پوستر فیلم مابوروشی (در زبان ژاپنی به معنای توهم است)

این شانس دوباره‌ی ما برای در آغوش گرفتن زندگی بود

مابوروشی (در زبان ژاپنی به معنای توهم است)
Maboroshi
محصول ۲۰۲۳ - ژاپن
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«ماسامونه» و دوستان‌اش در حال درس خواندن در اتاق ماسامونه هستند که انفجاری عظیم در کارخانه‌ی فولادسازی کنار شهر رخ می‌دهد. دود آسمان را فرا می‌گیرد و کوه ریزش می‌کند. بعد از این اتفاق است که تمام شهر در یک لوپ گرفتار می‌شود. لوپی که زمان در آن متوقف شده، فصل‌ها دیگر رخ نمی‌دهند و همیشه زمستان است و البته مردم شهر هم دیگر هرگز بزرگ نمی‌شوند. کشیش شهر این اتفاق را عذابی الهی می‌داند که به دلیل استفاده‌ی مردم از کوه رخ داده است.

گرفتار شدن در یک لوپ زمانی و تلاش افرادی که در این لوپ گرفتار آمده‌اند برای رهایی از آن بارها سوژه‌ی فیلم‌های مختلفی شده است. در انیمه‌ی «مابوروشی» نیز ما با همین پلات روبه‌رو هستیم. اما داستان این انیمه با تمام داستان‌هایی که تا کنون شنیده‌ایم متفاوت است. تفاوتی که تا پرده‌ی سوم خود را نشان نمی‌دهد.

تا انتهای پرده‌ی اول و دقیقه‌ی ۴۵ مخاطب در سردرگمی، بهت و تعجب فقط شخصیت‌های داستان را دنبال می‌کند. فضای شهر ناامید، مرده و فاقد خنده و زندگی را مشاهده می‌کند. با نوجوانانی که تلاش می‌کنند با کارهای خطرناک درد را تجربه کنند همراه می‌شود، دودهایی با صورت‌های گرگ‌مانند را در آسمان می‌بیند و هیچ ایده‌ای از آنچه در حال دیدن آن است ندارد. اما همین رازآلودگی و زیبایی منحصربه‌فرد تصاویر انیمه باعث می‌شود مخاطب نتواند از تماشای آن دست بکشد. باید گفت پرده‌ی دوم و سوم انیمه پاداش این صبر را به مخاطب می‌دهد و روایتی ناب را در برابرش قرار می‌دهد.

در پرده‌ی دوم است که اتفاقات کم‌کم معنا پیدا می‌کنند. حضور پررنگ «ایتسومی» و «آتسومی» در کنار ماسامونه به داستان رنگی دیگر می‌دهد و از جهانی حرف می‌زند که در آن توهم و واقعیت در هم آمیخته شده است. شکسته شدن مرز میان واقعیت و توهم به ماسامونه و دوستانش نشان می‌دهد که آنها در دنیایی دیگر زندگی می‌کنند. دنیایی که هیچ‌کس نمی‌داند چگونه و چطور رخ داده و دقیقاً تا کی ادامه می‌یابد.

«ماری اوکادا» کارگردان و نویسنده‌ی این انیمه که بیشتر با نوشته‌های‌اش شناخته می‌شود در دومین تجربه‌اش در ساخت انیمه‌ی بلند تلاش کرده است از امید، عشق، زندگی و حتی مرگ به زبانی دیگر حرف بزند. او جهانی را خلق کرده که در آن هر مخاطب می‌تواند نتیجه‌ و تجربه‌ای متفاوت را کسب کند و از دیدگاه خودش به داستان نگاه کند. فرقی نمی‌کند این نوجوانان در دنیایی موازی زندگی کنند یا در برزخی میان مرگ و زندگی گرفتار شده باشند. مهم آن است که به آنها فرصتی دوباره داده شده که عشق را تجربه کنند، از لحظه‌لحظه‌ی زمانی که در دست دارند به بهترین شکل بهره ببرند و جهان را در آغوش بگیرند. از کنار هم بودن لذت ببرند و عشق را با تمام وجود حس کنند. این مردم شهر اما ناامید و خسته روزهای خود را به همان شکل هر روزه می‌گذرانند و تصور می‌کنند بار دیگر می‌توانند در دنیایی واقعی زندگی کنند. آنها نمی‌دانند و نمی‌خواهند باور کنند که همین لحظات برای آنها حتی اگر در دنیایی دیگر توهم است، در دنیای خودشان واقعی است و آنها می‌توانند با عشق دریچه‌های احساسات خود را باز کنند و همه‌چیز را لمس کنند. عشق تنها راه نجات این مردم شهر است که آنها آن را نادیده گرفته‌اند. حضور دختری از دنیای واقعی اما به این نوجوانان یاد داد جهان متوهم آنها هم می‌تواند سرشار از زندگی باشد و اگرچه نتوانند تجربیات شیرین دنیای واقعی را لمس کنند، اما می‌توانند تجربیات شیرین متفاوتی را در همین دنیایی که در آن قرار دارند بگذرانند. ناامیدی و ترس جهان آنها را از بین می‌برد و روح و جسم آنها را در اختیار دودهای گرگ‌مانند قرار می‌دهد. حتی همین دودهای گرگ‌مانند و خدایان این جهان نیز همواره با پوشاندن ترک‌های جهان به آنها بار دیگر فرصت می‌دهند تا زندگی را زندگی کنند.

تصاویر خارق‌العاده‌ی آسمان ترک‌خورده یا پر از ستاره، کلوزآپ‌هایی که از چشمان، صورت و اندام‌های دست و پای کاراکترها تصویر شده و تمام مناظر زیبایی که ناامیدی و یاس را با فضایی مالیخولیایی و تاریک نشان می‌دهد همگی تماشای این انیمه را لذت‌بخش‌تر هم کرده است. تصاویر به خوبی احساسات شخصیت‌ها و فضای ناامید آن را تصویر کرده است و می‌تواند به راحتی و با لذت مخاطب را با خود همراه کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟