بعد از مرگ صاحب عروسکهای خیمهشببازی این عروسکها تصمیم گرفتند راه گذشتهی خود را ادامه دهند و باز هم هر شب یک نمایش برای کودکانی که به مرکز آنها میآیند بازی کنند. این نمایش اما نه چندان به مذاق بچهها خوش میآید و نه به مذاق «دی» و «دان». دان همیشه نقش دلقک و دی نقش یک دختر زندانی و ضعیف را بازی میکنند. آنها از این نقشها خسته شدهاند و میخواهند قهرمان داستان خود باشند. در این میان دان با تخیل فراوانی که دارد از مرکز خارج میشود تا به دنبال ماجراجوییهای خود قهرمان خود و جهان شود.
«جرمی دگروسون» را با انیمیشن «خانوادهی پاگنده»، محصول سال ۲۰۲۰، میشناسیم. در آن انیمیشن ما با یک خانوادهی خارقالعاده روبهرو بودیم که میتوانستند با نیروهای عجیبی که داشتند به مردم کمک کنند. در این انیمیشن ما با اتفاقات خلاقانه و ماجراجویانهی سادهای روبهرو بودیم که شخصیتهای داستان را در موقعیتهایی هیجانانگیز قرار میداد و با تعقیبوگریزهای فراوان خود باعث میشد مخاطب از تماشای آن دچار خستگی و ملال نشود. در سال ۲۰۲۳ آقای دگروسون بار دیگر وارد دنیایی شده که در آن ماجراجوییهای خلاقانه قرار است بار دیگر مخاطباش را سرشار از هیجان و البته شادی کند. او اما این بار در این انیمیشن بیش از گذشته خلاقیت و تخیل را به صورت عینی در برابر مخاطب قرار داده است. او کاراکتر اصلی و قهرمان داستاناش را فردی دارای تخیلات فراوان تصویر میکند. او حتی نام دن کیشوت را هم برای کاراکترش انتخاب کرده تا مخاطب بزرگسال را هم با خود همراه کند. دان در این انیمیشن میتواند همان دن کیشوت پر از توهم باشد که با توهمات خود میخواهد دنیا را شگفتزده کند. اما در این انیمیشن دان از همین توهمات و تخیلات خود بهره میبرد و در واقعیت تبدیل به همان قهرمانی میشود که میتواند نه جهان که دوستاناش را نجات دهد. همانطور که دی در جایی در پردهی سوم داستان خطاب به دان میگوید او میتواند با نیروی تخیل خود جهان را به گونهای دیگر ببیند و از این دید متفاوت برای تغییر آن استفاده کند. تمام حرف آقای دگروسون نیز همین است که انسان میتواند با دنیای سادهی پر از تخیل و با داشتن نیتی خوب قدمهایی هر چند کوچک در جهت بهتر کردن دنیای پیراموناش بردارد. نیاز نیست دان جهان را نجات دهد. او کافیست دوستان خود را نجات دهد و قهرمان داستان خودش باشد.
آقای دگروسون از ابتدای راه روایت خود اتفاقاتی عادی را رقم میزند. جوجه اردکی کوچک را در جایی نهچندان بلند گرفتار میکند و سه راسو را بعد از باران رهاشده روی چوبی نشان میدهد. دان کافیست همین اتفاقات کوچک را ببیند و آنها را تبدیل به داستانهایی خارقالعاده کند که اژدها و کوسهای بزرگ آنها را احاطه کردهاند و در نهایت هم میتواند آنها را نجات دهد. خلاقیت و سادگی دنیایی که آقای دگروسون در برابر مخاطب قرار میدهد در کنار شخصیتهای آرام، ساده و کاملاً قابل لمسی که خلق کرده است به راحتی مخاطب کودک و بزرگسال را پای اثرش مینشاند و باعث میشود مخاطب از لحظهلحظهی آن لذت ببرد. شخصیتهای داستان او افرادی عادی هستند، حتی اگر در کالبد عروسکهای خیمهشببازی باشند. آنها میتوانند بهسادگی و با مهربانی و البته کمی شجاعت محیط پیرامون خود را زیباتر و شادتر کنند و نیازی ندارند تا تمام جهان را نجات دهند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.