پوستر فیلم ردای جواهرات

انتزاع رنج و انفعال

ردای جواهرات
Robe of Gems
محصول ۲۰۲۲ – مکزیک، آرژانتین، ایالات متحده
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در سال ۲۰۲۱ فیلم زیبای «دعا برای آنان که دزدیده شدند» را مرور کردیم. خانم «تاتانیا هوئزو» بعد از چند تجربه در سینمای مستند اولین اثر داستانی خود را روی پرده برده بود. او در این اثر رنج مضاعف زنان و دخترانی در حاشیه‌‌های روستایی در مکزیک را تصویر می‌کرد؛ دخترانی که همیشه در معرض خطر دزدیده شدن توسط کارتل‌ها بودند و مادرانی که برای دیدن جوانی دختران‌اشان دو راه بیشتر نداشتند؛ کندن گورهای کم‌عمق برای پنهان شدن و تراشیدن گیسوان دختران‌اشان تا از ظرافت زنانه دورتر شوند. حال خانم «ناتالیا لوپز گالاردو» در اولین تجربه‌ی سینمایی خود از زاویه‌ای دیگر این رنج تحمیلی بر زنان را تصویر می‌کند. او زبان انتزاع را انتخاب کرده است.

کاراکتر اصلی فیلم خانم گالاردو زنی با نام «ایزبل» است که در حال جدا شدن از همسرش است و به‌همراه دختر و پسرش به عمارت خانوادگی‌اشان در یک روستا آمده است. سکانس‌های ابتدایی فیلم همهمه‌های درون استخر این عمارت، جر و بحث ایزابل و همسرش و در نهایت وارد شدن کاراکتر «ماریا» هستند. ماریا دومین کاراکتر اصلی و در اصل دومین زن این قصه است که گویی کل روایت حول داستان او و خواهرش تصویر می‌شود؛ خواهری که شب به خانه نیامده و همه بر این باورند که ربوده شده است. سکانس بعدی «روبرتا» به‌عنوان ضلع سوم این روایت پا در میان قاب می‌گذارد. او یک افسر پلیس محلی است که دقیقاً در میان بحران و عصیان نوجوانی پسر نوجوان‌اش اسیر شده است؛‌ پسری که تمایل دارد به کارتل محلی بپیوندد. خانم گالاردو در سکانس‌های ابتدایی روایت خود را چنان وسیع و در عین حال عریان تصویر می‌کند که مخاطب به‌آنی در آن گم می‌شود. قرار است این سه زن برای رسیدن به کدام مقصد یکدیگر را یاری دهند؟ باید گفت که هیچ مقصدی در کار نیست. خانم گالاردو هر سه زن را در سه دنیای مختلف اما در یک قاب تصویر می‌کند تا روایت‌اش را به‌اندازه‌ی سه زندگی وسیع کند. او در عین حال به‌سراغ درون‌مایه‌ی انفعال مردمانی می‌رود که هر روز یکی از آن‌ها برای همیشه ناپدید می‌شود و آن‌ها فقط صدای تلویزیون را بیشتر می‌کنند تا صدای مویه‌ای را نشنوند(سکانسی که فرزند روبرتا برای پدرش تلویزیونی جدید را از دستمزد کارتل خریداری می‌کند و پدر نیز برای ماندن در نشئگی انفعال صدای آن را بالا می‌برد).

خانم گالاردو ایزابل را تبدیل به زنی می‌کند که قرار است در این اجتماع کوچک سرش را از درون لاک بیرون بیاورد و هر طور که شده خبری از خواهر ماریا به دست آورد. به سکانسی که ایزابل در دفتر مفقودین در حال شنیدن مکالمات بین افسران و مردمان است دقت کنید. در این سکانس کارگردان بدون آنکه موقعیتی دراماتیک را خلق کند، فقط از طریق مکالمات بار سنگین این رنج و انفعال را تصویر می‌کند.

این فیلم سخت است و برای تماشای آن باید عزم خود را جزم کنید. در این اثر انبوهی از پس و پیش‌های زمانی را شاهد هستیم که گویی برای لحظه‌ای مخاطب را به درون گذشته‌ی ایزابل می‌برند یا او را در میان برزخ مردگان رها می‌کنند. مخاطب در این رفت‌و‌برگشت‌ها گاه حتی حس می‌کند ایزابل دیگر وجود ندارد و خانم گالاردو با علم به این ظن و شک در ذهن مخاطب سکانس‌هایی را متقارن با این شک تصویر می‌کند. این کارگردان زن مکزیکی گاه از زاویه‌دید کاراکتری که مخاطب نمی‌بیند مکالمه‌ای را خطاب به او تصویر می‌کند و حتی برای لحظه‌ای دچار برش نمی‌شود تا مخاطب برای لحظه‌ای درگیر این مکالمه شود. او در این مکالمات از نماهای برسونی استفاده می‌کند و در میان آن‌ها دست‌هایی را می‌بینیم که یا در حال غذا خوردن هستند یا کاری دیگر را انجام می‌دهند. روایت خانم گالاردو شعری سخت است که مخاطب را وادار می‌کند تا تلاشی سخت برای پیدا کردن معنای آن داشته باشد. این روایت قصه‌ی رنج است و انفعال و ماریا نماد این تناقض است. او درست برای کارتلی کار می‌کند که می‌داند شاید مفقود شدن خواهرش کار آن‌ها باشد. او با دستان خود برای مردانی غذا می‌پزد که شاید تن نحیف خواهرش را در جایی دفن کرده باشند. اما خانم گالاردو در این رنج قرار نیست شفقتی برای ماریا به خرج دهد و در عوض تلاش بی‌ثمر ایزابل و روبرتا را در دو مسیر متفاوت به‌عنوان تناقض انفعال ماریا تصویر می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟