پوستر فیلم آزمایش دو سو کور (بیدار بمان)

مالیخولیای ایرلندی

آزمایش دو سو کور (بیدار بمان)
Double Blind
محصول ۲۰۲۴ – ایرلند
ژانر دلهره
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

ابتدا بگذارید تکلیف خود را با عنوان فیلم مشخص کنیم. در برخی از سایت‌ها ترجمه‌ی این فیلم را «بیدار بمان» انتخاب کرده‌اند و در معنای کلی و علمی عنوان فیلم «آزمایش دو سو کور» است که انسان هدف این آزمایش‌ها قرار می‌گیرد. این نام به این سبب به چنین آزمایش‌هایی اطلاق می‌شود که هم طرف آزمایش‌کننده و هم طرف داوطلب نمی‌توانند نتیجه‌ی آزمایش را دچار تغییر کنند و به‌همین سبب است که ریسک چنین آزمایشاتی باید از سوی داوطلب پذیرفته شود. فیلم جدید آقای «یان هانت-دافی» قرار است از طریق کاراکتری با نام «کلر» به درون آزمایش دو سو کور شرکتی داروسازی با نام «بلک‌وود» برود. روایت با افتتاحیه‌ای خشن آغاز می‌شود که طی آن یک موش آزمایشگاهی در حفره‌ی یک گیوتین کوچک قرار می‌گیرد و به‌محض آزاد شدن تیغه‌ی گیوتین عنوان فیلم ظاهر می‌شود. دوربین آقای دافی از همان ابتدا کلر را به‌عنوان کاراکتر اصلی خود انتخاب می‌کند و مخاطب چنین دلهره‌هایی می‌داند که این انتخاب یا کلر را به‌عنوان آخرین قربانی تصویر خواهد کرد یا از طریق همین کاراکتر راه نجات نشان داده خواهد شد.

آقای دافی در اثر خود سعی دارد کلر و دیگر داوطلبانی را که در این آزمایش همراه او هستند وارد آزمایش یک دارو توسط شرکت بلک‌وود کند. نه آن‌ها می‌دانند این دارو برای درمان چه نوع بیماری‌هایی است و نه دکتر آزمایش‌کننده و نه حتی کارگردان تمایلی دارد پاسخ این پرسش را بدهد. از همین طریق است که مخاطب با اثری روبه‌روست که در آن کارگردان تلاش دارد تا تمرکز اصلی را روی زندگی گذشته‌ی کلر و نوع تقابل‌اش با دیگران قرار دهد. در ادامه و با مشخص شدن اثرات جانبی این دارو در دوزهای بالاتر این تقابل با گذشته شیوه‌ای مالیخولیایی به خود می‌گیرد. داروی مورد نظر در ابتدا که با دوزهای پائین استعمال می‌شود باعث بی‌خوابی مفرط می‌شود و در ادامه که دوزها را بالاتر می‌برند گویی فعالیت مغز شدیدتر شده و خستگی آن بی‌خوابی‌ها به‌سراغ فرد می‌آید؛ ‌اثری همچون آمفتامین‌ها. با مرگ آلیسون پس از خوابی کوتاه، دلهره به سراغ همه‌ی این کاراکترها می‌آید و در ادامه با فشرده شدن دکمه‌ی قرنطینه تمام درهای آزمایشگاه بسته شده و این کاراکترها باید ۲۴ ساعت آینده را با تهاجم بی‌رحمانه‌ی خواب مقابله کنند و بیدار بمانند.

پرده‌ی دوم روایت تقابل کلر با مالیخولیای گذشته و توهم پلک‌های سنگین و آن در همیشه بسته در کودکی‌اش است. آقای دافی خیلی تمیز و با استفاده از میزانسن تقریباً عریان‌اش این تقابل توهم‌زا را در برابر مخاطب قرار می‌دهد تا در انتهای این پرده فاصله‌ی بین انتزاع و واقعیت را کم و کمتر کند. او در انتهای پرده‌ی دوم ضربآهنگ اثر را بالاتر می‌برد تا زیرژانر اسپلتر نیز به ساختار روایی اضافه شود. با شروع پرده‌ی سوم است که مخاطب با نشانه‌هایی که کارگردان در برابرش قرار می‌دهد و پس‌و‌پیش شدن کنش‌ها و واکنش‌های کاراکترها گویی در برزخ بین واقعیت و توهم کاراکترها اسیر می‌شود. اما آن چیزی که باعث می‌شود روایت کمی از تک‌و‌تا بیفتد شخصیت‌پردازی نهایی کلر است. از کاراکتر مستقل و تنها و تقریباً بی‌خانمانی که وارد این روایت شده انتظار می‌رود برای رهایی و نجات مکث‌های کلیشه‌ای ۱۳ساله‌های هالیوودی را کنار بگذارد، اما کلر این قصه در پرده‌ی سوم و در چند بزنگاه به‌ناگاه تبدیل به اومانیستی جان‌فدا می‌شود و باید گفت این نقاط در روایت کلیت اثر آقای دافی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در نهایت باید گفت با اثری بین رئالیسم و انتزاع با درون‌مایه‌ای پرطرفدار در سینمای دلهره مواجه هستیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟