سکانس-پلان تجربی در ژانر اکشن
صحنههای مبارزه در ژانر اکشن مملو از برشهای هستند که هیجان را در حین نبرد پروتاگونیستها و آنتاگونیستها بهتصویر میکشند. من بهشخصه تاکنون فیلم اکشنی ندیدهام که صحنههای نبرد خود را بدون برش قاببندی کند. یوجی شیمامورا، با فیلمهایی همچون «تولد دوباره» و «نینجا علیه بیگانه» و آثاری دیگر، از جمله کارگردانهاییست که مسیر خود را در ژانر اکشن یافته است، حال و در سال ۲۰۲۰ اثری با نام «موساشی: سامورایی دیوانه» را روی پرده برده است.
فیلم با چند کریخوانی از اعضای مدرسهی «یوشیوکا» آغاز میشود که منتظر دوئل موساشی و یک پسر ۵ ساله هستند و بهسبب این نابرابری در مبارزه، قصد دارند از پشت به او حمله کنند. موساشی از روی شاخهی درخت فرود میآید و پسرک را میکشد. برش. از این لحظه تا ۷۷ دقیقهي بعد با سکانس پلانی عجیب در ژانر اکشن مواجه هستیم که بهعنوان یک کار تجربی و نو میتوان آن را نگریست. برای بهتر دیدن این تجربهی نو بهتر است اثر را با ریزبینی مشاهده کنیم و ببینیم آیا میتوان امیدوار بود که در ژانر اکشن دچار نوعی تحول فرمی شویم؟ موساشی از برش اول تا ۷۷ دقیقهی بعد دائم در حال شمشیرزدن است. دوربین بعد از برش روی دست قرار میگیرد. ده دقیقهی ابتدایی این سکانسپلان همچون دوربین بازیهای سومشخص کامپیوتری عمل میکند. شمشیرها کشیده شدهاند و هر کدام قصد ضربه زدن به موساشی را دارند. تاک ساکاگوچی که در فیلم «تولد دوباره» با شیمامورا همکاری داشت، در این سکانسپلان و در نقش موساشی بازی درخشانی از خود ارائه داده است. طبق گفتههای خودش در مصاحبهای که گفته بود همان ده دقیقهی اول یکی از انگشتاناش شکسته میشود، اما همچنان برداشت را ادامه میدهند. بعضی از مخاطبان شاید احساس کنند که خب؟ حالا چه؟ این همه شمشیرزدن تکراری در یک سکانسپلان را برای چه باید دید؟ پاسخ این دسته از مخاطبان را شاید باید اینگونه داد که یکبار دیگر فیلم را از زاویهی همان دوربین روی دست تماشا کنید تا کنار شخصیت اصلی حضور داشته باشید. فرسودگی و خستگی و ازنفسافتادن را همراه او تجربه خواهید کرد. این را هم با یک شمارش ساده میتوان در فیلم شاهد بود که شخصیت موساشی تا انتهای این ۷۷ دقیقه، بیش از ۵۵۰ بار ضربه میزند و این تعداد ضربه با چرخاندن مچها و تنها در یک ساعت و هفده دقیقه آماری شگفتانگیز است و برای نشان دادن خستگی در چهرهی او دیگر نیازی به هیچ جلوهی ویژهای نیست.
این سکانسپلان را باید بهنوعی هجوم کارگردان بهسمت رئالیستی کردن صحنهی نبرد اکشن بهحساب آورد. برای مخاطبی که دائم با برشهای متعدد در صحنههای نبرد مواجه بوده است، شاید این برداشت بلند کمی خستهکننده بهنظر برسد. اما همانطور که گفتم باید چشمها را مانند لنز دوربین روی دست قرار داد و با هر تکان آن و دنبال کردن موساشی، ما هم بهمرور احساس خستگی کنیم. حتی ممکن است سنگینی شمشیر او را نیز احساس کنیم و آن لحظات نفستازهکردناش را بیشازپیش درک کنیم. این فیلم بهلحاظ تکنیکی شاید نقصانهایی داشته باشد و هیچکدام هم بر ما پوشیده نیستند. اما جسارت کارگردان در گرفتن این برداشت را باید باز کردن روزنهای جدید در ژانر اکشن دانست.
ده دقیقهی انتهایی فیلم، هفت سال بعد گرفته شده است. این تأخیر بهسبب خستگی بیشازحد ساکاگوشی بوده است که توان ادامه دادن آن ده دقیقه را نداشته است. بههمین علت زمانی که فیلم برش شش سال بعد را میخورد، موساشی تحولیافته بهلحاظ سنی را شاهد هستیم و این اتفاق بر جنبهی رئالیستی فیلم نیز تأثیرگذار بوده است. فیلم «سامورایی دیوانه» یک اثر تجربی در ژانر اکشن است و بهنوعی میتواند برای سینهفیلها جذابیت خاص خود را داشته باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.