اکشن سینوسی
شاید با شنیدن اصطلاح «دست راست سرخ» بهیاد ترانهای از «نیک کیو» با همین نام بیفتیم و در ادامه استفادههایی که از این ترانه در آثار تلویزیونی و سینمایی شده است (بهخصوص در سریال پیکی بلایندرز). اما این اصطلاح استعارهای از انتقام الهی است که در بهشت گمشدهی میلتون نیز به آن اشاره شده است. برادران «نلمز» در جدیدترین اکشن خود بهسراغ این اصطلاح رفتهاند تا در شهری کوچک کاراکتر اصلی خود را تبدیل به دست راست سرخ خداوند کنند. در سال ۲۰۲۰ اثری دیگر از این دو برادر را با نام «مرد چاق» مرور کردیم که اکشنی ضعیف در قالب آثار کریسمسی بود. این دو برادر همهی سعی خود را دارند تا تبدیل به اکشنسازهای جریان اصلی هالیوود شوند، اما تا آن زمان گویا مسیری طولانی در پیش دارند.
فیلم حول کاراکتری با نام «کش» تصویر میشود که همراه خواهرزاده و همسر خواهرش یک مزرعه را اداره میکنند. آنچه برادران نلمز قرار است از این کاراکتر برای مخاطب بگویند این است که کش سالهاست اعتیاد را ترک کرده است، خواهرش مدتها پیش بر اثر اوردوز فوت کرده است و حال همسر همان خواهر دچار اعتیاد به الکل است. اما این دو برادر قرار نیست به درون زندگی این سه کاراکتر بروند و درامی را در شهری کوچک در ایالات متحده تصویر کنند. آنها روی شرور داستان را هم تصویر میکنند؛ «بیگ کت» که صاحب کارتل بزرگ مواد مخدر در این شهر است. کش قبلاً بخشی از گروه او بوده است و پس از مرگ خواهر دیگر از آنها جدا میشود تا خواهرزاده را تنها نگذارد. روایت برادران نلمز حول درگیری کش با بیگکت میگذرد و مخاطب نیز طی نزدیک به دو ساعت با روایتی سینوسی مواجه است.
اما چرا این اکشن سینوسی است و قرار نیست مخاطب این ژانر را همراه خود کند؟ مشکل آنجاست که برادران نلمز مانند اثر قبلی خود صرفاً روی یک درونمایه متمرکز نیستند. آنها نه تصویر درستی از این شهر کوچک به مخاطب میدهند و نه بیگکت و کش را سینمایی شخصیتپردازی میکنند. قابهای آنها دائم سعی دارد از طریق کلیسا و واعظی که خود قبلاً در دام شرارت بوده به مخاطب یادآوری کنند که عنوان فیلم را فراموش نکن. اما در عمل آن چیزی که مقابل چشم قرار دارد بریدههایی از تلاش نافرجام این دو برادر برای ارائهی یک اکشن انتقامی است. روایت این دو برادر آنقدر تکهپاره شده که مخاطب را برای آنی دچار همذاتپنداری با کاراکترهای اصلی خود نمیکند. برادران نلمز حتی در بازنمایی خشونت و سکانسهای اکشن نیز کمیتاشان لنگ است. آنها گاه سعی میکنند مخاطب را در برابر اکشنی بسیار خشن قرار دهند و گاه بهیکباره رویاشان را برمیگردانند تا کاراکتر اصلی را سالم و بیخش تحویل روایت دهند. تکلیف این دو برادر در سینمای اکشن با خودشان مشخص نیست و شاید همین درد اصلی روایتهای ناقص آنهاست. فیلم «دست راست سرخ» قرار بوده اکشنی انتقامی باشد، اما در عمل تبدیل به روایتی مریض و بیجان شده که تا آخرین فریم خود هم یارای ایستادن ندارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.