پوستر فیلم ریکی استنیکی

پیتر فارلی کمدی را خوب می‌شناسد

ریکی استنیکی
Ricky Stanicky
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر کمدی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«پیتر فارلی» آن قدر خوب زیر و بم کمدی‌های فکاهی آمریکایی را می‌شناسد که مخاطب سینمای سرگرمی چشم‌بسته پای آثار او می‌نشیند. اگر بگوییم تقریباً اکثر مخاطبان سینما «خنگ‌و‌خنگ‌تر» او را تماشا کرده‌اند، ادعای گزافی نیست؛ کمدی‌ای که بدون داشتن هیچ المانی و فقط با هوش روایی کارگردان و درخشش کمدین‌های‌اش تبدیل به یکی از آثار ماندگار سینمای کمدی میانه شده است. فارلی در فیلم «کتاب سبز» نشان داد که روح روایت را با هر بازیگری می‌تواند به مخاطب ارا‌ئه دهد. حال او دوباره به درون یکی از فکاهی‌های خاص خودش بازگشته است.

در باب بازیگری «جان سینا» بارها و بارها اشاره کردیم که این بازیگر نیاز به بازیگردانی خوب دارد. در مرور آثار ضعیفی که این بازیگر در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته بود اشاره کردیم که هر کارگردانی گویی از این کشتی‌گیر سابق انتظار بازیگری خاصی ندارد و صرفاً از او استفاده‌ای ابزاری می‌کند. اما زمانی که بازیگری نوپا چون سینا در میان ظرف روایی فارلی قرار بگیرد، باید انتظار داشته باشیم که بالاخره می‌توان پتانسیل بازیگری او را دید.

داستان این فیلم در باب سه دوست است که از کودکی و هنگام آتش زدن تصادفی یک خانه شخصیتی خیالی با نام «ریکی استنیکی» را خلق کردند و طی سال‌ها هر رخدادی را رقم می‌زدند، نام ریکی بهانه‌ی آن‌ها بود و ریکی بدون حضور واقعی‌اش مسئولیت همه‌ی کارها را بر عهده می‌گرفت. آقای فارلی از زمانی مخاطب را وارد روایت می‌کند که این سه صاحب خانه و زندگی مستقل شده‌اند، اما همچنان ریکی استنیکی بهانه‌ی آشکار آن‌ها برای تفریحات و کارهای شخصی است. روایت آقای فرلی از همان ابتدا جان دارد. او دیالوگ‌ها را می‌شناسد، موقعیت‌های کمدی را به‌خوبی می‌شناسد و به‌همین سبب است که مخاطب از همان ابتدا درگیر قصه‌ی او می‌شود. در طی این‌ سال‌ها کمدی‌های میانه‌ی هالیوودی بسیاری را شاهد بودیم و نقص همه‌ی آن‌ها در روایت پراکنده بودن سکانس‌ها و چفت‌نبودن‌ آن‌ها برای تشکیل یک کل واحد بود. اما در روایت آقای فارلی چنین نقصی را نمی‌بینیم و واقعاً یک داستان مقابل چشم ما قرار دارد.

اما نقص روایت آقای فارلی در کجاست که در نهایت یک اثر متوسط باقی می‌ماند؟ آقای فارلی ضربآهنگ روایت را در نیمه‌ی دوم پرده‌ی دوم آن‌قدر بالا می‌برد که گویی تا انتهای روایت دیگر اثری از آن جذابیت داستانی نیمه‌ی اول روایت باقی نمی‌ماند. در پرده‌ی سوم شاهد تجمیع کاراکترها در یک مرکز هستیم و همین بهانه‌ی خوبی برای آقای فارلی است تا لوکیشن‌ها را تغییر ندهد و فقط با چند خط دیالوگ سر و ته همه‌چیز را به یکدیگر بدوزد. اینکه آن همه زحمت شخصیت‌پردازی در پرده‌ی اول چگونه تبدیل به دورهمی رنگ‌ و رو رفته‌ی پرده‌ی سوم شد این فیلم را از یک اثر خوب تبدیل به اثری کاملاً متوسط می‌کند. فیلم آقای فارلی همان طنز ملیح آثار قبلی‌اش را دارد، قصه‌ی جذابی دارد، خوب روایت‌اش را پیش می‌برد، اما در نهایت در چاه میانه‌ها می‌ماند. فیلم جدید آقای فارلی کاراکترسازی دارد و ریکی و مخاطب ارتباط خوبی با هم برقرار می‌کنند، اما این شخصیت شکوفا نمی‌شود و در تعجیلی اعجاب‌آور پرونده‌اش بسته می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟