پوستر فیلم شرق شیرین

کمدی‌های هجو لذت‌بخش در سینمای مستقل ایالات متحده

شرق شیرین
The Sweet East
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

دنیای سینماگران مستقل ایالات متحده فرسنگ‌ها آن‌سوی زرق و برق‌های هالیوودی است. برای درک بهتر جامعه‌ی آمریکایی بهتر است در لابه‌لای سینماگران مستقل این کشور غور کنیم. در سال گذشته فیلم «صفحات خنده‌دار» را با یکدیگر مرور کردیم و شاهد بودیم که مالیخولیای نوجوانی یک کاریکاتوریست چگونه در تلفیق با دنیای سوررئال و کمیک مقابل چشم ما قرار گرفت. حال فیلم‌بردار آن اثر، آقای «شان پرایس ویلیامز»، در اولین اثری که کارگردانی کرده به‌سراغ زاویه‌ی دیگری از این مالیخولیای نوجوانی رفته است. ویلیامز را شاید در همکاری‌های متعدد با برادران سفِدی بشناسیم و امضای دوربین روی دست و استفاده‌ی مناسب از نور محیط را در قاب‌های او درک کرده باشیم.

داستان فیلم در باب دختری نوجوان با نام «لیلین» است که همراه همکلاسی‌های خود به اردویی در واشنگتن آمده است. افتتاحیه گویی همه‌ی کسالت روی چهره‌ی این دختر نوجوان را پس از رابطه‌ی جنسی با همکلاسی‌اش تصویر می‌کند. آقای ویلیامز از همین قاب‌های بسته‌ای که می‌‌گیرد نهایت استفاده را می‌برد تا مخاطب را وارد فضای بزرگ‌تری از دنیای کسالت‌بار این دختر نوجوان کند. لیلین در شبی همراه دوستان خود در حال خوشگذرانی در یک رستوران محلی است که به ناگاه فردی با شلیک اسلحه وارد رستوران می‌شود و ادعا می‌کند که در زیرزمین این رستوران مرکز پدوفیل‌ها قرار دارد. لیلین به همراه یک اکتیویست هیپی-پانک از محل می‌گریزد و هجو ماجرا از همین‌جا آغاز می‌شود؛ آن‌ها در حین گذر از دالان زیرزمینی شاهد وسایل بازی بچه‌ها هستند و مخاطب به‌یک‌باره در این شوک می‌ماند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. سفر جاده‌ای و ماجراجویانه‌ی لیلین از همین‌جا آغاز می‌شود؛ او از کیلب و دوستان‌اش هویت دختری را می‌گیرد که مورد خشونت قرار گرفته و در جمع راست‌گرایان افراطی به خانه‌ی مردی با نام «لارنس‌» می‌رود و همراه او عازم نیویورک می‌شود. پس از دزدی از لارنس و در حال فرار میان خیابان‌های نیویورک به زوجی کارگردان برخورد می‌کند و از آموزه‌های لارنس در باب ادبیات قرن نوزدهم آمریکا و انگلیس دوره‌ی ویکتوریایی تبدیل به ستاره‌ای نوظهور در بازیگری می‌شود و در نهایت طی یک حمله از سوی راست‌گرایان برای بازگرداندن پول سرقتی همراه مو شده و وارد جمعیت مذهبی افراطی در حاشیه‌های ورمونت می‌شود.

این ماجراجویی هجوآمیز آقای ویلیامز طعنه‌ای نرم و در عین حال تند به تکثر بی‌بهره‌ی جامعه‌ی آمریکایی است؛ از اکتیویست‌هایی که همه‌اشان صرفاً بچه‌پولدارهای علاقه‌مند به سوسیالیسم هستند تا راست‌گرایانی که پول و خشونت درون‌مایه‌ی اصلی زندگی روزمره‌اشان شده و جز این هم هدفی ندارند و با عشوه‌های دختری نوجوان به‌راحتی دین و دنیا را خواهند باخت. از آن‌سو طعنه‌ی نیش‌داری هم به اقلیت‌های مذهبی وارد می‌شود که در پسایای همه‌ی آن‌ تقوا و پرهیزگاری و زهدنشینی با عشوه‌ای دچار برانگیختگی جنسی می‌شوند. در نهایت لیلین دختری نوجوان است که سفری انتزاعی را به درون هر کدام از این دنیاها دارد. دوربین آقای ویلیامز گاه آن‌قدر دچار اکستریم کلوزآپ می‌شود که مخاطب کسالت چهره‌ی لیلین را عمیقاً درک می‌کند و گاه با لرزش‌های عمدی روی دست و گذر از کاراکتری به کاراکتر دیگر پویایی دنیای انتزاعی و ماجراجویانه‌ی لیلین را همچون خوابی زودگذر تعبیر می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟