پوستر فیلم بیگانه‌نما: بازگشت به آینده

جذابیتی که گسترده نشد

بیگانه‌نما: بازگشت به آینده
Alienoid: Return to the Future
محصول ۲۰۲۴ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در سال ۲۰۲۲ به مرور فیلم «بیگانه‌نما» پرداختیم و از این گفتیم که کارگردان کره‌ای، «چوی دونگ-هون»، چگونه ذائقه‌ی مخاطب سینمای سرگرمی را می‌شناسد. در فیلم اول شاهد رفت‌و‌برگشت‌های زمانی بودیم که در آن دو محافظ بیگانه وظیفه‌ی رسیدگی به کالبدهایی انسانی را داشتند که زندانیان سیاره‌ی خود را در آن‌ها حبس کرده بودند. در اثر قبلی دو خط زمانی قرن چهاردهمی و قرن بیست‌و‌یکی مخاطب را دچار رفت‌و‌برگشت‌های زمانی می‌کرد، اما بیشتر ماجرا در زمان حال رخ می‌داد. عدم گستردگی روایت‌ و شخصیت‌ها را در آن اثر با این توضیح از سر گذراندیم که کارگردان کره‌ای در فیلم دوم به‌راحتی به آن‌ها خواهد پرداخت.

حال وارد فیلم دوم شده‌ایم و آقای چوی سعی دارد این‌بار رخدادهای فیلم را در زمان گوریو به مخاطب عرضه کند؛ زمانی که همه‌ی کاراکترهای اصلی زمان حال در فیلم اول در کالبدهایی دیگر روبه‌روی یکدیگر قرار گرفته‌اند و یکی از گره‌های داستانی در فیلم اول هم همین بود که هر کالبدی کدام‌یک از این کاراکترها را درون خود دارد. آقای چوی کل روایت را در فیلم دوم به همین مسئله اختصاص می‌دهد. آنچه که در فیلم اول و دوم باعث جذب مخاطب می‌شود استفاده‌‌ی هوشمندانه‌ی کارگردان از جلوه‌های ویژه، چهره‌پردازی‌ها و در نهایت خط و ربط کاراکترهاست. آقای چوی به‌خوبی می‌داند که مخاطب سینمای سرگرمی را چگونه در معرض هیجان‌ و حفره‌های روایی قرار دهد. در این اثر نیز شاهد تلفیق موقعیت‌های کمیک در میان هیجان مفرط اثر هستیم و از این طریق مخاطب لحظات بسیار خوبی را در دنیای داستانی آقای چوی از سر می‌گذراند. در مرور قبلی اشاره کردیم که سینمای تجاری کره‌ی جنوبی چگونه می‌تواند در مسیری موازی با سینمای هالیوود حرکت کند و در عین حال کاراکترها و دنیای داستانی مخصوص به خود را خلق کند. در این اثر نیز بیگانگان آن‌قدری خوب دارای جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری هستند که چشم مخاطب را آزار نمی‌دهند.

اما آقای چوی در فیلم دوم نتوانسته آن انتظاری را که در مرور قبلی اشاره کردیم برآورده کند. روایت او در فیلم دوم هم همچنان دچار عدم گستردگی است و فقط جای زمان حال و گذشته فرق کرده است. کاراکترها به‌خوبی در مسیر باز شدن گره‌های داستانی پیش می‌روند و روایت نیز ضربآهنگی متناسب با این مسیر دارد، اما مشکل آنجاست که این مسیر کاملاً خطی است و پهنایی ندارد. مخاطب در میان تپه‌هایی جنگلی و در تاریکی سرسراهای قدیمی اسیر تقابل کاراکترها و باز شدن گره‌هاست، اما چگونگی رسیدن به این نقطه دچار عرضی روایی نمی‌شود. باید گفت اگر فیلم دوم هم‌زمان با اثر اول روی پرده می‌رفت و مخاطب دو سال دچار سناریوپردازی‌های ذهنی نمی‌شد، فیلم اول نیز در حد یک اثر متوسط باقی می‌ماند. در هر حال فیلم آقای چوی به پایان راه خود رسید و باید دید این کارگردان کره‌ای در ادامه‌ی مسیر فیلمسازی خود قرار است وارد کدام دنیا شود. فیلم «بیگانه‌نما» پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک اثر کالت و ماندگار را داشت، اما ملاحظات استودیویی و گیشه‌ای در فیلم دوم نتوانست مخاطب را آن‌چنان درگیر کند و شاید بتوان این فیلم را اثری آخر هفته‌ای جذاب برای تماشای خانوادگی پنداشت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟