پوستر فیلم ساختارشکن

در پاسداشت اندیشه

ساختارشکن
Radical
محصول ۲۰۲۳ – مکزیک
ژانر درام
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

از فیلم «انجمن شاعران مرده» تا «معلمان» و «از هم گسستن» معلمانی را شاهد بودیم که علیه آن نظم خشک موجود قد علم می‌کردند و سعی داشتند از دالان اندیشه‌ورزی دانش‌آموزان را با دنیای پیرامون مواجه کنند. از سویی دیگر طی این چند سال با آثاری از سینمای مکزیک روبه‌رو بودیم که از درد و رنج و آینده‌ی مبهم هر دختر و پسری در این سرزمین می‌گفتند؛ فیلم‌هایی چون «ردای جواهرات» و «دعا برای آن‌ها که دزدیده شدند». آقای «کریستوفر زالا» در جدیدترین اثر خود که اقتباسی از یک مقاله در مجله‌ی «وایرد» است سعی دارد هر دو درون‌مایه را در برابر چشم مخاطب قرار دهد.

داستان این فیلم در سال ۲۰۱۱ و در منطقه‌ی ماتامورس مکزیک می‌گذرد. کاراکتر اصلی روایت معلمی با نام «سرخیو خوآرز» است که به تازگی به این منطقه نقل مکان کرده و قرار است در پایه‌ی ششم مدرسه‌ی «خوزه لوربینا لوپز» مشغول به کار شود. اما کارگردان روایت را با چند دانش‌آموز و زندگی‌های شخصی‌اشان آغاز می‌کند تا مخاطب بیشتر و بیشتر در بطن کاراکترها و روابط‌اشان قرار بگیرد. «نیکو» که رهاست و در آستانه‌ی ورود به کارتل مواد مخدر است، «پالوما» که به‌همراه پدر در کنار کوهی از زباله‌ها زندگی می‌کند و امرار معاش‌اشان نیز از همین طریق است و در نهایت «لوپه» که به‌جای مادر حامله در حال نگهداری از برداران و خواهران کوچک خود است. آقای زالا از طریق همین سه کاراکتر مخاطب را به درون مدرسه و رویارویی با معلم جدید می‌برد. سرخیو از همان ابتدا نشان می‌دهد که قرار است غول خفته‌ی درون هر کدام از این دانش‌آموزان را بیدار کند و در نهایت آنها را وادار به پرسشگری کند.

سرخیو سعی دارد اندیشه‌ورزی را به این دانش‌آموزان بیاموزد. او از راه‌حلی ساده برای رسیدن به این هدف استفاده می‌کند و آن طرح مسئله است. گزاره‌های سرخیو دانش‌آموزان را وادار می‌کند تا برای رسیدن به پاسخ یا استدلالی متناسب با گزاره دست به تحقیق بزنند و همین آن‌ها را همچون اجتماعی کوچک که در جست‌و‌جوی خردورزی هستند تصویر می‌کند.

آقای زالا در اثر خود و در کنار این بطن اندیشه‌ورزی سعی دارد گذری هم بر سیاهی زندگی این دانش‌آموزان بزند؛ نوجوان‌هایی که به‌قول «چوچو»، مدیر مدرسه، اکثرشان پس از کلاس ششم دیگر قرار نیست به مدرسه بازگردند، چرا که دوران رایگان تحصیل فقط تا کلاس ششم جریان دارد و پس از آن این کالای پول است که تعیین می‌کند کدام دانش‌آموز حق تحصیل دارد یا خیر. روایت آقای زالا ترکیب موزونی را بین این سیاهی واقعیت و ایده‌آل‌های ذهنی کاراکتر سرخیو برقرار کرده است و سعی دارد از همین طریق و با افزودن کمی ملودرام به داستان همان پایانی را رقم بزند که مخاطب از ابتدا انتظارش را می‌کشد؛ موفقیتی نسبی درون سیاه‌چال واقعیت پیرامون.

فیلم آقای زالا اثری‌ست که نبض آن در حاشیه‌ی همه‌ی شهرهای بزرگ جهان می‌زند و همین باعث هم‌ذات‌پنداری هر مخاطبی با هر زبانی در گوشه‌و‌کنار جهان با آن می‌شود. دوربین او گاه مستندگونه در میان زباله‌ها، کوچه‌های خاکی، گذر دختران نوجوان از کنار جنازه‌هایی که روی زمین افتاده‌اند، صدای تیراندازی‌ها در پس‌زمینه‌ی دیالوگ‌ کاراکترها می‌چرخد و مخاطب را با فضای روایت آشنا می‌کند. اما آقای زالا در این اثر سعی دارد یک چیز را زنده نگاه دارد؛ امید. امیدی که او درون این داستان نشر می‌دهد شاید در سکانسی زیبا میان تلی از زباله و از چشمی یک تلسکوپ به مخاطب نشان داده می‌شود؛‌ زمانی که پالوما و نیکو از طریق تلسکوپ نه در حال تماشای آسمان، بلکه در حال دیدن سایت پرتاب ماهواره‌های اسپیس‌اکس در تگزاس هستند. امید درست در جایی قرار دارد که خط آسمان و دریا به یکدیگر می‌رسند. امید در میان پرسش‌های اخلاقی لوپه و جست‌و‌جوگری او برای رسیدن به پاسخ از میان سطور جان استورات میل قرار دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟