پوستر فیلم معشوقه‌ی میلر

تلاش ناقص کارگردان برای بازنمایی اروتیکی ادبی

معشوقه‌ی میلر
Miller's Girl
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

خانم «جید بارتلت» در اولین اثر بلند سینمایی خود به‌عنوان کارگردان سعی کرده از بین سطور هنری میلر مخاطب را وارد فضایی اروتیک و کلیشه‌ی رابطه‌ی لولیتایی کند. داستان او در باب دختری تنها با نام ««کایرو» است که در تنسی زندگی می‌کند. کایروی ۱۸ ساله به‌سبب شغل والدین‌اش همیشه تنهاست و در این فیلم نیز ما هیچ‌گاه آن‌ها را نمی‌بینیم. او در سال آخر دبیرستان به‌سر می‌برد و سعی دارد برای زندگی به‌زعم خود کسالت‌بارش هدفی را تعیین کند؛ از ادبیات تا ورود به دانشگاهی چون ییل. پس از این مقدمه اولین برخورد این دختر دبیرستانی و «جاناتان میلر» به‌عنوان دبیر ادبیات‌اش شکل می‌گیرد و تقریباً پس از این برخورد دیگر باید انتظار اولین بوسه را بین این دو بکشیم و در نهایت همان کلیشه‌های جدایی دردناک دختر دبیرستانی و مرد میانسال پرده‌‌‌‌ی سوم فیلم را شکل می‌دهد.

خانم بارتلت در این فیلم همه‌ی سعی خود را کرده از کلیشه‌ها در مسیری که خودش می‌خواهد استفاده کند، اما در نهایت دقیقاً همان کلیشه‌های لولیتایی انتظار او و مخاطب را می‌کشد. این کارگردان زن سعی دارد مخاطب را از جزئی‌ترین رفتارهای میلر آگاه کند تا درک درستی از این کاراکتر را به او بدهد. باید گفت در این زمینه موفق عمل کرده است و پس از افتتاحیه‌ این جاناتان میلر است که تبدیل به کاراکتر اصلی داستان می‌شود و کایرو در پشت پرده قرار می‌گیرد.

خانم بارتلت در متن روایت خود سعی دارد گذری به دنیای ادبی هنری میلر و نگاه آزاد او به مقوله‌ی سکس در کتاب‌های‌اش بزند. گویی او با انتخاب نام خانوادگی میلر برای کاراکتر اصلی‌اش قرار است هنری میلری دیگر متولد کند و در پرده‌ی دوم بیشتر و بیشتر به این هدف کارگردان پی می‌بریم. جالبی ماجرا آنجاست که نام زن جاناتان نیز «بئاتریس» است. اولین زن هنری میلر نیز بئاتریس نام داشت. همین چفت شدن کدهای تاریخی و زندگی کاراکتر اصلی داستان ما را قرار است برای این‌همانی جاناتان و هنری میلر آماده کند. این درست همان نقطه‌ای است که خانم بارتلت از صمیم قلب امید داشته تا از دست کلیشه‌ها فرار کند. اما رخدادهای داستان چیز دیگری می‌گویند و این‌همانی با هنری میلر فقط در متن مقاله‌ی اروتیک و کاملاً جنسی کایرو خلاصه می‌شود و بسط پیدا نمی‌کند. جاناتان این قصه قوت آن را ندارد که مخاطب را درگیر دنیایی از جنس هنری میلر کند و ضعف شخصیت‌پردازی خانم بارتلت درست در همین‌جاست.

اما در نهایت نمی‌توان از دیالوگ‌نویسی زیبای خانم بارتلت و خلق فضاهای دراماتیک او نیز چشم پوشاند. دیالوگ‌های بین بئاتریس و جاناتان، وینی و بوریس و در نهایت کایرو و جاناتان نقاط قوت و انفجاری این اثر به‌شمار می‌روند و همین‌ها هستند که باعث می‌شوند مخاطب این اثر سردرگم و ناقض را تا انتها پی بگیرد. شاید باید اینگونه گفت که روایت خانم بارتلت در دیالوگ‌ها جان می‌گیرد و در سکانس‌هایی که خبری از دیالوگ نیست و قرار است ترکیب موسیقی پر از تعلیق و برش‌ها مخاطب را در بطن حوادث فیلم قرار دهند دیگر خبری از شم سینمایی نیست و این موسیقی متن است که بر تصاویر سوار است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟