پوستر فیلم بیچارگان

لانتیموس همچون مکملی شیرین برای نوری بیلگه جیلان

بیچارگان
Poor Things
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده، بریتانیا، ایرلند
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

در فیلم «درباره‌ی علف‌های خشک» با صمد به‌عنوان کاراکتر اصلی داستان مواجه بودیم که دچار یأس پس از آزادی فردی شده بود. آقای جیلان در اثر خود این یأس را در طول سه ساعت به‌تصویر کشید و به قبل و پس از آن هیچ ورودی نکرد. گویا اثر جدید آقای لانتیموس مکملی بر اثر آقای جیلان است و یکی از بخت‌های خوب ما تماشای این دو اثر در طول شش ساعت ماراتن سینمایی بود. آقای لانتیموس در اثر جدید خود از تولد تا آزادی اجتماعی را تصویر می‌کند و در این بین کاراکتر خود را زن جوانی با نام «بلا» انتخاب کرده است.

بگذارید ابتدا پیرنگ اثر را با یکدیگر مرور کنیم. دانشمندی با نام «گادوین بکستر» زنی حامله و فوت‌شده را از درون رودخانه پیدا می‌کند. او نوزادی را که درون رحم این زن قرار دارد و از قضا زنده است بیرون می‌آورد و در اقدامی عجیب مغز زن را تخلیه کرده و مغز نوزاد را جایگزین آن می‌کند. «بلا»ی آقای لانتیموس در کالبد یک زن جوان متولد می‌شود و کل روایت نیز حول ماجراجویی‌های او از زمان طفولیت تا رسیدن به انسان انتخاب‌گر، دچار آزادی فردی و در نهایت تأثیرگذار را تصویر می‌کند.

روایت آقای لانتیموس با پریدن آن زن حامله از روی پل به‌عنوان افتتاحیه آغاز می‌شود و با قاب‌هایی سیاه‌و‌سفید و مملو از زاویه‌های چشم ماهی و چشمیِ در ادامه می‌یابد. هر چه روایت پیش می‌رود و قاب‌های رنگی جای قاب‌های سیاه‌و‌سفید را می‌گیرند، گویی بلا از خردسالی به نوجوانی می‌رسد و حال ذهن پرسشگر او در جست‌و‌جوی دریافت معناها از جهان پیرامون است. خدای زمینی قصه‌ی آقای لانتیموس این انسان پرسشگر را به مکاشفه‌ای پرهیجان در اثر خود می‌فرستد و قصد دارد آفرینشی دیگر را رقم بزند.

بلا در این اثر زنی پرسشگر و در عین حال آزاد است. شاید مخاطب سینمای لانتیموس در حین تماشای این اثر «دندان نیش» این کارگردان یونانی را در ذهن مرور کند، اما بلا قرار نیست دچار انزوایی از جنس آن فیلم شود. بلا به‌اندازه‌ی وسعت جهان و گذر از مفاهیم مختلف اجتماعی، سیاسی و اخلاقی و در نهایت فلسفی به کالبد انسان آزاد پا می‌گذارد. او از آنارشیسم جنسی تا انسانی تجربه‌ها را زیست می‌کند. گادوین در این فیلم خود را خدا نمی‌داند و همان تصادفی‌ست که بلا را دچار تناسخی دوباره کرده است. بلا در کالبد ویکتوریا اما با ذهنی کاملاً خالی از هر چیز دنیا را بار دیگر معنا می‌کند. آقای لانتیموس در این مسیر دانکن را همچون نماینده‌ای از سوی جامعه‌ی مردسالار به ماجراجویی با بلا می‌فرستد. او در این همراهی خوب می‌داند که چگونه اسیر سانتیمانتالیسم زرد آثاری چون باربی نشود و در عوض همچون جیلان در فیلم «درباره‌ی علف‌های خشک» در دالان آزادی فردی گام بردارد.

شاید هم‌زمانی انتشار فیلم‌های جیلان و لانتیموس برای مخاطب ایرانی غنیمت بزرگی محسوب شود، چرا که با دو اثر از دو سینماگر مواجه هستیم که در دو فرم مجزا از یکدیگر منفذهایی را برای ورود به درون‌مایه‌ای یکسان قرار می‌دهند. بلا در اثر آقای لانتیموس از صفر مطلق زندگی‌اش آغاز می‌کند، به عصیان نوجوانی می‌رسد، تجربه‌ها را از سر می‌گذراند، در برابر ایدئولوژی‌های جمعی قرار می‌گیرد، به آزادی فردی می‌رسد، یأس حاصل از این آزادی او را در بر می‌گیرد و دوباره برمی‌خیزد و در نهایت بلوغ فکری‌اش را همگام با بلوغ جسمی جشن می‌گیرد. فیلم آقای لانتیموس هم زنانه است و هم انسانی و در میانه‌ی آن حتی دیگر جنسیت فیزیکی بلا برای مخاطب رنگ می‌بازد و صرفاً با انسانی فارغ نگاه جنسیت‌زده مواجه هستیم. بلا پرسش می‌کند، پاسخ‌های مختلف دریافت می‌کند و در نهایت از لابه‌لای آن پاسخ‌ها و تجربه‌ی زیسته‌اش مسیری جدید را برمی‌گزیند. تعریف نقل‌قول‌شده‌ی گادوین از بلا در باب جریان زندگی و علم شاید بهترین تعریف از درون‌مایه‌ی اثر آقای لانتیموس باشد. تعریفی که هر انتخاب را همچون پاسخ دریافتی از یک آزمایش علمی می‌انگارد و تا آزمایش بعدی و رسیدن به کشفی نو و مسیری جدید پرسش‌هایی نو در ذهن مطرح می‌شوند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟