌ترین حالت ممکن مخاطب را در گوشه‌ی رینگ گیر می‌اندازد تا در میان راهروهای خانه، راه‌پله‌ها، زیرزمینی که همه‌ی راه‌های خروجی آن مسدود می‌شود، صدای مرموزی که کوین و خواهرش را در پستوهای خانه هدایت می‌کند، پدر و مادری که گاه روی لبه‌ی تخت حاضر و محو می‌شوند و در نهایت لگوهایی که موتیفی از دنیای کودکانه‌‌ی کوین هستند سر کند. باید امیدوار به ادامه‌ی این سینمای وسیع در ژانر دلهره باشیم؛ سینمایی از جنس تجربه و فرم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟